کار با کودکان عصبانی

در این قسمت به نحوه‌ای که بزرگسالان می‌توانند مشکلات را در هنگام پاسخ‌گویی شخص به جرقه خشم به حداقل برسانند و همچنین مانع حرکت فرد شروع‌کننده انفجار خشم به سمت حوادث تهاجمی پرخاشگرانه شوند، می‌ پردازیم. خشمی که در این قسمت در موردش بحث می‌کنیم . خشمی است که به صورت ناکارآمد بیان و احتمالاً منجر به خطر افتادن روابط می‌شود. آن می‌تواند شامل حمله فیزیکی به دیگران و یا اشیاء باشد و یا اینکه شامل یک حمله کلامی باشد که دیگران را محکوم و یا زیر بار توهین قرار می‌دهد، باشد .در اینجا دو جنبه وجود دارد که ما می‌توانیم آن را بررسی کنیم – آنچه که بزرگسالان در جهت قطع فتیله آتش برای توقف انفجار و خشم می‌توانند انجام دهند و دوم، مهارت‌ها یا توانایی‌های فردی که نوجوانان و کودکان لازم دارند تا برای پیشگیری از این حوادث یاد بگیرند . در مورد بزرگسالان ، ما به موثرترین زمان مداخله ، اهمیت علائم هشداردهنده اولیه و بعضی تکنیک های خنثی کردن اشاره خواهیم کرد .

سهم بزرگسالان

مراحل یک حادثه تهاجمی می‌تواند به ما کمک کند تا زمان و نحوه مداخله موثر و همچنین نحوه اثرگذاری واکنشمان بر حادثه را بدانیم .

چرخه حمله (که توسط بریک ول[۱] در سال ۱۹۹۷ شرح داده شده است )دارای پنج مرحله یا فاز است

  • مرحله چکاندن ماشه (جرقه زدن )
  • مرحله افزایش تدریجی
  • مرحله بحران
  • مرحله فلات یا بهبودی
  • مرحله افسردگی پس از بحران

مرحله چکاندن ماشه، حادثه‌ای که سیم فتیله خشم فرد را مشتعل می‌کند که در اینجا این حوادث، افکار و احساسات تحریک‌کننده‌ای است که منجر به خشم مشکل‌ساز می‌شود: مرحله‌ای که دانش‌آموز را به یاد یک رویداد، واقعه تهدیدکننده می‌اندازد که این می‌تواند تهدید اعتمادبه‌نفس یا خود انگاره دانش‌آموز باشد که اثر آن از تهدید امنیت شخصی یا مالی فرد ملموس تر است. بهترین زمان برای مداخله، در مراحل اول است که بدن هنوز از لحاظ جسمانی برانگیخته نشده است و گوش آنها برای شنیدن یا قوه آنها برای پاسخ دادن بسته نشده است. هنگامی که بدن آماده جنگیدن و فرار کردن می‌شود؛ آنها به نقطه انفجار در تمثیل آتش‌بازی رسیده‌اند ، مرحله‌ای که تغییر مسیر وقایع بسیار سخت تر است .

مرحله تشدید یا افزایش تدریجی زمانی است که بدن خود را از لحاظ فیزیولوژیکی آماده فرار یا جنگیدن می‌کند. آدرنالین در بدن ترشح می‌شود و انقباضات عضلات، سرعت تنفس و فشارخون افزایش می‌یابد. احتمال تغییر رفتار در این مرحله کاهش می‌یابد چرا که توانایی فرد برای قضاوت عاقلانه به علت برانگیختگی فیزیولوژیکی کاهش می‌یابد. این مرحله  را می‌توان به سیم فتیله آتش‌بازی تشبیه کرد که بلندی یا کوتاهی آن به تفاوت‌های فردی بستگی دارد. تفاوت‌های فردی که حاصل یادگیری فرد از تجارب اولیه‌ای است که از مشاهده نحوه مواجهه دیگران با خشم، نحوه پاسخ‌دهی دیگران به خشم خود فرد و استعداد ژنتیکی فرد، بدست می‌آید .

