برخی از مردم فکر میکنند که دوست داشتن خود، گناه است. آنها کسانی را که خودشان را دوست دارند، خودخواه ، متکبر و نسبتاً ناخوشایند میبینند، اما در اشتباه هستند. آنها دوست داشتن خود را با غرور کاذب و خود شیفتگی اشتباه گرفته اند چیزی که کاملاً متفاوت است. غرور و نخوت، معمولاً نمودی از پهلوانان دروغین (پهلوان پنبه) است؛ کسانی که خود را خیلی کم دوست دارند و سعی میکنند با لاف زنی آن را بپوشانند.
اگر خودتان را دوست ندارید، برای خود ارزش قائل نخواهید بود و احساسی از پذیرش و تعلق نسبت به خودتان نیز نخواهید داشت.
علاوه بر این، ظرفیت شما برای دوست داشتن دیگران مستقیماً به این بر میگردد که چقدر خودتان را دوست دارید. شما چیزی را که ندارید، نمیتوانید به اشتراک بگذارید. اگر برای گرفتن و دادن عشق ارزشی قائل نیستید، چگونه میتوانید کسی را واقعاً دوست داشته باشید؟ این کارغیر ممکن است.
اعتقاد به اینکه برای عاشق شدن بایستی متفاوت از آنی که هستید، شوید، به مقدار زیاد باعث بدبختی و تهیدستی شما میشود. اگر اعتقاد شما برای خوشحالی این باشد؛ هرگز نسبت به آنچه که انجام میدهید، احساس رضایت نمیکنید. دوست داشتن خود آن هم بدون قید و شرط، رمز رسیدن به شادی است. شما مجبور نیستید که یک انسان کامل و بدون نقص باشید: دوست داشتنیترین فرد در جهان نیز اشتباه میکند! شما مجبور نیستید که در انجام کارها بهترین باشید. شما مجبور به اثبات هیچ چیز نیستید. شما همانطوری که هستید خوب وبی نقص و دوست داشتنی هستید.
«یک چیز جالب در مورد زندگی :اگر شما حاضر به پذیرش چیزی کمتر از بهترین باشید، اغلب آن را دریافت میکنید.»دبلیو. سامرست ماوگام[۱]
| در نقطه نظر و نگرشی که نسبت به حس دوست داشتن خود دارید تأمل کنید. آیا دوست داشتن خود خوب است؟ یا اینکه آن را گناه و تکبر و خود پسندی میبینید؟ اگر چنین است؛ این نگرش از کجا آمده است؟ |
| این جمله را بنویسید : «اگر فقط … بودم، دوست داشتنی میشدم» به سرعت بدون اینکه زیاد فکر کنید جای خالی را با آنچه که به ذهنتان میآید، پر کنید. آنچه را که نوشتید زیر سؤال ببرید. آیا آن چه نوشتید واقعاً این حس را ایجاد میکند؟ |
| به فرد یا افرادی فکر کنید که آنها را با عنوان پر سر و صدا، خودستا، مغرور و متکبر میشناسید. به نظر شما این افراد واقعاً خودشان را دوست دارند؟ یا آنها عاشق خود هستند؟ یا اینکه تظاهرات بیرونی آنها چیزی بجز یک ماسک پوشاننده نیست؟ |
| به طور مرتب، خود را متنعم کنید. خود را مهمان یک ماساژ گاه و بی گاه، آروماتراپی (خوشبو کردن خود) سونا، حمام گرم طولانی، مانیکور و هر آنچه که دوست دارید، کنید. این کار نه تنها به شما در شارژ دوباره باتریتان کمک میکند بلکه به شما یادآوری میکند که شما شایسته ی بهترینها هستید. |
| بدن خود را آرام کنید. ذهن خود را آرام کنید. تصور کنید که در کنارتان کسی هست که شما را واقعاً دوست دارد. این شخص میتواند یک فرد زنده یا متوفی یا یک روحانی که شما تحسینش میکنید مثل حضرت محمد (ص)، حضرت عیسی مسیح، بودا یا یک فرشته نگهبان باشد. به آنها خوشامد بگویید. حضور آنها را احساس کنید – حالا تصور کنید که این افراد به شما میگویند چقدر شما را دوست دارند و هر آنچه در شما میبینند ، خوب است. با دقت گوش کنید. الآن چه احساسی دارید؟ هنگامی که به هوشیاری کامل بازگشتید، تجربه ی خود را در دفترتان بنویسید. |
| از جملات تاکیدی مثبت زیر استفاده کنید : «من شایسته ی همه ی چیزهای خوب در زندگیام هستم» «من دوست داشتنی هستم» «من در تمام اوقات، نسبت به خود احساس صمیمیت و محبت میکنم » |
| TFM [2]را تمرین کنید. یعنی هر روز مقداری از زمان خود را برای آرمیدگی، انجام چیزی که خوشحالتان میکند، داشتن سرگرمی و تفریح صرف کنید. این کار یک پیام قدرتمند به ناخودآگاه شما میفرستد که شما شایسته آن هستید. اگر شما برای خودتان وقت نداشته باشید، چه کسی برایتان وقت صرف خواهد کرد؟ |
تمرکز بر روی آنچه که به خوبی انجام میدهید.
