پشت ماسک فریبنده و با اعتماد به نفس بسیاری از افراد مشهور، چهره ای به شدت خجالتی خوابیده است.
از شخصیتهای معروف که با کمبود اعتماد به نفس دست و پنجه نرم میکرد، وینستون چرچیل، آبراهام لینکلن، رابین ویلیامز، مارلین مونرو بود.چرچیل با وجود اینکه یکی از بزرگترین رهبران قرن بیستم بود، اما در طول زندگیش با افسردگی و شک به خود مواجه بود. چرچیل این حالت را “سگ سیاه” مینامید و با آن مبارزه میکرد.
همین الآن ،تصمیم بگیرید که خودتان را با عشق و احترام درمان کنید و قبول کنید که این کار بهترین راه برای باقی زندگیتان است.
وضعیت اطمینان شما چگونه است؟
وضعیت اعتماد به نفس شما چگونه است؟ در هر صورت اطمینان چیست؟ و با اعتماد به نفس و خود انگاره چه ارتباطی دارد؟
خود انگاره ی شما – نحوه ای که خود را میبینید – متشکل از ۳ احساس و باور اصلی است :
- – خود ارزشمندی : ارزشی که برای خود قائل هستید – نحوه ای که احساس راحتّی میکنید و احساس ارزشمند خوشبختی و موفقیت را گسترش میدهید.
- – احساس شایستگی و لیاقت نسبت به خود : باورهای شما در مورد ظرفیت تان برای رسیدن به موفقیت، حل مسأله و فکر کردن درباره ی ویژگی های شایسته خودتان،تغذیه کننده این احساسات هستند.
- – احساس تعلق : اینکه آیا شما احساس میکنید که پذیرفته شده و مورد احترام دیگران هستید.
- ارزیابی شما از خود ارزشمندی و احساس تعلق، اعتماد به نفس تان را تشکیل میدهد.
- ارزیابی شما از خود ارزشمندی و احساس تعلق، اعتماد به نفس تان را تشکیل میدهد.
هدف شما ، ایجاد اطمینان به عنوان بخش طبیعی از خود است که نه تنها از بیرون، آدمی مطمئن به نظر برسید بلکه در درون خود نیز کاملاً احساس راحتّی کنید. موفقیت، زمانی حاصل میشود که همه ۴ عامل فرمول I-T-I-A ( 5 اصل خود آگاهی، قصد ، تفکر، تصویرسازی و عمل)با هم ترکیب شوند. قصد و اندیشه که اثر مستقیم به اعتماد به نفس دارد، عمدتاً شامل مجموعه ای از باورها و اعتقادات در مورد استعدادها و توانایی خودتان است اما اثر کمی برروی احساس خود ارزشی دارد که شامل عواطف و احساسات نسبت به ذات خود می باشد .در واقع ، قصد و اندیشه اثری کمی بر روی عواطف و احساسات دارد.
اینجا، جایی است که تخیل و عمل وارد میشوند. تصورات شما اثر مستقیم بر احساسات شما دارد و احساسات نیز بر اعمال و رفتارتان اثر میگذارد.
اکنون به سؤال اصلی خود بر میگردیم، احساس خود ارزشی تان چگونه است؟ آیا به ظن خود، صلاحیت لازم برای پرداختن به زندگی و کسب موفقیت را دارید؟ و آیا احساس میکنید که مورد پذیرش و احترام دیگران هستید؟
«اگر هدف شما کمتر از تواناییها و استعدادهای بالقوهتان باشد، من این هشدار را به شما میدهم که شما با این روش ،توانایی و استعدادهای خود را تلف خواهید کرد.» پرفسور آبراهام مازلو- اکنون یک ورق کاغذ و یک خودکار بردارید و تمرین زیر را انجام دهید.
| وضعیت اطمینان شما (اعتمادبهنفس) چگونه است؟ به اطمینان خود بین صفر (شما احساس می کنید که ناتوان در انجام هر چیزی هستید) تا ۱۰ (شما احساس میکنید، میتوانید هر آنچه را دوست دارید، بدست آورید) یک نمره بدهید. اگر نمرهی ۱۰ به خودتان دادید، شما نیازی به این آموزش ندارید. اگر نمره کمتر از ۱۰ به خود دادید، از خودتان بپرسید، چرا؟ |
احساس خود ارزشی تان تا چه حد بالا است؟ بین صفر (شما احساس بی ارزشی و بی کفایتی میکنید) تا ۱۰ (شما احساس ارزشمندی میکنید) یک نمره بدهید. حالا بین صفر تا ده، یک نمره ای بدهید که نماد خواسته شما برای کسب خود ارزشی باشد. اگر نمره ای دادید کمتر از ۱۰ باشد، دلایل این امر را از خود بپرسید و آن را به خود بازتاب دهید.