مرحله بحران ، مرحله‌ای است که دانش‌آموز به طور کامل قضاوت منطقی یا همدلی کردن با دیگران را از دست می‌دهد. این در تمثیل آتش‌بازی ما، حکم انفجار خشم را دارد. هنگام حمله، بدن به سرعت تا آنجایی که ممکن است حالت دفاعی به خود می‌گیرد. این یک عملکرد حیوانی تحت عنوان فرار یا جنگیدن است، همچنان که مکانیسم ما در این شرایط با حیوانات دون‌پایه مشترک است؛ ما در این شرایط، بخشی از مغزمان را بکار می‌بندیم که مشترک با مغز اجداد اولیه‌مان است. قدیمی‌ترین و کوچک‌ترین بخش مغز ما که خزندگان نیز دارای آن هستند. این بخش پیش زبانی و کنترل‌کننده عملکرد اعضای خودکار بدن از جمله قلب، شش است که با تأمین نیازهای اساسی حفظ بقا مرتبط است. از آنجایی که پاسخ کلامی وجود ندارد، پاسخ‌ها بیشتر غریزی است. واکنش به تهدید باید خودکار و سریع باشد و نه مبتنی بر فرایند  تصمیم‌گیری که بسیار کند است. از لحاظ تکاملی، این نوع واکنش خودکار به تهدید نسبت به پاسخ‌های انتخابی بخش تکامل‌یافته تر مغز ما که مسئول زبان و افکار حل مسئله هستند، بسیار کارآمدتر است . در شرایط تهدیدآمیز حیات، انتقال پیام از بدن به مغز نیاز به سریع‌ترین مسیر ممکن برای بهینه‌سازی طول عمر انسان دارد، بنابراین قدیمی‌ترین مکانیسم های بقا مشغول به کار می‌شوند. پیامها در این زمان به بخش تفکر منطقی مغز (نئوکورتکس مغز ) نمی‌رسند، به همین دلیل، برای افرادی که در این شرایط قرار دارند، گوش کردن به آنچه که دیگران می‌گویند و یا فهمیدن گفته‌های دیگران بسیار سخت است .

انفجار یا فوران در محله فلات / بازیابی رخ می‌دهد که در طی آن خشم شروع به فروکش می‌کند. هرچند بازگشت بدن به حالت عادی، زمانبر است. در طول این مرحله، با مداخله  نامناسب، بازگشت و تشدید خشم آسانتر از فروکش آن می باشد. چرا که بدن هنوز آماده عمل است و احساسات همراه این مرحله، احساس آسیب‌پذیری و احساسات آشفته است. این احتمال وجود دارد که احساس گناه خود را در این مرحله نشان دهد که این احساس به نوبه خود تبدیل به یک احساس تهدید در فرد نوجوان شده و تشدید خشم و فوران دوباره آن را در پی خواهد داشت.

مرحله افسردگی پس از بحران مرحله‌ای است که بدن نیاز به استراحت و بازیابی خود است. چرا که انرژی خود را بخاطر برانگیختگی از دست داده است. توانایی گوش کردن و تفکر در این مرحله بازمی‌گردد و احتمالاً دانش‌آموز احساس ندامت نسبت به واقعه رخ داده می‌کند. احساس گناه منجر به احساسات منفی درباره خود می‌شود اما آن  کمک بزرگی است برای ایجاد تمایز بین احساس گناه در مورد خود و احساس ندامت نسبت به رفتار خود. احساس گناه نیز منفی تلقی می‌شود چرا که احتمالاً منجر به کاهش اعتمادبه‌نفس می‌شود و فرد احساس بدی نسبت به خودش پیدا می‌کند. احساس ندامت درباره رفتار می‌تواند منجر به پاسخ‌های کارآمد همچون عذرخواهی، جبران آفات یا تفکر با دقت درباره چگونگی تغییر رفتار در آینده می‌شود .

این مهم است که آگاه باشید که اگر فیوز خشم دوباره در مرحله بازیابی روشن شود، چرخه حمله می‌تواند به راحتی دوباره راه بیفتد. ما اغلب مدت زمانی که دو مرحله  آخر چرخه حمله طول می‌کشد را تخمین می‌زنیم، بنابراین قبل از بازیابی کامل، وارد مداخله می‌شویم. بعد از یک انفجار خشم در بزرگسالان، مدت بازگشت بدن به حالت نرمال  ۹۰ دقیقه است، اگر دو نفر باهم درگیر شوند، این امکان مهیا می‌شود که هر یک از آنها بارها و بارها ماشه خشم  طرف مقابل را بچکاند که این به معنی تکرار چرخه خشم است . اگر معلم یا والدین قصد صحبت و بحث کردن با نوجوان راجع به اتفاق افتاده (حمله خشم )را دارند؛ عاقلانه است که حداقل ۴۵ دقیقه از حمله گذشته باشد، البته ایده‌آلش این است که یک ساعت از حادثه گذشته  باشد. مقدار زمان مورد نیاز برای هر فرد برای خروج از چرخه خشم، به سن کودک و شدت حادثه بستگی دارد .کودکان خردسال سریع تر به مرحله بازیابی می‌رسند و احتمالاً احساس خوبی به آنها مرحله در  دست می‌دهند،این در حالی است که بزرگسالان  در مرحله بازیابی احساس ناراحتی  و توخالی شدن می‌کنند.

