تأثیر خانواده درمانی در حل مسئله قهر

مقدمه
قهر یکی از رایجترین واکنشها در روابط خانوادگی و زناشویی است که معمولاً در پی تجربههایی مانند احساس نادیده گرفته شدن، بیاحترامی، ناکامی، سوءتفاهم، خشم یا برآورده نشدن نیازهای عاطفی شکل میگیرد. قهر ممکن است بهصورت سکوت، قطع گفتگو، ترک خانه، بیتوجهی، پاسخهای کوتاه و سرد، خودداری از تماس عاطفی یا امتناع از حل مسئله ظاهر شود. در برخی خانوادهها، قهر واکنشی کوتاهمدت برای کاهش تنش است؛ اما در موارد دیگر، به الگویی تکرارشونده تبدیل میشود که روابط عاطفی اعضای خانواده را تضعیف میکند.
قهر همیشه به معنای فقدان محبت نیست. گاهی فرد برای محافظت از خود، کنترل خشم یا جلوگیری از تشدید درگیری، موقتاً سکوت میکند. با این حال، زمانی که سکوت طولانی، تنبیهی، تحقیرآمیز یا همراه با تهدید و بیاعتنایی باشد، میتواند به رابطه آسیب وارد کند. در چنین شرایطی، خانوادهدرمانی با بررسی روابط میان اعضای خانواده، الگوهای ارتباطی، نقشها، باورها و هیجانهای پنهان، به افراد کمک میکند به جای تداوم قهر، مسئله اصلی را شناسایی و حل کنند.
خانوادهدرمانی قهر را صرفاً مشکل یک فرد نمیداند، بلکه آن را بخشی از چرخه ارتباطی خانواده تلقی میکند. ممکن است یک نفر انتقاد کند، فرد دیگر سکوت کند، سکوت باعث افزایش خشم نفر اول شود و خشم بیشتر نیز به قهر طولانیتر منجر گردد. بنابراین، هدف خانوادهدرمانی فقط وادارکردن فرد قهرکرده به صحبتکردن نیست؛ بلکه اصلاح چرخهای است که قهر را ایجاد و تقویت میکند.
مفهوم قهر در روابط خانوادگی
قهر معمولاً در ظاهر با سکوت یا فاصلهگرفتن مشخص میشود، اما در لایههای عمیقتر، میتواند بیانگر احساسات مختلفی باشد. فرد قهرکرده ممکن است احساس کند که شنیده نمیشود، ارزش او نادیده گرفته شده، به او بیاحترامی شده یا قادر نیست خواسته خود را به شکل مستقیم بیان کند. گاهی نیز قهر به شکل غیرمستقیم وسیلهای برای بیان خشم یا دریافت توجه است.
در روابط خانوادگی، قهر میتواند کارکردهای متفاوتی داشته باشد:
نخست، ممکن است نقش دفاعی داشته باشد. فرد برای جلوگیری از درگیری بیشتر سکوت میکند و از تعامل فاصله میگیرد.
دوم، ممکن است وسیلهای برای تنبیه یا کنترل دیگری باشد. در این حالت، فرد عمداً ارتباط را قطع میکند تا طرف مقابل را تحت فشار قرار دهد.
سوم، قهر ممکن است حاصل ناتوانی در گفتگوی مؤثر باشد. بعضی افراد از بیان احساساتی مانند ترس، شرم، آسیبپذیری یا نیاز عاطفی ناتواناند و خشم یا سکوت را جایگزین گفتوگو میکنند.
چهارم، قهر میتواند بخشی از الگوی آموختهشده خانوادگی باشد. فردی که در خانواده اصلی خود شاهد سکوت، پرخاشگری یا قطع رابطه هنگام اختلاف بوده است، ممکن است همان الگو را در زندگی مشترک یا روابط فرزندانش تکرار کند.
