انواع مکانیسم های دفاعی

مکانیسم های دفاعی؛ واکنش هایی عادی و همگانی در برابر درد و رنج هستند(فروید ۱۹۳۷ ص۲۳۷)

انواع مکانیسم های دفاعی ؛

واپس راندن؛ برخی از فکرها به دلیل آن که اقرار به آنها دردناک است ، از هوشیاری دور نگه داشته می شوند یعنی واپس رانده می شوند. برای مثال واپس راندن احساس نفرت و انزجار نسبت به کسی که ما را در کودکی مورد آزار قرار داده است. اگر چنین احساسی اجازه خروج یابند ممکن است باعث شوند ما تا قتل فرد مورد نظر پیش برویم .

سرکوب؛ فکر کردن به بعضی از افکار اضطراب آور و عواقب ناخوشایند دارد برای جلوگیری از این عواقب، سعی می کنیم به این دست از افکار، فکر نکنیم. برای مثال از گردنبند طلای دوست مان خوشمان می آید ولی به دلیل اخلاقی، فکر داشتن آن را سرکوب می کنیم تا مانع دزدی شویم.

انکار؛ با این مکانیسم ما از ادراک واقعه ی ناخوشایند در واقعیت بیرونی جلوگیری می کنیم. برای مثال وقتی خبر داشتن سرطان یکی از عزیزانمان را می شنویم، به انکار متوسل می شویم که پزشکان در تشخیص خود اشتباه کردند تا استرس کمتری را متحول شویم .این ناباوری به ما اجازه می دهد با این خبر کنار بیاییم و آن را به تدریج و با رنج و عذاب کمتری بپذیریم.

جابجایی ؛ در این مکانیسم دفاعی ما احساسات ناخوشایند خود را سر کسی یا چیزی خالی می کنیم که خطر کمتری برای ما داشته باشد. برای مثال زن و شوهر با هم  مشکل دارند ولی زورشان به یکدیگر نمی رسد حس خشم شان را سر فرزند خود خالی می کنند تا حس ناکارآمدی خودشان را کم کنند و یا اینکه وسیله ای از خانه را پرت می کنند و می شکنند.

والایش؛ این مکانیسم مورد قبول جامعه و دنیای بیرون است. برای مثال درونمان پر از خشم و نفرت نسبت به محیط  بیرون و جامعه است ولیکن آن را در قالب یک نقاشی به تصویر می کشیم و بیرون ریزی می کنیم.

واپس روی ؛ در این مکانیسم فرد از رفتار پخته به رفتار ناپخته روی می آورد و یا به مرحله قبلی رشد خود باز می گردد. برای مثال؛ فرزند دوم خانواده به دنیا می آید. فرزند اول دیگر کانون محبت پدر و مادر نیست. شروع به مکیدن شست خود می کند و چسبیدن به مادر و پدر خود را از سر می گیرد.

فرافکنی ؛این مکانیسم وقتی رخ می دهد که شخص برای حفاظت از خودش خصوصیات نامعقول خود را به دیگران نسبت می دهد برای مثال ؛ فردی که دست به دزدی می زند با ابراز اینکه دیگران هم دزدی می کنند کار خود را توجیح می کند.

واکنش وارونه؛ یک نوع پایین دست از مکانیسم والایش است که فرد تکانه ی نامعقول خود را به تکانه های معقول تبدیل می کند برای مثال فرد از همسرش متنفراست ولی به شدت به همسرش محبت می کند گویی می خواهد همسرش را با محبت غرق کند.

دلیل تراشی؛ توجیه رفتار از طریق دلایل موجه ولی ناکافی را دلیل تراشی می گویند. برای مثال؛ بچه ای بخاطر تنبلی درس نمی خواند، علت را اینگونه توجیه می کند که بچه هایی که درس خوان هستند، لوس و سوسول هستند و او نمی خواهد لوس باشد.

عقلانی کردن؛ فرد با توجیه عقلانی کردن ، خود را از درد و رنج حفاظت می کند. در واقع در این نوع مکانیسم فرد فکر و احساس را از یکدیگر جدا می کند . برای مثال؛ زنی که شوهرش را از دست داده است برای تشریح مرگ همسرش دلایل منطقی می آورد تا حداقل خود را تا مدتی از مواجه شدن با رنج ناشی از این اتفاق دردناک برهاند.

باطل کردن ؛ گاهی اوقات ما مرتکب عملی ناخوشایند می شویم. برای خنثی کردن آن، عمل دیگری انجام می دهیم. این اعمال در مناسک خرافی و برخی مراسم مذهبی دیده می شود. برای مثال فردی کاری ناشایست با دستهایش انجام داده است که به او احساس گناه می دهد. او برای خلاص شدن از این احساس دستهای خود را مرتب می شوید و یا خود را غسل می دهد.

مصالحه؛ انجام رفتارهای متناقض برای ارضا کردن تکانه های ناخوشایند، مکانیسم مصالحه است. تحسین نیشدار نمونه ای از مصالحه است. برای مثال؛ فردی در کاری موفق شده است. دوست این فرد که دچار حسادت شده است به او می گوید؛ عجب موفقیتی، از تو چنین موفقیتی بعید است!

دیدگاه‌ خود را بنویسید

//
تیم پشتیبانی ما اینجا هستند تا به سوالات شما پاسخ دهند. لطفا نظر خود را با ما به اشتراک بگذارید.
👋 سلام، چطور می توانیم کمک تان کنیم؟
به بالا بروید