علائم هشداردهنده اولیه

اگر شناسایی علائم  هشداردهنده اولیه ی رفتارهای مسئله‌ساز را یاد بگیرید، اغلب این فرصت برای شما مهیا می‌شود که مانع بالا گرفتن خشم و تبدیل آن به یک انفجار یا حمله خشم شوید. در مورد دانش‌آموزان، مدت زمان یادگیری به میزان معلومات آنها بستگی دارد. ولی بعد از یادگیری، بهتر می‌توانیم وارد مداخله شویم .

مداخله در مراحل اولیه یک چرخه حمله خشم شانس پیشگیری از وقوع بحران را افزایش می‌دهد. شناسایی به موقع علائم هشداردهنده این فرصت را به ما می‌دهد که مانع شدت یافتن علائم  و بروز عصبانیت شویم. هر تکنیکی که توجه نوجوان را از ناراحتی و پریشانی‌اش منحرف کند، باید مفید باشد.  فعالیت‌هایی که به آرمیدگی و قدرت بحث و مذاکره فرد کمک کند، می‌تواند به نوبه خود کارآمد باشد.از آنجایی که ما بزرگسالان به خاطر خطر بالقوه ای که از وقوع حمله خشم درک می‌کنیم، احساس تهدید می‌کنیم ، باید نسبت به واکنش خود نسبت به این احساس تهدید آگاه باشیم چرا که این واکنش‌ها خود می‌تواند باعث بروز حمله خشم شود. اگر ما بتوانیم یک قدم عقب تر از حادثه بایستیم و آن را مشاهده  کنیم، این بیشتر به ما کمک خواهد کرد که در جمع باقی بمانیم . اگر حمله خشم مستقیماً ما را هدف قرارداد، این مهم است که بدانیم بخشی از این حمله بیانگر تعارضات و مشکلات کودک و بخشی حاصل روش‌های آموخته‌شده کودک برای مواجهه با مشکلات با کسب توجه است.

علائم هشداردهنده اولیه می‌تواند شامل تغییرات در هر یک موارد زیر باشد :

  • بی‌قراری جسمانی –بالا و پایین رفتن، تکان دادن خود، تکان دادن پاها؛
  • تظاهرات چهره؛
  • ارتباط چشمی ؛
  • وضعیت قرار گرفتن بدن ؛
  • رنگ چهره ؛
  • تن صدا ؛
  • چالش‌های کلامی ؛
  • وضعیت قرار گرفتن در کلاس؛
  • نوسان سریع خلقی ؛
  • حساسیت بالا نسبت به پیشنهادات و انتقادات ؛

این مهم است که بدانید که این علائم برای هر کودک منحصربه‌فرد است بدین معنی که شناخت هر کودک به صورت یک فرد مجزا حائز اهمیت است. هنگامی که بر روی رفتار خاصی متمرکز می‌شویم، باید تفاوت‌های فرهنگی را نیز در نظر بگیریم چرا که معنی هر رفتار در هر فرهنگ و بافت اجتماعی متفاوت است. برای مثال؛ حریم شخصی در فرهنگ‌های متفاوت، فرق می‌کند. (حریم شخصی –فاصله بین دو نفر – بعضی از افراد نسبت به افراد دیگر نزدیک‌تر است) و یا مثال دیگر تماس چشمی یا خیره نگاه کردن به طرف مقابل در بعضی از فرهنگ‌ها نشان دهنده بی‌ادبی و در بعضی از فرهنگ‌ها نشان‌دهنده اعتمادبه‌نفس نفس پایین است. علاوه بر این مسئله تفاوت‌های جنسیتی در فرهنگ‌های مختلف مطرح است. به طور کلی ما علائم رفتاری را پیگیری می‌کنیم که بیانگر حالت بالایی از پرخاشگری باشد و ممکن است این علائم آن قدر واضح و آشکار نباشد، چنانچه شما مجبور به تلاش زیاد برای یافتن آنها کنید . از سوی دیگر این علائم ممکن است بر اساس شرایط محیطی و نوع تهدید درک شده، فرق کند .

در این مرحله اغلب بزرگسالان به صورت ناشیانه عمل می‌کنند، آنها معمولاً بین نادیده گرفتن علائم و یا کوچک جلوه دادن  مشکلات در حال نوسان هستند. بنابراین نوع مداخلاتشان نامناسب با شدت رفتار است. نادیده گرفتن علائم  حمله‌های پرخاشگرانه ناکارآمد است چرا که این علائم انرژی و نیروی حرکت آنی یک پرواز کامل خشم را فراهم می‌کنند. انجام بعضی از اقدامات توسط بزرگسالان ضروری است. هنگام بروز علائم اولیه گفتن عباراتی چون عبارات زیر که از طرف مقابلتان ارزش زدایی می‌کند، ممکن است آتش به خرمن بیندازد و اوضاع را بدتر کند:

  • توهین کردن به همدیگر
  • من فکر کردم تو بزرگتر از این‌ها شده باشی
  • احمق نباش
  • دوباره شروع نکن !