از نگاه نظامی، رفتار هر عضو خانواده بر اعضای دیگر تأثیر میگذارد. بنابراین، علت قهر معمولاً فقط در رفتار شخص قهرکننده خلاصه نمیشود؛ بلکه باید تعاملات دوطرفه و زمینه خانوادگی آن نیز بررسی شود. این دیدگاه با رویکردهای نظاممند خانوادهدرمانی هماهنگ است که خانواده را مجموعهای مرتبط میداند و تغییر در یک عضو را مؤثر بر کل نظام خانواده تلقی میکند (Minuchin, 1974).
خانوادهدرمانی چیست؟
خانوادهدرمانی نوعی مداخله روانشناختی است که به جای تمرکز صرف بر فرد، روابط و تعاملات میان اعضای خانواده را بررسی میکند. در این رویکرد، مشکلاتی مانند قهر، مشاجره، بیاعتمادی، فاصله عاطفی یا تعارض والد و فرزند در بستر روابط خانوادگی تحلیل میشوند.
خانوادهدرمانگر تلاش میکند به پرسشهایی مانند موارد زیر پاسخ دهد:
قهر معمولاً پس از چه نوع اتفاقی آغاز میشود؟
چه کسی نخستین واکنش را نشان میدهد؟
اعضای دیگر خانواده چگونه پاسخ میدهند؟
قهر چه فایده یا کارکردی برای فرد یا خانواده دارد؟
در هنگام قهر، چه احساسات و نیازهایی بیان نمیشوند؟
خانواده چگونه در گذشته با تعارض برخورد میکرده است؟
آیا قهر به شکل مستقیم یا غیرمستقیم تقویت میشود؟
در خانوادهدرمانی، اعضای خانواده یاد میگیرند به جای سرزنش یکدیگر، چرخه تعارض را مشاهده کنند. برای مثال، به جای اینکه زن بگوید «همسرم همیشه بیتفاوت است» و مرد بگوید «همسرم همیشه دعوا راه میاندازد»، درمانگر ممکن است الگوی زیر را آشکار کند:
انتقاد زن ← سکوت و کنارهگیری مرد ← احساس تنهایی و خشم بیشتر زن ← انتقاد شدیدتر ← قهر طولانیتر مرد.
وقتی اعضای خانواده این چرخه را میبینند، متوجه میشوند که مشکل فقط «شخصیت بد» یکی از آنها نیست، بلکه الگویی است که هر دو یا چند عضو، بهطور ناخواسته، در آن نقش دارند. این آگاهی نخستین گام برای تغییر است.
نقش خانوادهدرمانی در شناسایی علت اصلی قهر
یکی از مهمترین آثار خانوادهدرمانی، عبور از رفتار ظاهری و رسیدن به علتهای عمیقتر قهر است. قهر معمولاً خودِ مسئله اصلی نیست، بلکه نشانهای از مشکل دیگری است. این مشکل ممکن است شامل موارد زیر باشد:
احساس نادیدهگرفتهشدن
کمبود توجه و صمیمیت
تجربه بیاحترامی
بیاعتمادی یا خیانت
تعارض درباره مسائل مالی
اختلاف در شیوه تربیت فرزندان
دخالت خانوادههای اصلی
تفاوتهای فرهنگی یا مذهبی
توقعات غیرواقعبینانه
حسادت
تجربه خشونت کلامی یا عاطفی
ناتوانی در بیان نیازها
تجربههای حلنشده گذشته
برای نمونه، ممکن است فردی بهدلیل دیرآمدن همسرش قهر کند؛ اما مسئله واقعی در سطح عمیقتر، احساس تنهایی یا بیاهمیتبودن باشد. اگر درمانگر فقط درباره زمان آمدن همسر گفتوگو کند، مشکل ممکن است دوباره در موضوعی دیگر تکرار شود. خانوادهدرمانی با کمک به فرد برای بیان احساسات زیربنایی، مانند «من میترسم برایت مهم نباشم»، زمینه گفتوگویی عمیقتر را فراهم میکند.
در رویکرد هیجانمدار، بسیاری از تعارضهای زوجی ناشی از چرخههای منفی و نیازهای عاطفی برآوردهنشده هستند. این رویکرد به زوجها کمک میکند خشم ظاهری را از ترس، ناامنی، دلبستگی و نیاز به اطمینان عاطفی جدا کنند (Johnson, 2019).
