در این قسمت به بررسی آنچه که بزرگسالان قبل از درگیر شدن با کودکان /دانشآموزان میتوانند انجام دهند، میپردازیم. ما میدانیم که کودکان درجاهای مختلف و بزرگسالان به صورت متفاوت واکنش نشان میدهند .با وجود عوامل ثابت چون ویژگیهای شخصیتی، الزامات سازمانی، هنوز روشهایی وجود دارد که شانس اینکه کودکان/ نوجوانان با شما با آرامش همکاری کنند و رفتارهای جامعه پسند از خود نشان دهند را افزایش دهد .
مدیریت کلاسها و گروهها
علاوه بر عوامل دخیل در کل مدرسه که در فصل قبل بحث شده ، کلاسهای مدرسه یا مدل گروهی مدیریت که مروج رویکردهای مدیریت خشم است نیز باید مورد توجه قرار گیرد . این امر شامل :
- سازگاری[۱] – هم رفتار معلمان با دانشآموزان و هم رفتار معلمان در درون و بین معلمان و همکاران دیگر باید با یکدیگر سازگار باشند ، بدین معنی که همه قوانین ، پاداشها و تحریمها بایست متناسب ، منطقی و با استفاده از معیارهای مورد توافق ،قابلاجرا برای هرکس باشد .
- انتظارات بالا از رفتار و کسب موفقیت – که نیازمند یک نظام پاداش دهی است که بدون در نظر گرفتن توانایی افراد ، قابلدسترس (دسترسی برابر) برای همه باشد . پاداشها باید واقعی و نسبتاً و فوری باشد و نحوه ارائه آن نیز باید متناسب با خصوصیات شخصیتی طرف مقابل باشد(چنانچه بهتر است ارائه پاداش به برخی از نوجوانان باظرافت و در مکانی غیر از مکان عمومی صورت گیرد، چرا که آنها با گرفتن پاداش آن هم بعد از سالها بیتوجهی نسبت به آنان مشکلدارند.) تقویتهای درون کلاسی همچنین محرک قدرتمندی هستند اگر فرصت واقعی در دستیابی به یک هدف در کلاس مهیا شود. حمایتها و تقویتهای کلاسی میتواند به نوبه خود برای تغییر رفتارهای برخی از کودکان عصبی بکار رود . وجود حمایت همسالان در افزایش آموزش کارآمد و یادگیری در همه زمینههای آموزشی نیز موثر است .
- انسجام[۲] – یک فضای جامعه پسند توسط کارکنان آموزش و پرورش با رفتار عادلانه و حفظ ارزشهای مورد توافق کودکان ، والدین و یکدیگر مشخص و روشن میشود .
- ثبات – به همان اندازه که محیط کلاس درس باید نسبتاً قابل پیشبینی باشد، در جاهایی که ممکن است؛ تغییرات تدریجی در قالب یک روش تکاملی ، نیز باید باشد .
- رضایت –هم برای معلمان و هم برای یادگیرندگان زمانی ایجاد میشود که کارهای متفاوت ولی با یک سطح از ارزش و موفقیت برای هر شاگردی انجام شود.
کلاسهای مدرسه یا مدل مدیریت گروه باید نیات و اهداف زیر را کاهش دهد :
- رقابت ناسالم که ممکن است بر اساس نیاز، همکاری با همسالان را کاهش دهد و در نتیجه باعث انحراف انرژی از پیگیری برتری فردی در فضای توأم با احترام متقابل میشود. رقابت در فضایی توام با احترام مقابل میتواند به یک انگیزه سالم و کارآمد تبدیل شود ، با این حال باید مانع ؛
- مقابله[۳] بین بزرگسالان و کودکان در یک کلاس درس شد .
سلامت عاطفی بزرگسالان
ما در رابطه بااهمیت آموزش کودکان ، ۵ عامل از سلامت عاطفی و رفاه را مورد بحث قراردادیم : خودآگاهی ، مدیریت احساسات ، انگیزش ،همدلی و مهارتهای اجتماعی. البته مرتبط کردن این عوامل به خودمان به منظور ارتقاء روابط بین فردی با کودکان ،نوجوانان و خانوادههای آنان و همچنین بهبود سلامت عاطفی و اجتماعی مان نیز به همان اندازه مهم است .
برخی از اثرات این پنج مهارت به عنوان تصاویر عمل خوب در روابط ما با کودکان و نوجوانان مشخص میشود .
