پاسخ کوتاه: بله، اما یک شرطی سازی پیچیده
درماندگی روانی زمانی شکل می گیرد که فرد مکرر تجربه کند که بین تلاش او و نتیجه هیچ رابطه ای وجود ندارد.
این دقیقاً همان لحظه ای است که یک «یادگیری شرطی» رخ می دهد:
فرد شرطی می شود که:
- «تلاش کردن بی فایده است.»
- «من کنترلی ندارم.»
- «هر کاری کنم نتیجه یکی است.»
چرا درماندگی نوعی شرطی سازی است؟
۱. شرطی سازی کنشی[۱] ( اسکینر)
در این مدل، موجود زنده از روی پیامد یاد می گیرد.
در درماندگی:
- فرد تلاش می کند⇐ نتیجه نمی گیرد
- دوباره تلاش می کند ⇐ باز هم نتیجه ای نمی گیرد
- و این چرخه چند بار تکرار می شود…
در نتیجه: رفتار «تلاش کردن» خاموش[۲] می شود.
یعنی: فرد یاد می گیرد اصلاً دیگر تلاش نکند. این دقیقاً همان «خاموشی رفتاری» ناشی از شرطی سازی کنشی است.
۲. شرطی سازی کلاسیک[۳] هم نقش دارد
درماندگی فقط رفتاری نیست، بلکه هیجانی هم هست.
وقتی فرد چند بار شرایط شکست یا تنبیه را تجربه می کند:
- «شرایط غیرقابل پیشبینی» ⇐ نشانه تهدید می شود
- «تلاش» ⇐ با «احساس اضطراب / ترس / بی قدرتی» جفت می شود
به زبان ساده: فرد شرطی می شود که «تلاش = ناراحتی، اضطراب، شکست»
این بخش از درماندگی از نوع شرطی سازی کلاسیک است.
۳. نقش شناخت یادگیری انتظاری[۴]
مارتین سلیگمن بعداً گفت درماندگی فقط شرطی سازی نیست؛ بلکه فرد یاد می گیرد که انتظارِ کنترل ناپذیری داشته باشد.
یعنی فرد باور می کند:
- «من کنترلی ندارم.»
- «اتفاقات به من ربطی ندارد.»
- «تلاش من هیچ نتیجه ای ندارد.»
این «انتظار» اساس درماندگی است.
بنابراین: درماندگی = شرطی سازی رفتاری + شرطی سازی هیجانی + یادگیری شناختی
نتیجه گیری خیلی ساده
بله.
درماندگی روانی یک نوع شرطی سازی است — اما از پیچیده ترین نوع آن.
فرد «شرطی می شود» که:
- تلاش نکند
- امید نداشته باشد
- نتیجه را کنترل ناپذیر بداند
و همین باعث افسردگی و کناره گیری می شود.
[۱] Operant Conditioning
[2] Extinction
[3] Pavlovian Conditioning
[4] Expectancy Learning