آیا احساس میکنید که مورد احترام دیگران هستید؟ بین صفر تا ۱۰، یک نمره به خود بدهید. نمره ی بالا بیانگر رابطه ی خوب شما با دیگران است. حالا به خود نمره ای را بدهید که میخواهید دیگران به شما احترام بگذارند. اگر نمره ای که دادهاید کمتر از نمره ای بود که میخواهید ، از خود دلیلش را بپرسید.
یک کاغذ بزرگ و یک جدول دو ستونی بکشید. بالا سمت چپ اسم کوچک و یا هراسمی که با آن شناخته میشوید( نام مستعار) بنویسید. زیر این اسم ، توضیح دهید که چگونه این اسم را احساس میکنید.حالا اسمی را که دوست داشتید روی شما گذاشته شود و با آن شناخته شوید انتخاب کنید، آن را بالا سمت راست ستون بنویسید. او کیست؟ هرآنچه راجع به این اسم میدانید و یا فکر میکنید که هست را بنویسید. سپس دو ستون را مقایسه کنید. این مقایسه به شما چه میگوید؟
به موارد زیر بر اساس میزان رضایت خود از صفر تا ده، یک نمره بدهید :
- – ویژگیهای فیزیکی شما: سلامت، تناسب اندام و ظاهر
- – استعدادهای بالقوه خود را بنویسید. اگر احساس اطمینان و اعتماد داشتید چه چیزی عایدتان میشد؟
- – آرامش احساسی شما: آیا شما خوشحال، یک فرد دوست داشتنی، دلسوز و با ملاحظه، آرام هستید؟
- – هوش شما: هوش، مهارتها و قابلیت ها
- – مهارت اجتماعی شما: میزان احساس راحتّی شما در موقعیتهای مختلف اجتماعی و آنچه که به ظن شما، دیگران در مورد شما فکر میکنند. علت دادن این نمرات را به خود بازتاب دهید.
استعدادهای بالقوه خود را بنویسید. اگر احساس اطمینان و اعتماد داشتید چه چیزی عایدتان میشد؟یک چیز، مسلم است – ظرفیت بالقوه ی شما به مراتب از آنچه که تصور میکنید، بیشتر است. تصورات بسیاری از مردم از استعداد و تواناییهایشان، رابطه ی کمی با استعدادهای بالقوه ی واقعی آنها دارد.
- هر صبح که جلو آینه میایستید، به خود لبخند بزنید؛ شما از تأثیری که این لبخند در روزتان میگذارد، شگفت زده میشوید. هر شب قبل از خوابیدن نیز به خود لبخند بزنید، این برای شما رویاهای شیرین به ارمغان میآورد و باعث میشود، در ذهن ناخودآگاهتان، احساس خوبی نسبت به خود داشته باشید.
دانه های اعتماد به نفس را بکارید و رشد آنها را تماشا کنید.
رشد و به ثمررسیدن آنچه میکارید نیازمند صرف زمان است. اگر شما بذر درخت بلوط را در خاک حاصلخیز و مرطوب بکارید، آن با گذشت زمان تبدیل به یک درخت بلوط توانا خواهد شد. کسی به آن کمک نمیکند، بلکه بذر آن به طور ژنتیکی برای درخت بلوط شدن برنامه ریزی شده است.
به طور مشابه، بدون توجه به گذشتهتان، اگر دانه های اطمینان و اعتماد به نفس را از طریق افکار، نگرشها، اهداف، باورها، تصورات، اعمال و کلمات در آگاهی خود بکارید و به خوبی آن را تغذیه کنید، رشد خواهد کرد.
همان طور که متوجه شدید، من گفتم بدون توجه به گذشتهتان. مطمئناً شما تحت تأثیر حوادث و رویدادهای گذشته خود هستید، اما آن حوادث همه ی داستان نیستند. دانهها – یا دلایل – که در درون فرد شکوفه میزنند شامل :
- – ویژگیهای ژنتیکی و بیوشیمی شما (هورمونها و غیره). دانشمندان به ما میگویند که اینها ۲۵ تا ۳۵ درصد شخصیت شما را شکل میدهند.
- – محیطی که در آن بزرگ میشوید و افرادی که در اطراف شما هستند.
- – روش منحصر به فردی که برای ایجاد احساس اعتماد در اینجا و اکنون بکار میبندید.
