تفاوت رابطه پدر و مادر با فرزندان

چرا رابطه پدر با فرزند از نظر روانشناسی با رابطه مادر تفاوت دارد و هر کدام چه اثر متفاوتی روی افسردگی می ‌گذارند.

از نظر روانشناسی، رابطه پدر و مادر با فرزند معمولاً نقشهای متفاوتی در رشد عاطفی کودک دارند. این تفاوت به این معنا نیست که یکی مهمتر از دیگری است؛ بلکه هر کدام نوع خاصی از نیازهای روانی کودک را تغذیه می ‌کنند. همین تفاوت باعث می ‌شود اثر آنها بر خطر یا پیشگیری از افسردگی نیز کمی متفاوت باشد.

۱. نقش مادر: پایه امنیت عاطفی

در بسیاری از خانواده‌ها، مادر اولین فردی است که کودک با او پیوند عاطفی عمیق برقرار می ‌کند. در روانشناسی این پیوند را دلبستگی[۱] می ‌نامند.

مادر معمولاً در سالهای اولیه:

– منبع اصلی آرامش و تسکین کودک است

– به نیازهای جسمی و عاطفی او سریع پاسخ می ‌دهد

– کمک می ‌کند کودک احساس کند دنیا جای امنی است

اگر این رابطه گرم و پاسخگو باشد، کودک احساس امنیت درونی پیدا می‌ کند. این امنیت یکی از مهمترین عوامل محافظت ‌کننده در برابر افسردگی در آینده است.

اما اگر در این رابطه:

بی ‌توجهی عاطفی زیاد باشد

– ارتباط ناپایدار یا سرد باشد

– یا کودک احساس کند دیده و فهمیده نمی ‌شود

ممکن است در آینده با احساس ناامنی، اضطراب یا افسردگی بیشتر روبرو شود.

۲. نقش پدر: گسترش دنیای کودک

پدر در بسیاری از پژوهشهای روانشناسی به عنوان فردی شناخته می ‌شود که کودک را از فضای امن خانه به سمت دنیای بیرون هدایت می‌ کند.

پدر معمولاً بیشتر:

– کودک را به تجربه‌ های جدید تشویق می ‌کند

– در بازیهای فعال و چالش ‌برانگیز شرکت می ‌کند

– استقلال و جرأت کودک را تقویت می ‌کند

این نوع تعامل به کودک کمک می ‌کند:

اعتماد به‌ نفس پیدا کند

– با چالشها روبرو شود

– شکستها را تحمل کند

این مهارتها در آینده باعث می ‌شوند کودک در برابر شکستها و فشارهای زندگی مقاومتر باشد؛ چیزی که در پیشگیری از افسردگی نقش مهمی دارد.

۳. تفاوت در نوع بازی و تعامل

تحقیقات نشان می ‌دهد نوع بازی مادر و پدر معمولاً متفاوت است:

مادر بیشتر:

– بازیهای آرام

– گفتگو

– فعالیتهای مراقبتی

پدر بیشتر:

– بازیهای پر تحرک

– چالش و هیجان

– شوخی و رقابت

این تفاوتها به رشد تنظیم هیجانی و انعطاف روانی کمک می ‌کنند. کودک هم آرامش و هم مقابله با هیجانهای شدید را یاد می ‌گیرد.

۴. تأثیر ترکیب این دو رابطه

سلامت روان کودک زمانی بیشترین حمایت را دریافت می ‌کند که هر دو نقش وجود داشته باشد:

– مادر¬  احساس امنیت و پذیرش

– پدر ¬ احساس توانایی و استقلال

وقتی کودک همزمان این دو تجربه را داشته باشد، احتمال اینکه در مواجهه با مشکلات زندگی دچار افسردگی شدید شود کمتر می ‌شود.

۵. اگر یکی از این نقشها ضعیف باشد

اگر یکی از این روابط آسیب ببیند، ممکن است اثراتی ایجاد شود. برای مثال:

– کمبود امنیت عاطفی اولیه ¬ افزایش اضطراب و احساس نا ایمنی

– کمبود تشویق به استقلال ¬ کاهش اعتماد به‌ نفس و احساس ناتوانی

با این حال باید توجه داشت که هیچ نقش انسانی کاملاً جایگزین ‌ناپذیر نیست. گاهی یک والد می‌تواند بخشی از هر دو نقش را ایفا کند، یا افراد دیگری مثل پدربزرگ، مادربزرگ، معلم یا مراقب عاطفی می ‌توانند بخشی از این حمایتها را فراهم کنند.

در نتیجه، تفاوت رابطه پدر و مادر بیشتر در نوع حمایت عاطفی و رشدی است:  مادر بیشتر پایه امنیت و آرامش را می‌ سازد، و پدر بیشتر اعتماد به ‌نفس و مواجهه با جهان بیرون را تقویت می‌ کند. ترکیب این دو تجربه به شکل‌ گیری روانی سالمتر و کاهش احتمال افسردگی در آینده کمک می ‌کند.

[۱] Attachment

دیدگاه‌ خود را بنویسید

//
تیم پشتیبانی ما اینجا هستند تا به سوالات شما پاسخ دهند. لطفا نظر خود را با ما به اشتراک بگذارید.
👋 سلام، چطور می توانیم کمک تان کنیم؟
به بالا بروید