خودآگاهی
ما میدانیم که احساس یا رفتار ما به طور اجتنابناپذیری به نحوه درک ما و واکنش دیگران مرتبط است. ولی آگاهی از نگرشها ، احساسات و رفتارهایی که بر روی ما در هر زمان اثر میگذارد ، کار سختی است .ما اغلب میپرسیم ؛ چرا این کار را کردی؟ به هر حال ، جواب چنین سؤالی آسان نیست. معمولاً بازگشت به حوادث ، شرایط و موقعیتهای که دوستشان نداریم برای کشف علت رفتارمان آسانتر است . بحث در این مورد با یک دوست قابلاعتماد یا اعضای خانواده میتواند به ما کمک کند تا به سهم خود در رخ دادن رویدادها آگاهی یابیم .
مدیریت احساسات
ه هر حال در هر زمان هیجانات و احساسات دیگری نیز وجود دارند که میتوانند محرک رفتارهای ما به روش خاص باشند. یادگرفتن به رسمیت شناختن احساسات به همانگونه که هستند، بخش مهمی از مهارت کنترل و تسلط عاطفی است. توجه به علائم هشداردهنده اولیه از احساسات مشکلساز پیچیده است و باعث میشود که هیجانات قوی قدرت تفکر را از ما بگیرد. به همین دلیل شناسایی واکنشهای فیزیکی که با احساسات اولیه در ارتباط هستند ، میتواند کمک کننده باشد . تنظیم پاسخهای فیزیولوژیکی – به عنوان مثال ؛ تنش (سفت شدن عضلات )، درد شانهها ، ناراحتی معده – ما را آگاه از علائم هشداردهنده اولیه میکند و این به ما این توانایی را میدهد که استراتژیهایی را بکار بندیم که به ما فرصت تعامل دوباره با فرایندهای فکری خود به منظور ارزیابی مجدد و حل مسئله کارآمدتر مشکل را میدهد .
انگیزه
شناخت روش کار احساسات و هیجانات به عنوان محرک رفتار میتواند به ما در یافتن نحوه هدایت واکنشهایمان کمک کند . ما در مورد اهمیت نیازهای اساسی بشر و ارتباط آن با رفتار صحبت کردیم . فرض بر این است که رفتارهای خاص ما در راستای رفع این نیازهای انسانی است. برای مثال ؛ برای کسب احساس رضامندی دست به تلاش میزنید تا به سطوح بالا برسید. در این شرایط شما فقط نتیجه را میبینید و غافل از این میشوید که رفتارهای شما ممکن است به سلامتی شما آسیب برساند . اگرچه ممکن است این رویه در کوتاه مدت نیاز شما را برطرف کند ولیکن در درازمدت منجر دچار فرسودگی روانی (تحلیل قوای روانی )میشوید .
این نیز مهم است که بدانیم که چگونگی روابط اولیه ما (کودکی )می تواند در تعاملات ما اثر بگذارد. برای مثال اگر شما کودکی خود را با والدین تحمیلگر و مستبد گذرانده باشید، در برخورد با یک کودک مشکل خواهید داشت و به احتمال زیاد واکنشتان نسبت به رفتارهای کودکان و یا بزرگسالان دیگری افراطی خواهد بود. این به اصطلاح «دکمه دعوا »نامیده میشود چرا که این افراد توسط دیگران به آسانی فشار دادن یک دکمه از کوره در می روند و کنترل خود را از دست میدهند . آنچه که اکنون مهم است دیدن وضعیت از منظر یک بزرگسال و بررسی روشهای مدیریت احساساتی است که میتوان انتخاب کرد . اگر خواسته شما چیزی بیش از این است، رویکرد تحلیل رفتار متقابل اریک برن میتواند برای شما مفید باشد .
همدلی
توانایی همدلی با احساسات افراد دیگر جنبه بسیار مهم از کار با کودکان عصبانی است . در مرحله اول ، آن شما را قادر به شناخت علائم هشداردهنده اولیه عاطفی کودک میکند که این در خنثی کردن موقعیتهای بالقوه انفجاری میتواند بسیار مفید باشد .در این مورد در این فصل بیشتر صحبت خواهد شد . در مرحله دوم ، شناخت محیطزیست کودک /نوجوان ، شما را قادر به درک علت رفتار نامناسب میکند . البته باید بین توضیح رفتار با تبرئه رفتار تمایز قائل شد .توضیح رفتار از نظر نیازهای ارضا نشده ،همان طور که قبلاً راجع به آن صحبت شد ، میتواند در بیشخصیت کردن رفتارها کمک کند .با این روش احتمال زیادی دارد که احساس اطمینان و شایستگی در هنگام کار با شرایط دشوار کنید . با این حال هنوز باید با رفتارهای نامناسب تبرئه جویانه با ایجاد تحریمهای عادی و عواقب آن برخورد شود .
