اختلال افسردگی یک اختلال خلقی جدی است که بر احساسات، افکار، رفتار و عملکرد جسمانی فرد تأثیر می گذارد. این اختلال صرفاً احساس غم یا ناراحتی معمولی نیست، بلکه یک وضعیت بالینی است که با تغییرات واقعی در عملکرد مغز و سیستم عصبی همراه است.
در افسردگی، خلق فرد به طور پایدار پایین می آید یا فرد علاقه و لذت خود را نسبت به فعالیتهایی که قبلاً برای او خوشایند بوده اند، از دست می دهد. این وضعیت عملکرد روزمره فرد را در زمینه های شغلی، تحصیلی، خانوادگی و اجتماعی مختل می کند.
در مغز چه تغییراتی رخ می دهد؟
در اختلال افسردگی، چند سیستم زیستی دچار اختلال می شوند:
انتقال دهنده های عصبی:
عملکرد مواد شیمیایی مغز مانند سروتونین، دوپامین و نورآدرنالین دچار کاهش یا بی نظمی می شود. این مواد در تنظیم خلق، انگیزه، انرژی، خواب و تمرکز نقش اساسی دارند.
سیستم استرس:
هورمونهای استرس، به ویژه کورتیزول، ممکن است برای مدت طولانی در سطح بالا باقی بمانند. این وضعیت باعث احساس خستگی مزمن، فرسودگی و کاهش توان روانی می شود.
ساختارهای مغزی:
بخشهایی از مغز که در پردازش هیجانهای منفی نقش دارند، بیش فعال می شوند و نواحی مسئول منطق، تصمیم گیری و تنظیم هیجانها کم فعالتر عمل می کنند. به همین دلیل فرد می داند افکارش منفی هستند، اما توان متوقف کردن آنها را ندارد.