اصلاح الگوهای ارتباطی ناسالم
قهر معمولاً در خانوادههایی بیشتر تداوم پیدا میکند که اعضای آنها مهارتهای ارتباطی کافی ندارند. برخی الگوهای ارتباطی ناسالم عبارتاند از:
سرزنشکردن
تحقیر
تهدید
ذهنخوانی
مقایسهکردن
بازگوکردن خطاهای گذشته
قطعکردن صحبت دیگری
سکوت تنبیهی
تغییر موضوع
فرار از گفتوگو
فریادزدن
خانوادهدرمانی به اعضا میآموزد که پیام خود را به شکل روشن، مستقیم و غیرتهاجمی بیان کنند. یکی از روشهای مهم، استفاده از جملات «من» است. در این روش، فرد به جای متهمکردن دیگری، تجربه شخصی خود را توضیح میدهد.
برای مثال، به جای جمله «تو اصلاً به من اهمیت نمیدهی»، میتوان گفت:
«وقتی بدون توضیح دیر به خانه میرسی، احساس نگرانی و بیاهمیتی میکنم و دوست دارم درباره زمان برگشتنت با هم توافق کنیم.»
این نوع بیان، احتمال دفاعیشدن طرف مقابل را کاهش میدهد. همچنین، درمانگر به اعضای خانواده کمک میکند میان «احساس»، «فکر» و «رفتار» تفاوت بگذارند. فرد ممکن است فکر کند «او عمداً مرا نادیده میگیرد»، احساس خشم کند و سپس قهر کند؛ درحالیکه ممکن است واقعیت، خستگی یا گرفتاری طرف مقابل باشد. بررسی این مراحل، از واکنشهای شتابزده جلوگیری میکند.
افزایش توانایی گوشدادن و همدلی
در بسیاری از موارد، قهر به این دلیل طولانی میشود که هر یک از طرفین فقط در انتظار پاسخدادن، دفاعکردن یا اثبات حقانیت خود است. خانوادهدرمانی گوشدادن فعال را آموزش میدهد. گوشدادن فعال شامل موارد زیر است:
توجه کامل به سخنان طرف مقابل
قطعنکردن صحبت
بازگویی مضمون حرفهای او
پرسیدن سؤالهای روشنکننده
توجه به هیجانهای پشت کلمات
پرهیز از قضاوت فوری
پذیرش تجربه عاطفی دیگری، حتی بدون تأیید همه رفتارهای او
برای مثال، یکی از اعضای خانواده میتواند بگوید:
«اگر درست فهمیده باشم، تو بیشتر از خودِ دیرآمدن من، از این ناراحت شدی که به تو خبر ندادم.»
چنین جملهای به طرف مقابل نشان میدهد که تجربه او شنیده شده است. احساس شنیدهشدن، معمولاً از شدت خشم میکاهد و امکان بازگشت به گفتوگو را افزایش میدهد.
همدلی به معنای موافقت کامل با دیگری نیست. فرد میتواند بگوید «میفهمم این اتفاق تو را ناراحت کرده است»، بدون اینکه تمام برداشتها یا رفتارهای طرف مقابل را درست بداند. این تفکیک، در حل تعارض بسیار مهم است.
آموزش تنظیم هیجان و مدیریت خشم
برخی قهرها در شرایطی رخ میدهند که هیجان افراد از ظرفیت گفتوگو فراتر رفته است. در این شرایط، ادامه بحث ممکن است به فریاد، توهین یا خشونت منجر شود. خانوادهدرمانی به اعضا کمک میکند نشانههای افزایش هیجان را شناسایی کنند؛ مانند تپش قلب، تنش عضلانی، افزایش صدای صحبت، افکار انتقامجویانه یا تمایل شدید به ترک موقعیت.
یکی از راهکارهای مؤثر، «توقف موقت و توافقشده» است. توقف موقت با قهر متفاوت است. در قهر، فرد بدون توضیح یا زمانبندی ارتباط را قطع میکند؛ اما در توقف موقت، فرد مسئولانه اعلام میکند:«الان خیلی عصبانی هستم و اگر ادامه بدهم ممکن است حرف آسیبزننده بزنم. بیست دقیقه زمان میخواهم و ساعت هشت دوباره درباره این موضوع صحبت میکنیم.»