اگرچه این عبارات به ظاهر بی‌خطر می آیند، ولیکن این را باید به یاد داشته باشید که دانش‌آموزان در این مرحله به خاطر احساس تهدید آماده واکنش پرخاشگرانه می‌شوند و وضعیت فیزیولوژیکی آنها نیز در همین راستا شروع به تغییر می‌کند. درایت افراد در این شرایط کاسته و ادراک شان به سمت منفی سو گیری پیدا می‌کند. یافتن روش‌های مناسب برای مداخله‌ای که اعتمادبه‌نفس دانش‌آموزان را افزایش دهد، یکی از روش‌های جلوگیری از مقابله پرخاشگرانه است.

تکنیک های خنثی‌سازی بزرگسالان که می‌توانند با بکار بردن آن احتمال انفجار خشم را به حداقل ممکن برسانند.

پیگیری روش‌های زیر ممکن است برای خنثی‌سازی خشم و کاهش برانگیختگی فیزیکی مفید باشد :

  • پرت کردن حواس
  • ترک محیط یا موقعیت
  • تغییر نوع فعالیت
  • از لحاظ جسمانی نزدیک یکدیگر شدن
  • استفاده از شوخی
  • گوش کردن فعال
  • نادیده گرفتن فعال
  • کاهش برانگیختگی جسمان

پرت کردن حواس : احتمالاً در مورد کودکان خردسال موثرتر است. پرت کردن حواس با یک اسباب‌بازی مورد علاقه یا یک رویداد دیگر کافی است که توجه کودک خردسال از ناراحتی‌اش منحرف شود.

دور شدن از مکان و موقعیت : با دور کردن دانش‌آموز از موقعیت استرس زا می‌توان از شدت انفجار خشم کاست و یا اینکه از انفجار خشم پیشگیری کرد. برای مثال، می‌توان از شاگرد مزبور خواست که پیغامی را به کسی برساند. این علاوه بر اینکه فرد را از محیط دورمی کند، منجر به افزایش اعتمادبه‌نفس نیز می‌شود. اگر نگران سلامتی دانش‌آموز مورد نظر هستید و یا احساس می‌کنید که نیاز به حمایت بیشتر دارد؛ می‌توانید یکی دیگر از دانش‌آموزان را همراه او کنید. حال اگر هدف حمله خشم خود شما هستید، بهتر است خود شما برای مدتی از زمان از کلاس خارج شوید تا آرام شوید. واضح است که موافقت سیاست کلی مدرسه با استراتژیهای بکار برده شده برای چنین موقعیتی، مهم است .

تغییر فعالیت : انجام دادن چیزی متفاوت که ممکن است این در همین حد کافی باشد که از کودک بخواهید که در فعالیت دیگر مشارکت داشته باشد . بهتر است استراتژیهایی به برنامه‌های رفتاری مثبت اضافه شود که به دانش‌آموزان کمک کند تا نحوه مواجهه با رویدادها یا تکالیف تهدیدکننده را یاد بگیرند .

شوخی : اگر چه بکار بردن این استراتژیهای می‌تواند همراه با این هشدار باشد که شوخی معلم ممکن است از سوی دانش‌آموزان تحقیر و تمسخر سوءتعبیر شود ولیکن می‌تواند نتیجه موفقیت‌آمیزی را نیز در برگیرد، چرا که پاسخ‌های جسمانی به شوخی کاملاً متفاوت از واکنشهای جسمانی به خشم است. البته اطمینان حاصل کنید برای این کار، از ریشخند کردن و به باد تمسخر گرفتن دیگران پرهیز کرده اید. خنده پادزهر بسیار خوبی در برابر خشم است.

نزدیک شدن از لحاظ جسمانی: این ممکن است برای کودکان مناسب نباشد. اگر چه برخی از کودکان به این روش به خوبی پاسخ می‌دهند، ولی این نکته حائز اهمیت است که در مورد موفقیت‌آمیز بودن این روش اطمینان حاصل کنیم چرا که برخی از دانش‌آموزان احساس تهدید و عدم امنیت می‌کنند. به عبارت دیگر اگر در مورد اثربخشی این روش در رابطه با دانش‌آموزی اطمینان دارید، از آن استفاده کنید در غیر این صورت از آن اجتناب کنید. در مورد دانش‌آموزانی که به خوبی نمی‌شناسید، تماس چشمی و بدنی جزئی، ممکن است مفید باشد.

