شما چگونه هستید؟ آیا نه گفتن برایتان سخت است؟ آیا به جای روبرو شدن با مسائل، آن را دور میزنید؟
نه گفتن برای افراد با جرأت آسان است. آنها نگران اینکه در دید دیگران بد جلوه کنند، نیستند. آنها میدانند که آنها تعهّدی نسبت به خواسته های دیگران ندارند. از سوی دیگر، جواب رد دادن برای افراد منفعل بسیار سخت است.
بگویید که شما خواسته ای از من دارید که برایم ناخوشایند است. پس میخواهم بگویم نه.
- رفتارمنفعل : بله گفتن درحالیکه در ذهن میگویند وای چه مزاحمتی! یا آسمان ریسمان کردن و آوردن بهانه های نه چندان جدّی برای رفع تقصیر کردن.
- رفتار پرخاشگرانه : یک پاسخ رک و بی پرده درحالیکه ذهن میگوید «چرا من باید …انجام دهم؟»
- رفتارهای قاطع و جسورانه : یک لبخند گرم و دوستانه درحالیکه میگوید نه، عذر میخواهم ولی این برای من راحت نیست. من برنامه ی دیگری دارم.
بله گفتن به خواسته ی دیگران علیرغم عدم تمایل واقعیتان، در دراز مدت تنها به خود شما آسیب میزند و شما را در معرض خطر استرس بیشتر قرار میدهد و از اعتماد به نفستان و از احترامی که برای خود قاتلید، کم میشود.
«اگر میخواهیم پا به دنیای واقعی اعتماد به نفس بگذاریم بایستی عادت تلاش دائم برای خشنود نگهداشتن همه ی مردم را بشکنیم. »گائل لیندنفیلد[۱]
| در مورد همه ی آن کارهایی که هفته گذشته با دیگران یا برای دیگران انجام دادهاید، فکر کنید. بعد سراغ تک تک آنها بروید. آیا شما :
§ این فعالیّت را شروع کردهاید؟ § با کمل میل و حس خوشحالی، همراه و پذیرای پیشنهاد فرد دیگری شدید؟ § منفعلانه به خواسته ی دیگران موافقت کردید و در مقابل قضاوت و خواسته خود ایستادید؟ |
| فقط برای امروز به همه ی درخواستهایی که از شما میشود نه بگویید مگر اینکه کاری را واقعاً بخواهید انجام دهید. سپس همین رویه را در روز بعد پی بگیرید و روز بعد از آن نیز تکرار کنید والی آخر … |
| هر گاه فرصت مناسبی پیش میآید، نه گفتن روشن و بدون ابهام را تمرین کنید. هنگام گفتن آن گوشتان را شنوای آن کنید. لبخند بزنید. از یک تن صدای خوشایند و گرم استفاده کنید. زبان بدنتان را بکار بندید تا به طرف مقابل نشان بدهید که در آن لحظه ناراحت نیستید. اگر دوست دارید پاسخ ملایمی برای عدم پذیرش خود انتخاب کنید تا طرف مقابل دلخور نشود. به عنوان مثال :
§ من ترجیح میدهم، که به … نه بگویم. § این ایده فوقالعاده ای است، اما من در حال حاضر واقعاً به آن علاقه ای ندارم. § به خاطر مشکلتان متأسفم ولی از دست من کاری برای کمک به شما بر نمیآید. شما الزامی برای توجیه تصمیم خودتان ندارید. |
| یک سناریو ازجمله سناریو دعوت شدن به جشنی که شما نمیخواهید به آنجا بروید را انتخاب کنید و در ذهنتان تمرین کنید که به این دعوت جواب رد دادهاید |
| به دیگران اجازه ندهید که بار مسئولیت مشکلاتشان را به پشت شما بنهند، مگر اینکه واقعاً تمایل به مشارکت و درگیر شدن در مشکلاتشان را داشته باشند. مرز این دو را مشخص کنید. به آنان اجازه دهید که از خواسته ی درونی شما که جواب رد به خواستهشان است، آگاه شوند. |