این روش زمانی مفید است که سه شرط داشته باشد:
دلیل توقف بهروشنی بیان شود.
زمان بازگشت به گفتوگو مشخص باشد.
توقف برای تنبیه یا فرار دائمی از مسئله استفاده نشود.
پژوهشهای مربوط به تعارض زوجی نشان دادهاند که الگوهایی مانند انتقاد، دفاعیشدن، تحقیر و کنارهگیری میتوانند به کاهش رضایت رابطه و افزایش فاصله عاطفی منجر شوند (Gottman & Levenson, 1992). بنابراین، آموزش توقف سالم و تنظیم هیجان میتواند مانع تبدیل اختلافهای کوچک به بحرانهای طولانی شود.
بررسی نقشهای خانوادگی و مرزها
در برخی خانوادهها، قهر فقط میان دو نفر اتفاق نمیافتد، بلکه سایر اعضا نیز در آن وارد میشوند. برای مثال، یکی از والدین ممکن است فرزند را واسطه آشتی با همسر کند، یا فرزندان را علیه یکی از والدین قرار دهد. گاهی نیز مادر، پدر، خواهر یا برادر یکی از زوجین در تعارض دخالت میکند.
خانوادهدرمانی ساختاری بر اهمیت مرزهای سالم میان اعضای خانواده تأکید دارد. در یک خانواده سالم، زوجها باید بتوانند مسائل خود را تا حد امکان بدون استفاده از فرزندان حل کنند. همچنین، فرزندان نباید پیامرسان، داور یا متحد یکی از والدین علیه دیگری شوند (Minuchin, 1974).
درمانگر ممکن است به خانواده کمک کند:
فرزندان را از تعارض زوجی دور نگه دارند.
برای دخالت خانوادههای اصلی حدومرز تعیین کنند.
مسئولیت حل مسئله را به افراد اصلی تعارض بازگردانند.
از تشکیل ائتلافهای ناسالم جلوگیری کنند.
نقش والدین و همسران را از یکدیگر تفکیک کنند.
این اقدامات مانع میشود که قهر به بحرانی چندنسلی تبدیل شود.
کمک به بازسازی اعتماد و امنیت عاطفی
اگر قهر در پی خیانت، دروغ، بیاحترامی شدید یا نقض مکرر تعهدات رخ داده باشد، صرفاً آموزش گفتوگو کافی نیست. در این شرایط، ابتدا باید اعتماد و امنیت عاطفی بررسی و بازسازی شود. خانوادهدرمانی به طرفین کمک میکند درباره آسیب واردشده، مسئولیت، پشیمانی، نیازهای آینده و حدود قابلقبول رابطه گفتوگو کنند.
بازسازی اعتماد معمولاً به زمان نیاز دارد و شامل رفتارهای قابل مشاهده است؛ مانند:
پذیرش مسئولیت بدون توجیهکردن
ارائه توضیح شفاف
پرهیز از پنهانکاری
پایبندی به توافقها
پذیرش احساسات آسیبدیده طرف مقابل
ایجاد تغییر پایدار، نه وعدههای کوتاهمدت
درمانگر نباید افراد را به آشتی فوری یا بخشش اجباری وادار کند. هدف درمان، ایجاد تصمیمی آگاهانه و امن است؛ این تصمیم ممکن است ادامه رابطه، بازسازی رابطه با شرایط جدید یا در برخی موارد، جدایی سالم باشد.