گوش دادن فعال : گوش دادن فعال ،مکالمه بین فردی را بهبود می‌بخشد .برای نوجوانان خیلی مهم است که احساس کنند دیگران به آنها گوش دل می‌دهند و برایشان ارزش قائل می‌شوند. این احساس شخصیت و در کنترل بودن می‌دهد که برای نوجوانان بسیار مهم است . ممکن است این را مطرح کنید که زمان کافی برای گوش کردن به نگرانی‌ها و مسائل عمیق دانش‌آموزان وجود ندارد .در این شرایط دادن اطمینان به دانش‌آموز که به مسائل آنها در یک زمان مناسب گوش خواهید داد ، بسیار مهم است .

نادیده گرفتن فعال : این شامل چشم‌پوشی کردن آگاهانه از بعضی از رفتارهای مشکل‌ساز است برای مثال، اگر یک کودک از زبان بد استفاده کرد ولی بدان وسعت نداد، معلم خود را به نشنیدن بزند و اجازه ‌دهد که کودک برود و در ادامه بر رفتارهای مثبت کودک تمرکز ‌کند، معلم عاقلی است. چرا که بسیاری از درگیری‌ها در واقع حاصل نگرانی‌های معلمان و والدین در مورد رفتارها و نقص قانون‌های جزئی است .

کاهش برانگیختگی فیزیولوژیکی که در عصبانیت نقش دارد، با تشویق دانش‌آموزان به انجام تکنیک های مستقیم آرمیدگی که امیدوارم در حال حاضر به کودکان آموزش داده شود، ممکن می‌شود. علاوه براین، شاگردی ممکن است نیاز به بیرون ریزی بعضی از احساسات سرکوب‌شده داشته باشد. با در نظر گرفتن  بعضی از فعالیت فیزیکی و جسمانی برای مثال دویدن یا لگدزدن به یک توپ فوتبال برای این شاگرد از میزان برانگیختگی فیزیولوژیک او بکاهیم. برخی دیگر از کودکان، موسیقی و تجسم سازی (دی[۲] ۱۹۹۴)را خیلی آرامبخش می‌یابند . روش‌هایی نیز وجود دارد که به دانش‌آموزان این فرصت را می‌دهد که با باز کردن و یا گوش دادن به موزیک برانگیختگی فیزیولوژیکی خود را آرام کنند.

یادآوری این نکته مهم است که هنگامی که احساس تهدید می‌کنیم، به احتمال زیاد این احساس تبدیل به یک تحریک فیزیولوژیکی می‌شود که در پی آن شروع چرخه حمله خشم را خواهیم داشت. اگر چنین شود به مراتب بیشتر احتمال دارد که با فرد نوجوان درگیر شویم و خواستار تنبیه وی باشیم که این به جای خنثی‌سازی چرخه حمله خشم، منجر به تشدید آن می‌شود. بنابراین ما بایست بتوانیم جسم و روان خود را آرام نگه‌داریم. شخصی نکردن مسائل و رویدادها در آرام نگه‌داشتن بدنمان موثر است. در نظر گرفتن مسائلی که به خشم کودکان دامن می زند، می‌تواند به ما کمک کند که کمتر احساس تهدید کنیم و مسائل را شخصی کنیم. به عنوان یک معلم، مفید است که به یاد داشته باشیم که دانش‌آموز نسبت به نقش قدرتی که معلم بر عهده می‌گیرد، خشمگین است و نه خود معلم. به همین ترتیب، تضمین این است که شناخت کافی از مسائلی که شاگردان با آن مواجهند و منجر به بروز عصبانیت آنها می‌شود، می‌تواند به ما کمک  کند که کمتر احساس تهدید کنیم. تکنیک های آرمیدگی، پرت کردن حواس و خنثی‌سازی توصیه‌شده، به همان اندازه که برای برزگسالان در جلوگیری از درگیری موثر است، برای دانش آموزان نیز می‌تواند کارآمد باشد.

موضوع دیگر که باعث نگرانی در این مرحله می شود این است که آیا ما با ارائه یا عدم ارائه جایگزین‌های خوشایند در تقویت و یا عدم تقویت رفتارهای غیرقابل‌قبول نقش داشتیم؟ برای مثال، نوجوان دارای علائمی از فوران پرخاشگرانه  را به پیروی از قوانین مدرسه در آینده فرا می خوانیم؟ آیا این روش مناسب است. این مهم است که ما موضوع پیشگیری از حملات خشم را با موضوع آموزش دانش‌آموز برای اتخاذ رفتارهای مناسب و قابل‌قبول جدا کنیم. یک برنامه رفتاری مثبت باید به موقع و به جا به دانش‌آموزان آموزش داده شود تا آنها محرک‌های حمله‌های خشم را بشناسند و در هنگام احساس تهدید یا ناراحتی ، گزینه‌های جایگزین برای اتخاذ داشته باشند. عواقب خشم مسئله‌ساز و انفجار آن بسیار قابل توجه است که لزوم کمک به دانش‌آموزان برای پیشگیری از انفجار خشم در هنگام روشن شدن فیوز خشم را دیکته می‌کند. شناخت محرک‌ها و اجتناب از آنها که هر کدام فتیله خشم را روشن می‌کند بخش مهم از برنامه آموزش رفتار مثبت به دانش‌آموزان است .