بدیهی است که شما نمیتوانید ویژگیهای بیوشیمی و ژنتیکی خود را بدون توسل به اقدامات شدید و به طور بالقوه خطرناک (داروها و …) تغییر دهید. اما اگر افزایش اعتماد به نفس، هدف مورد نظرتان است، نیازی به تغییر این ویژگیها نیست. اگرچه ژنهای شما در تعیین تظاهرات بیرونی شما؛ اینکه شما بی ثبات باشید یا متین، استعداد برای ابتلا به برخی از بیماریهای روانی را داشته باشید یا نه (مثل استرس، افسردگی، اعتیاد و رفتارهای وسواسی) نقش مهمی را بازی میکند ولیکن تا کنون هیچ ارتباطی بین ژنها و اعتماد به نفس یافت نشده است.
اعتماد به نفس (یا فقدان آن) اکتسابی است، عمدتاً در سالهای اول دوران کودکی آموخته میشود. اعتماد به نفس در هنگامی که شما ضعیف و آسیب پذیر بودید، شروع به شکل گرفتن کرده سپس تقویت کننده خود شده است. البته آنچه که آموخته شده را میتوان با تشویق کردن و یا با چیزهای تازه و بهتر جایگزین کرد.
«دیروز چیزی به جز رویا نیست
و فردا چیزی به جز یک چشم انداز نیست.
و امروز، زندگی است.
دیروزها، رویایی از خوشبختی بود.
فرداها، چشم اندازی از امید
به همین دلیل نگاهها فقط به امروز است »
| از همین امروز و الان به خودتان قول بدهید که تنها دانه های افکار، تصاویر ذهنی و فانتزی، کلمات و اعمال مثبت بکارید – دانه های که باعث میشود اعتماد به نفس تان را افزایش دهید، رابطهتان را بهبود ببخشید و احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید. |
| عوامل– شامل رویدادها و حوادث گذشته، انسانها و موقعیتهای مختلف – که اعتماد به نفس شما را تحت تاثیر قرار داده است، لیست کنید. چگونه شما را تحت تأثیر قرار دادهاند؟ – اکنون بدون هرگونه قضاوت،چگونگی تاثیر نگرشها، باورها، تخیلات، سبک ارتباطی و اعمالتان بر زندگی تان را بررسی کنید. هر چیزی را که به ذهنتان میآید بنویسید. |
| بررسی کنید و ببینید که آیا شما عمدتاً درونگرا هستید یا برونگرا؟ به عبارت دیگر، آیا شما از تنهایی لذت میبرید و به راحتّی به دنیای درون خود کشیده میشوید؟ یا اینکه بیشتر انرژی و منبع الهام خود را از بودن در کنار دیگران میگیرید؟ در هر دو صورت، شما میتوانید اعتماد به نفس خود را بهبود بخشید و برای بدست آوردن اعتماد نیازی نیست پر سر و صدا، معاشرتی و اجتماعی باشید. اعتماد به نفس تنها به عنوان یک پاداش است. |
| خود را متعهد به انجام کارهایی کنید که منجر به افزایش اعتماد به نفس شما شود. من بسیاری از افراد را میشناسم که از بحث راجع به دلایل عدم اعتماد به نفس خود لذت میبرند اما کاری برای آن نمیکنند. اینجوری نباشید! این عبارات بر روی یک برچسب کاغذی یا کارت کوچک بنویسید و آن را درجایی قرار دهید که وقتی چشمتان را باز میکنید، آن اولین چیزی باشد که می بینید : «من هرروزم را با یک تعهد محکم برای افزایش اعتماد به نفس شروع میکنم. من هر آنچه که برای افزایش اعتماد به نفسم لازم دارم را انجام خواهم داد.» هر موقع که این عبارات را دیدید، لبخند بزنید و آن را برای خودتان با اعتقاد راسخ، در سکوت یا با صدای بلند حداقل ده بار، تکرار کنید. آن را به همان معنای واقعی که میخواهید، بگویید. |
| در این مرحله تصور کنید در حال انجام کاری هستید که شما را عصبی میکند – هیچ چیز سختتر از این نیست. در این شرایط بارها و بارها به خودتان بگویید؛ «من از انجام هر کاری برای بدست آوردن اعتماد به نفس، لذت میبرم. من میدانم که میتوانم انجامش دهم و انجامش خواهم داد.» |
| در یک وضعیت راحت، خواه نشسته یا دراز کشیده، قرار بگیرید. چشمان خود را ببندید و چند نفس عمیق بکشید و به تخیلات تان، اجازه وجود دهید. تصور کنید که مملو از اعتماد به نفس هستید و هر آنچه شما را عصبی میکند، انجام میدهید. بعد از چند دقیقه چشمان خود را باز کنید و چیزهایی را که به ذهنتان می آید را بنویسید. |
| اجازه ندهید که احساسات ناراحت کننده ای که بالا میآید، مانع شما شود. شما دارید فرمول I-T-I-A را برای اولین بار وارد عمل میکنید. چه احساسی دارید؟ |