نقش خانوادهدرمانگر در حل مسئله قهر
خانوادهدرمانگر نقش داور یا طرفدار یکی از اعضا را ندارد. وظیفه او ایجاد فضایی امن، متعادل و ساختاریافته برای گفتوگوست. درمانگر معمولاً اقدامات زیر را انجام میدهد:
برقراری رابطه درمانی با همه اعضا
تعیین قواعد گفتوگو
جلوگیری از توهین و تهدید
کمک به بیان احساسات پنهان
شناسایی چرخه تعارض
بازتابدادن الگوهای ارتباطی
تقویت مسئولیتپذیری
آموزش مهارت حل مسئله
کمک به تعیین مرزها
طراحی تمرینهای بین جلسات
پیگیری میزان تغییر
درمانگر ممکن است از اعضای خانواده بخواهد یک موقعیت قهر اخیر را مرحلهبهمرحله بازسازی کنند. برای مثال، مشخص شود چه اتفاقی رخ داده، هر فرد چه برداشتی داشته، چه احساسی تجربه کرده، چگونه واکنش نشان داده و واکنش او چه اثری بر دیگری گذاشته است. این فرایند باعث میشود تعارض از حالت مبهم و کلی خارج شود و به مجموعهای از رفتارهای قابل تغییر تبدیل گردد.
اثر خانوادهدرمانی بر فرزندان
قهر والدین میتواند بر امنیت روانی فرزندان اثر منفی بگذارد، بهویژه زمانی که طولانی، شدید یا همراه با تنش آشکار باشد. کودکان ممکن است خود را مقصر بدانند، از جدایی والدین بترسند، مضطرب شوند یا برای آشتیدادن والدین احساس مسئولیت کنند. برخی کودکان نیز قهر والدین را در روابط آینده خود تکرار میکنند.
خانوادهدرمانی به والدین کمک میکند:
فرزندان را از نقش میانجی خارج کنند.
در حضور فرزندان از توهین و تهدید پرهیز کنند.
اطمینان عاطفی لازم را برای کودکان فراهم کنند.
به کودک توضیح دهند که تعارض والدین تقصیر او نیست.
تفاوت میان اختلاف سالم و خشونت را به کودک نشان دهند.
الگوی گفتوگوی مسئولانه را در خانواده ایجاد کنند.
پژوهشها نشان دادهاند که کیفیت رابطه والدین و شیوه مدیریت تعارض آنان با سازگاری روانی و اجتماعی فرزندان ارتباط دارد. کاهش تعارض مخرب میتواند به بهبود احساس امنیت و عملکرد هیجانی کودکان کمک کند (Cummings & Davies, 2010).
مراحل پیشنهادی خانوادهدرمانی برای حل قهر
مرحله اول: ارزیابی اولیه
درمانگر سابقه قهر، مدت آن، دفعات تکرار، موضوعات محرک و واکنش سایر اعضای خانواده را بررسی میکند. همچنین باید وجود خشونت، تهدید، اعتیاد، اختلالات روانی یا خطر آسیب به خود و دیگران ارزیابی شود.
مرحله دوم: تعریف دقیق مشکل
اعضای خانواده مشخص میکنند که منظورشان از قهر چیست. برای یک نفر، قهر ممکن است چند ساعت سکوت باشد و برای دیگری، ترک خانه و قطع ارتباط چند روزه. تعریف دقیق، از سوءتفاهم جلوگیری میکند.
مرحله سوم: شناسایی چرخه تعارض
خانواده بررسی میکند که قهر چگونه آغاز و چگونه تشدید میشود. در این مرحله، هدف پیدا کردن مقصر نیست؛ بلکه هدف شناخت چرخه است.
مرحله چهارم: شناسایی هیجانها و نیازها
افراد یاد میگیرند احساسات خود را بهصورت مستقیم بیان کنند. برای مثال، خشم ممکن است پوششی برای ترس، تنهایی یا نیاز به احترام باشد.
مرحله پنجم: آموزش مهارتهای ارتباطی
مهارتهایی مانند گوشدادن فعال، بیان درخواست مشخص، استفاده از جملات «من»، همدلی و خودداری از تحقیر تمرین میشوند.
مرحله ششم: توافق درباره توقف موقت
خانواده درباره زمان و شیوه فاصلهگرفتن سالم توافق میکند تا توقف گفتوگو به قهر تنبیهی تبدیل نشود.
مرحله هفتم: حل مسئله
مسئله به اجزای کوچکتر تقسیم میشود، راهحلهای مختلف پیشنهاد میشوند، مزایا و معایب هر راهحل بررسی میشود و یک توافق قابل اجرا انتخاب میگردد.
