تفاوت افسردگی ناشی از آزار

چرا این افسردگی متفاوت است؟

در اینجا مسئله فقط تنظیم شیمی مغز نیست؛ حس امنیت روانی آسیب دیده. بنابراین فرد ممکن است:

  • به دیگران اعتماد نکند
  • نسبت به صمیمیت بترسد
  • به خود سخت ‌گیر شود
  • بدن خود را «منبع خطر» احساس کند

درمان بر چه چیزهایی تمرکز دارد؟

درمان مؤثر معمولاً شامل این مراحل است:

۱. بازسازی حس امنیت

بدون احساس امنیت، مغز وارد کار درمانی عمیق نمی ‌شود.

۲. پردازش تجربه آزار

کمک به فرد برای دیدن رویداد به‌عنوان «چیزی که برایم اتفاق افتاد»، نه «چیزی که من هستم»

۳. کاهش شرم و خودسرزنشی

بازگرداندن مسئولیت آزار به آزارگر، نه قربانی.

۴. بازسازی ارتباط

تجربه رابطه‌ ای امن با درمانگر و دیگران، ترمیم‌ کننده است.

۵. تنظیم هیجان

آموزش مهارتهایی برای مدیریت اضطراب، خشم، و بی ‌حسی.

در برخی موارد دارو هم برای کاهش شدت علائم کمک‌ کننده است، اما به ‌تنهایی زخم رابطه ‌ای را درمان نمی‌ کند.

نکته مهم

افسردگی پس از آزار اغلب صدایی درونی دارد که می ‌گوید: «من دیگر امن نیستم» و درمان، سفری است برای بازگشت به این احساس: «من ارزشمندم، و حق دارم امن باشم.»

دانستن یک چیز مهم است: واکنشهای روانی بعد از آزار، نشانه ضعف نیست؛ نشانه تلاش ذهن برای زنده ماندن است. و این زخمها قابل ترمیم‌ است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

//
تیم پشتیبانی ما اینجا هستند تا به سوالات شما پاسخ دهند. لطفا نظر خود را با ما به اشتراک بگذارید.
👋 سلام، چطور می توانیم کمک تان کنیم؟
به بالا بروید