نقش کودکان : کمک به کودکان خشمگین برای طولانی تر کردن فتیله خشم

در بخش اول راجع به آنچه که بزرگسالان برای خنثی کردن موقعیت با هدف پیشگیری از هر گونه انفجار می‌توانند انجام دهند، بحث کردیم. اکنون بر آنچه که کودکان و نوجوانان برای خود می‌توانند انجام دهند، تمرکز می‌کنیم. کمک به خود کودکانی که در کنترل خشم خود مشکل‌دارند، مفیداست. چرا که آنها می‌توانند قدرت ارضا مناسب نیازهای خود را کسب کنند. ویلیم گلاسر[۳] (۱۹۸۶) ۵ نیاز اساسی را برای انسان مطرح می‌کند :

  • نیازهای اساس بری حفظ حیات و تولیدمثل
  • نیاز به دوست داشته شدن و احساس تعلق
  • کسب قدرت
  • نیاز به آزادی
  • نیاز به سرگرمی و تفریح

کودکان خردسال یا بدون کنترل خشم تلاش برای ارضاء این نیازها دارند، اما بدون نقص منافع دیگران، احتمال ارضاء آنها بسیار کم است. هدف ما به عنوان یک فرد بزرگسال این است که به آنها  مهارت‌هایی را یاد بدهیم که آنها را توانا در ارضاء نیازهایشان بدون آسیب رساندن به خود یا دیگران کند .

ثبت کردن وقایع عصبانیت و دماسنج خشم

اولین قدم  برای افرادی که مشکل مدیریت خشم دارند، این است که آنچه را که آنها را خشمگین می‌کند چیست و چگونه خشم، آنها را در موقعیت‌های خاص تغییر می‌دهد. یکی از فعالیت‌هایی که به کودکان در سنین مختلف کمک می‌کند و توانایی شناخت خشم را افزایش می‌دهد، ثبت روزانه  رفتارها و وقایع خشم (ترجیح بر این است که ثبت وقایع توسط خود کودک و یا با حداقل کمک دیگران صورت گیرد .) پس این وقایع ثبت‌شده را می‌توان برای تکمیل دماسنج خشم بکار برد استفاده از این ابزاربه کودک فرصت شناسایی محرک‌های خشم خود و صحبت راجع به آنها با یک بزرگسال مسئول را می‌دهد. مباحثه‌ای که حاصلش انتخاب گزینه‌ی مناسب برای مدیریت خشم در موقعیت‌های مختلف و در وقایع آینده باشد .

ثبت وقایع ممکن است برای نوجوانان نیز کمک کند تا محرک‌ها و جرقه‌های خشم را بشناسند و از آن اجتناب کنند بدین معنی که در موقعیت‌هایی که احتمال عصبانیت وجود دارد، قرار نگیرند. البته این تنها یک توصیه کلی است و انجام آن در واقعیت چندان عملی نیست. این بیشتر بر عهده بزرگسالان است که ابتکار عمل را بر عهده بگیرند و تا آنجا که ممکن است اطمینان حاصل کنند که محیط، محرکه‌ای برانگیزاننده خشم و بروز عصبانیت کمی وجود دارد .

بدین ترتیب، ما باید این فرض را در نظر بگیریم که در بسیاری از شرایط، فتیله دینامیت خشم روشن خواهد شد. در چنین وضعیتی یا باید بلافاصله فتیله را قبل از اینکه به دینامیت برسد خاموش کنیم یا اینکه حداقل سیم آن را بلندتر کنیم یعنی زمان برای عقب انداختن انفجار بخریم .

پرت کردن  حواس خود

بعضی از روش‌های تغییر فکر که مردم آن را مفید یافتند برای مدت طولانی از زمان در اطراف ما وجود دارند. ما به آنها «خرابکارهای فرایند خشم[۵] »می‌نامیم .این خرابکارها با استفاده از روش‌های مختلف منحرف کردن حواس ، محرک‌های برانگیزاننده ذهن را خاموش می‌کنند . روش‌هایی چون :