مرحله هشتم: تثبیت تغییر
خانواده بررسی میکند که آیا الگوی جدید در موقعیتهای بعدی نیز اجرا میشود یا نه. تغییر پایدار به تمرین و پیگیری نیاز دارد.
نمونهای از مداخله در یک موقعیت قهر
فرض کنیم یکی از زوجین به دلیل بیتوجهی همسرش قهر میکند. همسر مقابل نیز سکوت او را نوعی کنترل تلقی کرده و از نزدیکشدن خودداری میکند. در نتیجه، هر دو نفر چند روز با هم صحبت نمیکنند.
درمانگر ابتدا از هر دو نفر میخواهد بدون سرزنش، تجربه خود را بیان کنند. فرد قهرکرده ممکن است بگوید: «وقتی درباره مشکلاتم سؤال نمیپرسی، احساس میکنم برایت مهم نیستم.» فرد مقابل ممکن است بگوید: «وقتی با من حرف نمیزنی، احساس میکنم هر کاری انجام دهم باز هم محکوم هستم.»
درمانگر سپس چرخه را نشان میدهد: یکی برای دریافت توجه اعتراض میکند، دیگری بهدلیل ترس از درگیری عقبنشینی میکند، عقبنشینی باعث افزایش احساس طردشدن میشود و این احساس به قهر شدیدتر منجر میگردد.
در گام بعد، هر دو نفر به جای رفتار قبلی، درخواست مشخصی مطرح میکنند. برای مثال، فرد اول توافق میکند به جای قهر بگوید: «امشب به پانزده دقیقه گفتوگوی آرام نیاز دارم.» فرد دوم نیز توافق میکند بدون دفاع فوری، ابتدا سخنان همسرش را بازگو کند. این تغییر کوچک میتواند چرخه منفی را متوقف کند.
محدودیتهای خانوادهدرمانی
خانوادهدرمانی در بسیاری از موارد مفید است، اما راهحلی فوری و تضمینشده برای همه خانوادهها نیست. اثربخشی آن به عوامل مختلفی بستگی دارد:
تمایل اعضا به مشارکت
وجود یا نبود خشونت
شدت و مدت تعارض
توانایی درمانگر
اعتماد اعضای خانواده به فرایند درمان
وجود مشکلات فردی مانند افسردگی یا اعتیاد
آمادگی افراد برای پذیرش مسئولیت
امکان تمرین مهارتها در خانه
اگر قهر با خشونت فیزیکی، تهدید جدی، اجبار، کنترل شدید یا ترس همراه باشد، درمان مشترک ممکن است در ابتدا مناسب نباشد. در چنین شرایطی، ایمنی فرد آسیبدیده باید اولویت داشته باشد و ارزیابی تخصصی جداگانه ضروری است. همچنین، اگر یکی از طرفین از قهر برای مجازات، کنترل یا محرومکردن دیگری از نیازهای اساسی استفاده کند، نباید این رفتار صرفاً بهعنوان «اختلاف ارتباطی معمولی» تلقی شود.
شرایط افزایش اثربخشی خانوادهدرمانی
برای آنکه خانوادهدرمانی در حل قهر نتیجه بهتری داشته باشد، رعایت نکات زیر اهمیت دارد:
اعضای خانواده باید به جای تمرکز بر پیدا کردن مقصر، بر تغییر الگو تمرکز کنند.
هر فرد باید سهم خود را در تشدید یا تداوم چرخه تعارض بپذیرد.
تغییر باید از رفتارهای کوچک و قابل اندازهگیری آغاز شود.
گفتوگو باید در زمان مناسب و خارج از اوج خشم انجام شود.
موضوعات مهم نباید در حضور کودکان مطرح شوند.
توافقها باید روشن، مشخص و قابل اجرا باشند.
عذرخواهی باید همراه با تغییر رفتاری باشد.
فاصلهگرفتن موقت باید با اطلاعرسانی و زمان بازگشت همراه باشد.
