مدل استرس شغلی کوپر و مارشال[۱]
این مدل از نخستین چارچوبهای جامع برای شناسایی منابع استرس در محیط کار است.
کوپر و مارشال معتقد بودند که استرس شغلی ترکیبی از عوامل فردی و سازمانی است که بر سلامت جسمی و روانی کارکنان اثر می گذارد.
منابع اصلی استرس شغلی در مدل کوپر و مارشال
الف) عوامل ذاتی شغل
- شرایط کاری نا ایمن یا خطرناک (مثلاً کار در کارخانه یا معدن)
- فشار زمانی شدید
- حجم بالای کار
- شیفتهای شبانه و طولانی
ب) نقش در سازمان
- ابهام نقش: کارمند دقیقاً نمی داند وظایفش چیست
- تعارض نقش: انتظارات متناقض از سوی مدیران یا همکاران
- مسئولیت سنگین بدون اختیار کافی
ج) روابط در محیط کار
- تعارض با مدیر یا همکاران
- فقدان حمایت اجتماعی
- رقابت ناسالم یا زورگویی در محیط کار
د) مسیر پیشرفت شغلی
- عدم امنیت شغلی (ترس از اخراج)
- فرصتهای محدود ارتقا
- رکود شغلی (سالها بدون پیشرفت)
هـ) ساختار و جوّ سازمانی
- سبک مدیریت استبدادی
- ارتباط ضعیف بین مدیران و کارکنان
- فرهنگ سازمانی خشک و غیر منعطف
و) عوامل خارج از سازمان (زندگی شخصی)
- مشکلات خانوادگی، مالی یا اجتماعی که فشار کاری را تشدید می کند
پیامدهای استرس شغلی (طبق کوپر و مارشال)
- سلامت جسمی: سردرد، فشار خون بالا، مشکلات گوارشی
- سلامت روانی: اضطراب، افسردگی، کاهش رضایت شغلی
- عملکرد سازمانی: کاهش بهره وری، افزایش غیبت، جابجایی کارکنان
مثال کاربردی
یک پرستار بیمارستان:
- شیفت شب (عامل ذاتی شغل)
- وظایف نامشخص و متناقض از پزشکان مختلف (ابهام و تعارض نقش)
- مدیر سختگیر و بدون حمایت (روابط ضعیف)
- فرصت ارتقا محدود (مسیر پیشرفت شغلی)
نتیجه: افزایش اضطراب، فرسودگی شغلی، احتمال ترک شغل.
راهکارهای سازمانی بر اساس مدل کوپر و مارشال
- طراحی شغل بهینه (کاهش ساعات کاری غیر معمول، وضوح نقش)
- بهبود روابط انسانی (حمایت مدیران، کار تیمی سالم)
- ایجاد امنیت شغلی و مسیر شغلی روشن
- تقویت فرهنگ سازمانی مثبت (ارتباط باز، عدالت سازمانی)
- حمایت از تعادل کار–زندگی (برنامههای رفاهی، مرخصی منعطف)
* خلاصه:
مدل کوپر و مارشال نشان می دهد استرس شغلی حاصل تعامل چند بعدی عوامل شغلی، سازمانی و فردی است و برای مدیریت آن باید هم فرد و هم ساختار سازمانی تغییر کند.
[1] Cooper & Marshall, 1976