  • شمردن آرام اعداد از یک تا ۱۰ یا شمارش معکوس از ۱۰۰ تا ۹۳(۷ شماره پایین تر )
  • فهرست کردن نام بازیکنان تیم فوتبال مورد علاقه ( و یا گروهی که مورد علاقه شماست )
  • انجام کارهای متفاوتی که انرژی می‌برد مثل مشت کوبیدن به بالش یا عروسک بوبو [۶]– یا انجام ورزش‌هایی چون پیاده‌روی سریع یا دویدن ؛
  • استفاده از تجسم سازی :
  • تصور اتاق‌خواب خود و تشریح آن با جزئیات بر خود ؛
  • تصور یک مکان ایمن – جایی که در آنجا احساس خشنودی می‌کنید – با جزئیات بیشتر به گونه‌ای که ۵ حواس بینایی ، شنیداری ، بویایی ، چشایی و لامسه را در توصیف آن درگیر کنید.
  • استفاده از تکنیک لاک‌پشت؛ خود را یک پوسته مقاوم و محافظ تصور کنید که به سادگی به هر اقدام تحریک‌آمیزی پاسخ نمی‌دهد .
  • گفتن به یک شخص مسئول (کسی که این مسائل را جدی می‌گیرد.)
  • استفاده از سی دی وقفه یا تکنیک ضبط( برای مثال به کسی که شما را برانگیخته کرده ، بگویید : « هنگامی که روی من اسم می گذارید ، من احساس صدمه می کنم ولی می خواهم آن را نادیده بگیرم »
  • به سادگی دور شدن از محیط و موقعیت
  • خلع سلاح کردن ( به عنوان مثال؛«متاسفم که شما احساس می کنید نیاز به گفتن چیزهای آزاردهنده دارید در حالیکه من در واقع از شما خوشم می آید /می خواهم با شما دوست شوم »)

تکنیک‌های خود گویی و آرام‌سازی خود

منظور از خود گویی این است که کودک علائم هشداردهنده اولیه  خشم را قبل از اوج گرفتن آن شناسایی و سپس از افکار، واژه‌ها و اعمالی استفاده کند که سردکننده خشم هستند. برای مثال ، اگر یک کودک متوجه این شد که اهانت به مادرش علت تعدد خشم در گذشته بوده است، حال از کلماتی استفاده می‌کند که برانگیزاننده افکار مثبت باشد. از این روش‌ها، برای افکار برانگیزاننده نیز می‌توان استفاده کرد. بدین معنی که افکار مثبت را جایگزین افکار برانگیزاننده خشم کنیم :«من می توانم این را بشکنم  …من قبلا در این شرایط بودم و می توانم از پس آن به گونه مثبت برآیم.» اگر عامل محرک خشم افزایش یابد، علاوه بر تکرار این روش، تکنیک‌های دیگر نیز باید آموزش داده و استفاده شود. خود گویی احتمالاً بهترین روش در مراحل اولیه کار با خشم است و آن به معنای نقطه پایان برای استفاده از آن نیست .

تغییر فیزیولوژیکی خود

ترکیب خود گویی با تکنیک های آرمیدگی اثربخشی بیشتری دارد. بنابراین هوا را به آرامی از طریق بینی وارد ریه‌هایتان کنید و به آرامی از طریق دهانتان خارج کنید. افکار مثبت را همراه این روند تنفس کنید :

«من می توانم از پس آن برآیم »، «من از پسش برخواهم آمد »

اگر روش خود گویی با روش‌های دیگر همچون شمردن انگشتان با استفاده از انگشت شست دست راست، ترجیحاً محتاطانه به طوری که توجه به آن جلب نشود، همراه شود می تواند باعث افزایش آرمیدگی تان شود . از همه مهم‌تر، شواهد مبنی بر وجود روش‌هایی است که بکار بردن  آنها به طور قابل‌توجهی بر نحوه‌ای که قلب و مغز باهم کار می‌کنند ، تأثیر می‌گذارد. یکی از این روش‌ها، به آرامی نفس کشیدن است (تقریباً ۶ نفس در هر دقیقه ) پس تا آنجا که برایتان امکان دارد به آرامی نفس بکشید (دی[۷] ۲۰۰۷) با گذاشتن دست خود زیر قلب، نزدیک دیافراگمتان می‌توانید بر نحوه تنفس خود تمرکز و نظارت داشته باشید. همه این روش‌ها  برای تغییر حالت فیزیولوژی ماست؛ بدین ترتیب، خاموش کردن فتیله دینامیت خشم با کاهش تغییرات اولیه فیزیولوزیکی که در هنگام روشن شدن فتیله خشم رخ می‌دهد، ایجاد می‌شود. این احتمالاً آمادگی بدنمان برای حرکت به سوی پاسخ‌های جنگیدن – عصبانیت کاهش می‌دهد. علاوه بر این، این روش‌ها مزیت پرت کردن حواس را نیز دارند .