برای لذت بردن از یک زندگی بهتر، بایستی بر روی استعدادها، تواناییها و آنچه که به خوبی انجام میدهید تمرکز کنید و نه محدودیتهایتان. شما باید استعدادها و تواناییهای طبیعی خود را راه اندازی کنید.البته هر کسی نقاط ضعف خود را دارد و اعتراف به آن، شجاعت میخواهد. اما پذیرش نقاط قوت و تأیید اینکه ما هم استعداد و ویژگیهای شایسته ای داریم که دیگران ندارند، هم میتواند به همان اندازه آزارنده باشد.
جهان پر از افراد ناموفقی است که استعداد دارند، ولی به علت عدم اعتماد به نفس و پشتکار احساس میکنند که مهم نیست که آنها چقدر در یک کار یا چیزی خوب هستند، اگر آن کار یا چیز دست دیگری بود، بهتر عمل میکرد. یکی از این افراد نباشید.
« واضح است که بسیاری ازانسانها ، هنوز بی اطلاع از بخش بزرگی از استعدادهای بالقوه خود ، اعم از جسمی یا روحی، فکری یا زیبایی هستند.»سرجولین هیوکسی[۳]
| بالای یک صفحه از دفترتان عنوان بگذارید: «نقاط قوت من».اکنون همه ی نقاط مثبت خود، هر آنچه که در مورد خودتان دوست دارید، زیر این عنوان بنویسید. برای مثال؛ آیا شما خوب ارتباط برقرار میکنید؟ آشپز خوبی هستید؟ یک هنرمند یا نوازنده با استعداد هستید؟ با اعداد و ارقام، خوب هستید؟ در کارهای دستی و یا تعمیر کردن چیزها خوب هستید؟ یک شنونده ی دلسوز هستید؟ دست نگه ندارید. به نوشتن تا زمانی ادامه دهید که این موارد به ۱۲ تا برسد. در طول چند روز آینده، هر آنچه که فکر میکنید نقاط قوت شماست به این لیست اضافه کنید. |
| این جمله را بنویسید : «من خودم را بیشتر در مواقعی دوست دارم که …» به سرعت بدون اینکه زیاد فکر کنید، آنچه که به ذهنتان میآید را بنویسید و آن را به لیست نقاط قوت خود اضافه کنید. |
| در جایگاه همسر یا دوستانتان قرار بگیرید و از چشم آنها به خود بنگرید و نقاط قوت خود را لیست کنید. |
| سراغ نقاط قوت خود بروید و موارد زیر را برای هر یک در نظر بگیرید: چگونه میتوانم از این مورد استفاده کنم؟چگونه میتوانم این مورد را بیشتر بکار بندم؟چگونه میتوانم از آن در اغلب موارد استفاده کنم؟ جواب خود را در دفتر خود بنویسید و دربارهاش فکر کنید. شما ممکن است بخواهید جواب خود را در دفترتان بنویسید و دربارهاش فکر کنید. شما ممکن است بخواهید اهدافتان را زیر نور این بینش جدید اصلاح کنید. |
| فهرستی از ویژگیهای شخصی که میخواهید به دست بیاورید یا گسترش دهید را درست کنید. سپس روی هر کدام از آنها به نوبت با استفاده از فرمول I-T-I-A کار کنید. با ساختن جملات تاکیدی مثبت که نشاندهنده فردی است که میخواهید به آن تبدیل شوید، شروع کنید. برای مثال : «من هر روز به هر طریق بیشتر و بیشتر صبور میشوم».هر روز از جمله تاکیدی مثبت خود استفاده کنید. |
| ۲۴۴ هر روز به مدت یک هفته تمرین آرمیدگی را انجام دهید و آن احساسی را که میخواهید داشته باشید را تجسم کنید یا به تصویر بکشید. برای نمونه، آن احساس و رفتاری را که در صورت صبور بودن میخواهید عایدتان شود و نحوه ای که زندگیتان را تغییر خواهد داد، تصور کنید. |
| به مدت یک هفته به گونه ای رفتار کنید که گویی این ویژگی جدید را داشتید و جزء عادت شماست. به عنوان مثال برای صبور شدن، در هفته اول سعی کنید صبر بیشتری از خود نشان دهید. اگر دچار لغزش شدید، به خود نگرانی راه ندهید و همچنان به راه خود ادامه دهید. هر موفقیتی هرچند کوچک، اعتماد به نفس شما را یک پله بالا میبرد. در هفته دوم ، سراغ ویژگیهای بعدی مدنظر خود بروید و بر روی آن به مدت یک هفته کار کنید و این رویه را تا آخرین مورد ادامه دهید. هنگامی که به آخر لیست خود رسیدید، میزان پیشرفت خود را بررسی کنید. از ویژگی که فکر میکنید در آن استاد شده اید، بگذرید و یا اینکه آن را با ویژگیهای جدید جایگزین کنید و بر روی لیست خود آنقدر کار کنید که همه ویژگیهای مد نظرتان بخشی از وجودتان شود. |
[۲] -Sir Julian Huxley
[1] -W.Somerest Maugham
[3] -Time For Me