افراد باید به تفاوت میان مرزبندی سالم و قهر تنبیهی توجه کنند.
در صورت وجود آسیبهای عمیق، درمان باید به اندازه کافی ادامه یابد.
نتیجهگیری
قهر در خانواده اغلب نشانه وجود یک مشکل ارتباطی، عاطفی یا ساختاری عمیقتر است. اگرچه سکوت کوتاهمدت و آگاهانه میتواند برای آرامشدن مفید باشد، قهر طولانی و تنبیهی معمولاً باعث افزایش فاصله، کاهش اعتماد و تشدید تعارض میشود. خانوادهدرمانی با نگاهکردن به کل نظام خانواده، به جای سرزنش یک فرد، چرخهای را بررسی میکند که در آن قهر ایجاد و تقویت میشود.
مهمترین تأثیر خانوادهدرمانی در حل مسئله قهر، شناسایی علتهای پنهان، اصلاح الگوهای ارتباطی، آموزش تنظیم هیجان، تقویت همدلی، بازسازی اعتماد و ایجاد مرزهای سالم است. این روش به اعضای خانواده کمک میکند خشم و ناراحتی خود را بهصورت مستقیم و مسئولانه بیان کنند و به جای استفاده از سکوت برای تنبیه، از گفتگو برای حل مسئله بهره ببرند.
با وجود این، موفقیت خانوادهدرمانی به مشارکت اعضا، امنیت رابطه، مهارت درمانگر و استمرار تمرینها وابسته است. در روابطی که خشونت یا اجبار وجود دارد، ابتدا باید امنیت فرد آسیبدیده تأمین شود. در مجموع، خانوادهدرمانی میتواند قهر را از یک واکنش مخرب به فرصتی برای شناخت نیازهای عاطفی، اصلاح رابطه و ایجاد ارتباطی سالمتر تبدیل کند؛ به شرط آنکه اعضای خانواده برای شنیدن یکدیگر و تغییر رفتارهای خود آمادگی داشته باشند.
منابع
Bowen, M. (1978). Family therapy in clinical practice. Jason Aronson.
Carr, A. (2019). Family therapy and systemic interventions for child-focused problems: The current evidence base. Journal of Family Therapy, 41(2), 153–۲۱۳. https://doi.org/10.1111/1467-6427.12225
Christensen, A., Atkins, D. C., Berns, S., Wheeler, J., Baucom, D. H., & Simpson, L. E. (2004). Traditional versus integrative behavioral couple therapy for significantly and chronically distressed married couples. Journal of Consulting and Clinical Psychology, 72(2), 176–۱۹۱. https://doi.org/10.1037/0022-006X.72.2.176
Cummings, E. M., & Davies, P. T. (2010). Marital conflict and children: An emotional security perspective. Guilford Press.
Gottman, J. M., & Levenson, R. W. (1992). Marital processes predictive of later dissolution: Behavior, physiology, and health. Journal of Personality and Social Psychology, 63(2), 221–۲۳۳. https://doi.org/10.1037/0022-3514.63.2.221
Johnson, S. M. (2019). Attachment theory in practice: EFT with individuals, couples, and families. Guilford Press.
Lebow, J. L., Chambers, A. L., Christensen, A., & Johnson, S. M. (2012). Research on the treatment of couple distress. Journal of Marital and Family Therapy, 38(1), 145–۱۶۸. https://doi.org/10.1111/j.1752-0606.2011.00249.x
Minuchin, S. (1974). Families and family therapy. Harvard University Press.
Nichols, M. P., & Davis, S. D. (2020). Family therapy: Concepts and methods (12th ed.). Pearson.
Sexton, T. L., Datchi, C., Evans, L., LaFollette, J., & McGinn, M. (2015). The effectiveness of couple and family-based interventions for children and adolescents: A systematic review. Journal of Marital and Family Therapy, 41(2), 131–۱۴۶. https://doi.org/10.1111/jmft.12055





گفتوگو
برای نوشتن دیدگاه وارد شوید. ثبتنام لازم نیست — با حساب گوگل در یک ثانیه وارد میشوید.
ورود با گوگل