مهارتهای اجتماعی
این مهم است که به یاد داشته باشید که کودکان و نوجوانان بیشتر با مشاهده رفتار شما یاد میگیرند تا اینکه به آنها بگویید چه چیزی درست و یا چیزی غلط است. اکثر مردم میتوانند این را در مشاهده دیگران کشف کنند برای مثال رفتار عصبانیت کودک مشابه با رفتار عصبانیت والدینش است . با این حال ارزیابی میزان قدرت نقش الگوهای شما سخت است .
اگر میخواهیم کودکانمان به گونه مناسب رفتار کند ، باید نگاهی به رفتار خودمان بیندازیم تا از فرستادن پیام سازگار با خواستهمان از کودک مطمئن شویم. ما میخواهیم رفتارهای جامعه پسندی را تشویق کنیم که قادر به ارضاء نیاز فرد بدون خشونت و آسیب رساندن به دیگران باشد . این درست برعکس رفتارهای ضد اجتماعی است که نیازهای فرد را با هزینههای پرداختی دیگران ارضاء میکند برای مثال معلمی که به منظور پیروزی در یک جنگ قدرت و کسب احساس بهتر ، شاگردش را از کلاس اخراج میکند و رفتارهای از خود بروز میدهد که بیشتر از اینکه در جهت منافع دانشآموزان باشد، در جهت رفع نیازهای خودش است .
بررسی روشهای مختلف از تعاملات اجتماعی به ما کمک میکند که روش موثر و کارآمدی برای برخورد و رفتار با دیگران انتخاب کنیم .در اینجا سه نوع تعامل با دیگران آورده شده است که شامل :
- خصمانه
- فاقد قاطعیت
- قاطعانه( اظهارکننده )
خصمانه در این نوع از تعامل بزرگسالان به کودکان و دیگران به صورت خشک و مستبدانه پاسخ میدهند که اغلب کودکان بهایش را با از دست دادن احساسات کودکانه و اعتمادبهنفس نشان میدهند . این افراد(والدین) اغلب به عنوان افراد بیانصاف شناخته میشود و کودکان در مقابل آنها به جای داشتن پاسخهای انتخابانه ، با ترس و اضطراب واکنش نشان میدهند .
فاقد قاطعیت . در این نوع تعامل بزرگسالان منفعل هستند و پاسخهایشان با رفتار کودکان سازگاری ندارد. آنها به جای اتخاذ استراتژیهای فعالانه و خردورزانه برای پیشگیری از رفتارهای مخل، نسبت به اینگونه از رفتارهای کودکان واکنش ساده از خود نشان میدهند .
اظهارکننده (قاطع ). در این نوع تعامل ، بزرگسالان انتظارات خود را به روشنی بیان میکنند و سر حرفشان باقی می مانند . کودکان یاد میگیرند که به بزرگسال قاطع اعتماد کنند و احترام بگذارند چرا که آنها پارامترهای رفتارهای قابلقبول و خط مرزها را به طور وضوح مشخص می کنند .
این مهم است که قدرت ارتباطات غیرکلامی را فراموش نکنیم. اگر بین پیام کلامی و پیام غیرکلامی (زبان بدن /یا تن صدا ) یک فرد تضاد وجود داشته باشد؛ گیرنده ، پیام غیرکلامی را دریافت میکند. روشهای مختلف ارتباط را بررسی میکنید . بله ، این خوب است که امشب با دوستان ، بیرون بروید و قدرت پیامهای غیرکلامی خود را امتحان کنید. آن را با دوست خود امتحان کنید، سپس عدم تطابق پیامهای کلامی و غیرکلامی را زیر ذره بین قرار دهید . شما بیشتر از آنکه پیشبینی میکردید ، تضاد در پیامهایی که میفرستید، خواهید یافت !
حال روشهایی که با استفاده از آن فکر میکنم، احساس و بالأخره رفتار میکنیم را در نظر بگیرید .اینها در واقع اساس کار با کودکان عصبانی را تشکیل میدهد و در هنگام کار با آنها با ایجاد احساس اطمینان و شایستگی ما را حمایت خواهد کرد. احساس اطمینان و اعتمادبهنفس در خود منجر به الگوبرداری فرزندانمان از ما میشود . در این شرایط کودکان احتمال بیشتری دارد که پاسخ مناسب را اتخاذ کنند .
|
[۱] -Consistency
[2] -Cohesiveness
[3] -Confrontation