| جواب ردّ خود را به طور واضح و روشن و بدون طرد کردن شخص مورد نظر بیان کنید. یک روش، تعریف و تمجید کردن قبل از جواب رد دادن وجود دارد . برای مثال :
«من واقعاً کار شما را تحسین میکنم ولی من الآن نمیتوانم در این کار به شما کمک کنم.» |
| مواقعی که راهی برای تعدیل جواب ردّتان وجود ندارد – تنها کاری که بایستی انجام دهید گفتن نه و تداوم آن تا زمانی است که طرف مقابل پیام شما را به طور کامل دریافت کند. |
«آنچه که آنها راجع به من فکر میکنند، مهمترین چیز نیست بلکه آنچه مهم است این است که من راجع به آنها فکر میکنم.»ملکه ویکتوریا[۲]
هنگامی که دیگران از نقطه نظری مخالف با افراد فاقد اعتماد به نفس سخن می رانند، افراد فاقد اعتماد به نفس اغلب تمایل دارند که همچون کبک سر خود را در بالین فرو برند و هیچ نگویند.
تعاریف و انتقادات (سرزنشها)
به نظر شما زندگی بدون هیچ انتقاد و سرزنشی، فوقالعاده نمیشد؟ شاید، اما به هر حال چنین چیزی غیر ممکن است. کارفرمایان، همسران، فرزندان، والدین، دوستان و همکاران هرچند وقت یکبار شما را مورد انتقاد و سرزش قرار میدهند. شما نمیتوانید آن را متوقف کنید ولیکن میتوانید یاد بگیرید که آن را تحت کنترل خود در بیاورید.
نگرش شما نسبت به انتقاد به شدّت تحت تأثیر تجربیات دوران کودکی تان قرار دارد؛ والدین انتقادی تمایل به پرورش دادن کودکان دارند. چنین کسانی با کوچکترین انتقادی به راحتی صدمه میبینند یا خجالت میکشند، امّا اگر به اندازه ی کافی به خودتان اطمینان داشته باشید، با یک انتقاد یا سرزنش، بیخودی نگرانی به خودتان راه نمیدهید. توجه کنید که کسانی که به طور دائم دیگران را مورد انتقاد قرار میدهند، معمولاً نسبت به خود احساس بدی دارند و با انتقاد و سرزنش کردن دیگران، اعتماد به نفس پایین خود را به دیگران فرافکنی میکنند.
ناتوانی در پذیرش تعریف و تمجید دیگران نیز نوعی دیگر از عزّت نفس پایین است. افراد فاقد اعتماد به نفس، اغلب تعاریف دیگران را با سوءظن میبینند و تعجب میکنند که چرا که دیگران آنقدر با او مهربان هستند و به دنبال انگیزه ی پنهانی آن میگردند. با شنیدن تعاریف و تمجیدها تسلی خاطر می یابید. تعریف و تمجید هم برای گیرنده، هم برای فرستنده آن، باعث احساس خوب می شود و هم سازنده ی اعتماد به نفس می باشد.
“آنچه که شما راجع به من فکر میکنید، به من ربطی ندارد”.تری کل – وایت تیگر[۳]
| از خود بپرسید که چگونه به سرزنشها پاسخ میدهید؟ هنگامی که مورد نکوهش قرار میگیرید، چه احساسی به شما دست میدهد؟ آیا شما دکمه ای دارید که مناطق بسیار حسّاس که فوراً احساسات شدید دفاعی را در شما به سرعت فعال کند!؟ آیا میدانید، منشأ آنها از کجاست؟
در صورت عدم آگاهی از نقطه ضعفهای خود، دیگران ممکن است روی آنها تمرکز کنند و به عمد با طرح کردن همین نقطه ضعفها باعث شرمساری و تحقیر شما شوند. |
| هنگامی که کسی از شما عیب جویی میکند، قبل از واکنش نشان دادن، ببینید چرا آنها این کار را میکنند، آیا کارشان دلیل مشخصّی دارید، آیا عیب جویی آنها، یک انتقاد منصفانه است؟! اگر عیب جویی آنها به دور واقعیت است، با استفاده از مهارتهای جرأت ورزی، آن را خیلی محکم و قاطعانه رد کنید.