بازسازی شناختی [۸]

این تصور غلط بسیار رایج است که چیزها، اعمال یا شرایط خاص ما را عصبانی می‌کند. در واقع شرایط مشابه ممکن است تفسیرهای متفاوت داشته باشد.نوع تفسیر و ارزیابی موقعیت، کیفیت احساس، متعاقباً نوع رفتار ما را تعیین می‌کند. بدین معنی که ما موقعیت و شرایط را به گونه‌ای می‌توانیم تفسیر کنیم که منجر به احساس خشم و بروز عصبانیت نشود. این روش موثری برای خاموش کردن فتیله دینامیت خشم است که بازسازی شناختی نامیده می‌شود . این در دل مدلهای مدیریت خشم چراغ راهنمایی و رانندگی یا مدل توقف کن – فکر کن – عمل کن وجود دارد. جایی که توقف و مکث کردن به ما کمک می‌کند تا مراودات خود از این فرضیه دور کنیم که دیگران از روی عمد قصد آسیب رساندن و یا تهدید کردن ما را دارند. ما احساس خشم می‌کنیم به خاطر اینکه معتقدیم دیگران از روی عمد می‌خواهند ما را از سر راهشان بردارند و یا ناراحتمان کنند. مرحله فکر کردن، مرحله‌ای است که از ما می خواهد؛ به دقت حرکت و رفتار طرف مقابلمان را مورد ارزیابی قرار دهیم و متوجه این شویم که لزوماً اتفاقات و وقایع رخ داده از روی عمد نیست و اغلب از روی بی‌خردی و یا به طور تصادفی رخ می‌دهد. کسب مهارت کنار گذاشتن فرضیه «دیگران از روی قصد کارهایی انجام می دهند و یا چیزهایی می گویند که به ما آسیب برسانند و یا ما را احمق جلوه دهند» و در نظر گرفتن تفسیرات احتمالی دیگران می‌تواند به ما لحظات آرام‌تری را هدیه بدهد. مرحله انجام دادن، مرحله تصمیم‌گیری در مورد این است که چه رفتاری در تقابل رفتار فرد مقابلمان انتخاب کنیم. مکث و فکر کردن احتمالاً منجر به کاهش رفتارهای افراطی نامناسب می‌شود. برخی از شرکت‌کنندگان ترجیح می‌دهند این مدل را مدل ایست – فکر- انتخاب بخوانند که این را به  ما یادآوری می‌کند که ما در سیطره رفتارهای خود هستیم ولیکن این قدرت را نیز داریم را که نحوه پاسخ‌دهی خود نسبت به آنها را تعیین و انتخاب کنیم. استفاده از کارت‌های نشانه یا پوستر چراغ‌های راهنمایی و رانندگی برای تمرین روش ایست /توقف /فکر کن و انجام بده / انتخاب کن در هنگام برانگیختگی کارآمد است. روش‌های زیادی وجود دارد که برای بازسازی شناختی کودکان و نوجوانان مفید است که این روش‌ها را می‌توانید در کتاب پاول استاندارد [۹] بیابید؛ این کتاب یک راهنمای بالینی برای افکار خوب – احساس خوب است .(۲۰۰۵)

خلاصه

بخش اول اختصاص دارد به نحوه و زمانی که معلمان یا مراقبان می‌توانند به طور موثر مداخله کنند با در نظر گرفتن :

o       چرخه حمله خشم ؛

o       علائم هشداردهنده اولیه ؛

o       استراتژی خنثی کردن ؛

بخش دوم مهارت‌هایی را تشریح می‌کند که کودکان برای طولانی کردن سیم فتیله دینامت خشم (به تأخیر انداختن حمله خشم) لازم دارند با :

·        کنترل و نظارت بر حوادث و وقایع خشم ؛

·        خودگویی؛

·        تغییر فیزیولوژی؛

·        بازسازی شناختی ؛

 

اقدامات

کار کردن با دانش آموزی که به خوبی او رامی شناسید؛ صرف زمان برای مشاهده رفتار خود به منظور شناسایی سه علائم هشداردهنده اولیه :

۱-

۲-

۳-

به منظور مداخله در مرحله برانگیختگی/ماشه ؛در هنگام مشاهده علائم هشداردهنده اولیه، سه استراتژی خنثی‌کننده مورد نظر خود را نام ببرید:

۱-

۲-

۳-

نحوه تلاش خود و نتایج آن را ثبت کنید .

[۱] – Breakwell

[2] -Day

[3] -William Glasser

[4] -Perspective on anger

[5] -Anger Spoilers

[6] -Bobo dall

[7] -Day

[8] -Cognitive restructuring

[9] -Paul Standard

دیدگاه‌ خود را بنویسید

//
تیم پشتیبانی ما اینجا هستند تا به سوالات شما پاسخ دهند. لطفا نظر خود را با ما به اشتراک بگذارید.
👋 سلام، چطور می توانیم کمک تان کنیم؟
به بالا بروید