نظریه دو عاملی هرزبرگ[۱]
هرزبرگ معتقد بود که رضایت شغلی و نارضایتی شغلی دو قطب یک پیوستار نیستند، بلکه دو پدیده جداگانهاند. یعنی نبود رضایت الزماً به معنای نارضایتی نیست، و نبود نارضایتی هم الزاماً به معنای رضایت نیست.
۱-عوامل بهداشتی[۲] – عوامل بیرونی
- این عوامل اگر نباشند نارضایتی ایجاد می شود.
- اما اگر باشند فقط جلوی نارضایتی را می گیرند، لزوماً باعث انگیزه نمی شوند.
مثالها:
- حقوق و مزایا
- شرایط کاری (محیط، تجهیزات، ایمنی)
- روابط با مدیر و همکاران
- امنیت شغلی
- سیاستها و قوانین سازمان
* اینها مثل «اکسیژن» هستند: نبودشان خفگی می آورد، اما بودنشان الزاماً خوشحالی نمی آورد.
۲- عوامل انگیزشی[۳]– عوامل درونی
- این عوامل وقتی وجود دارند رضایت، انگیزه، اشتیاق و بهره وری را افزایش می دهند.
- اما اگر نباشند الزاماً نارضایتی به وجود نمی آید، فقط انگیزه پایین می آید.
مثالها:
- پیشرفت شغلی و امکان ارتقا
- به رسمیت شناخته شدن[۴]
- مسئولیت پذیری بیشتر
- ماهیت چالش برانگیز و معنادار کار
- فرصت یادگیری و رشد فردی
* اینها مثل «ویتامین» هستند: نبودشان بیماری فوری نمی آورد، اما بودنشان سلامتی و انرژی می دهد.
۳- نتیجه نظریه
- برای کاهش نارضایتی باید عوامل بهداشتی را بهبود داد (مثلاً افزایش حقوق یا بهبود شرایط کار).
- برای افزایش انگیزه و رضایت باید عوامل انگیزشی را تقویت کرد (مثلاً فرصت ارتقا یا دادن مسئولیتهای معنادار).
۴- مثال کاربردی
یک کارمند در اداره:
- اگر حقوقش کم باشد، فضای کار شلوغ و بی نظم باشد، یا رابطهاش با مدیر بد باشد نارضایتی شدید پیدا می کند (عوامل بهداشتی ناکافی).
- اما اگر همین کارمند حقوق مناسب بگیرد و محیط کاری خوب باشد، باز هم شاید رضایت نداشته باشد مگر اینکه کارش معنادار باشد، فرصت پیشرفت و مسئولیت داشته باشد (عوامل انگیزشی).
* بنابراین، نظریه هرزبرگ نشان می دهد که برای کاهش استرس شغلی و افزایش رضایت:
- اول باید نارضایتی ها را با بهبود عوامل بهداشتی کاهش داد.
- سپس باید انگیزه ها را با تقویت عوامل انگیزشی بالا برد.
[1] Herzberg’s Two-Factor Theory
[2] Hygiene Factors
[3] Motivators
[4] Recognition