اما اگر احساس میکنید که آنها صلاح شما را میخواهند و انتقادشان منصفانه است، از آنها تشکر کنید و ازانتقادشان یاد بگیرید و به اشتباهات خود اعتراف کرده و بابت آن عذرخواهی کنید. پذیرفتن اشتباهات، نیازمند اعتماد به نفس و عزت نفس بالاست. |
| آیا اغلب خود را موضوع نکوهش و سرزنش دیگران مییابید؟ اگر جوابتان آری است، فکر کنید و ببینید علّت کجاست؟ |
| اگر ضرورتی برای انتقاد کردن میبینید :
§ با دقّت، زمان و مکان مناسبی را برای انتقاد، انتخاب کنید تا آنها پذیرای پیام شما باشند. § هرگز در مقابل دیگران، فردی را مورد انتقاد قرار ندهید. همان طور که شما از این کار خوشتان نمیآید، آنها نیز از این کار خوششان نمیآیند. § رفتار فرد را مورد انتقاد قرار دهید و کل شخصیّت فرد را زیر سؤال نبرید. برای رفتاری که مورد انتقاد قرار میدهید، نمونه و مثال بیاورید. § از برچسب زدن پرهیز کنید: از توهین، فحش و ناسزا و به زبان آوردن کلماتی چون تنبل، احمق و نادان خودداری کنید. |
| برای انتقاد کردن ابتدا نکات مثبت را بیان کنید. سپس انتقاد کنید. بالأخره با اظهارات سازنده، مطلب خود را به پایان برسانید.
به عنوان مثال؛ «همان طور که میدانید من کار شما را میپسندم و از اینکه به جمع ما ملحق شدی خوشحالم امّا اینجا یک نکته ی قابل ذکر وجود دارد و آن مسأله، دیر آمدن شماست: دیروز نیم ساعت دیر آمدید. سه شنبه بیست دقیقه تأخیر داشتید. من میدانم که در حال حاضر، وضعیت اتوبوس ها چگونه است. ولیکن از شما میخواهم که تلاش کنید که وقت شناس باشید. خوب، اکنون به کارتان ادامه دهید. بودن شما در گروه باعث خرسندی ماست». |
| به تعاریفی که از شما میشود، دقّت کنید. راز تعریف کردن، ارائه آن در لحظه ی مناسب، کوتاه و مختصر کردن آن و بالاخره سکوت است. صادقانه بگویم، بیشتر مردم تمایل به پاچه خواری و تملق توخالی دارند.
وقتی از کسی تعریف میکنید، خودتان را خراب نکنید. جملات زیر غیر ضروری هستند و اغلب به طور ناخودآگاه پیام منفی راجع به شما، به دیگران میفرستند : «من به خوبی شما نمیتوانستم انجام دهم، آن خیلی خوب است» «من مات (تحت تأثیر) نحوه ی مواجه شما با این مشکل قرار گرفتم» |
| هنگامی که کسی از شما تعریف میکند، لبخند بزنید و بگویید؛ متشکرم یا شما لطف دارید. این همه ی آن کاری است که بایستی انجام دهید. این شیوه، نه تنها در شما احساس خوبی ایجاد میکند بلکه نشاندهنده احترام شما به طرف مقابل (فرد تعریف کننده) نیز خواهد بود. |
[1] -Gael Lindenfield
[2] -Queen Victoria
[3] -Tery Cole-Whittoker




