رفتن به محتوا

 روانشناسی پدیده گریه در فرآیند قهر

  • ۶ دقیقه مطالعه
  • ۶۳ بازدید
 روانشناسی پدیده گریه در فرآیند قهر

 روانشناسی پدیده گریه در فرآیند قهر: تحلیل چند بعدی سازوکارهای هیجانی و پویایی های رابطه‌ای

مقدمه

قهر به عنوان یک بن بست ارتباطی و دفاعی، ابزاری است که افراد برای مدیریت تعارض، ابراز پرخاشگری منفعلانه یا محافظت از خود در برابر تهدیدهای روانشناختی به کار می‌ گیرند. در این میان، گریستن یکی از پیچیده ترین رفتارهای پیوسته با قهر است که می‌تواند معنای این واکنش دفاعی را به کلی دگرگون کند. گریه در بستر قهر، صرفاً یک تخلیه هیجانی ساده نیست، بلکه رفتاری چند بعدی است که می‌تواند به عنوان یک پیام ناخودآگاه برای جلب توجه، ابزاری برای تنظیم هیجان درون روانی، یا حتی نوعی سازوکار دستکاری عاطفی و اعمال کنترل بر دیگری عمل کند.

تحلیل این پدیده نیازمند بررسی همزمان سازوکارهای روان‌پویشی، نظریه دلبستگی و الگوهای تعاملی زوجین است. این مقاله به بررسی تفصیلی نقش گریه در زمان قهر، کارکردهای ارتباطی و دفاعی آن، نحوه تأثیر گذاری آن بر شریک عاطفی و پیامدهای تحولی آن در روابط صمیمی می‌پردازد.

کارکرد تنظیم هیجان و تخلیه روانی گریه در زمان قهر

گریستن در جریان قهر و سکوت تنبیهی، پیش از هر چیز یک ابزار خودتنظیمی هیجانی[۱] است. بر اساس دیدگاه‌های زیست‌شناختی و روان‌شناختی، گریه کردن به کاهش برانگیختگی فیزیولوژیک ناشی از استرس کمک می‌کند و سیستم عصبی پاراسمپاتیک را برای بازگرداندن بدن به حالت تعادل فعال می‌سازد (Rottenberg et al., 2008).

فردی که قهر کرده است، در درون خود با حجم عظیمی از خشم، ناکامی و احساس طردشدگی دست‌وپنجه نرم می‌کند. از آنجا که در قهر، ارتباط کلامی قطع می‌شود، انرژی روانی انباشته‌شده راهی برای برون‌ریزی گفتاری پیدا نمی‌کند. در این حالت، اشک‌ها به عنوان یک مجرای جایگزین عمل می‌کنند تا بار هیجانی شدید ناهشیار را تخلیه کنند. در متون تحلیلی و ادبی نیز، اشک‌ها غالباً نشان‌دهنده فروریختن دیوارهای دفاعی سختِ سوگ و خشم انباشته هستند و به عنوان نمادی از تلاش روان برای ایستادگی در برابر فروپاشی کامل عاطفی در نظر گرفته می‌شوند (Rottenberg et al., 2008).

گریه به مثابه رفتار اعتراضی و فریاد دلبستگی

از منظر نظریه دلبستگی جان بالبی، گریه در زمان قهر یک «رفتار اعتراضی[۲]» کلاسیک است (Bowlby, 1982). افرادی که دارای سبک دلبستگی اضطرابی هستند، در مواجهه با تعارض یا احساس نادیده‌گرفته‌شدن، به شدت نگران از دست رفتن پیوند عاطفی می‌شوند. قهر کردن این افراد معمولاً با هدف جلب توجه و ارزیابی مجدد میزان تعهد شریک عاطفی انجام می‌شود.

در این بستر، گریه کردن به عنوان یک سیگنال تکاملی قدرتمند عمل می‌کند که هدف آن فراخواندن مراقب یا شریک عاطفی برای نزدیک شدن و ارائه تسلی است. فرد با گریه صامت یا آشکار خود، پیام ناهشیاری صادر می‌کند مبنی بر اینکه: «من آسیب دیده‌ام، به سمت من بیا و این فاصله را از بین ببر». این رفتار تعارضی آشکار را میان مرزبندی فیزیکی (قهر) و تمایل شدید به اتصال مجدد (گریه) نشان می‌دهد. عدم پاسخگویی شریک عاطفی به این اشک‌ها می‌تواند اضطراب دلبستگی را به شدت افزایش داده و منجر به بروز خشم یا فروپاشی عاطفی عمیق‌تر شود (Rottenberg et al., 2008).

گریه به عنوان ابزار اجبار و کنترل عاطفی منفعلانه

اگرچه گریه می‌تواند برخاسته از رنج اصیل و ابراز درماندگی باشد، اما در پویایی‌های ناسالم رابطه‌ای گاه به عنوان ابزاری برای «اجبار عاطفی[۳]» و کنترلگری غیرمستقیم استفاده می‌شود (Patwardhan, 2024). در فرهنگ‌های ارتباطی که ابراز مستقیم خشم یا مخالفت با جریمه‌های سنگین اخلاقی روبروست، گریه کردن در میان قهر می‌تواند نقشی دوگانه ایفا کند: از یک سو خشم را پنهان می‌کند و از سوی دیگر، احساس گناه شدیدی را به شریک عاطفی تحمیل می‌نماید.

زمانی که یکی از زوجین در پاسخ به تعارض قهر می‌کند و همزمان می‌گرید، شریک عاطفی خود را در موقعیت «آزارگر» می‌بیند. این پدیده که با مکانیسم همانندسازی فرافکنانه[۴] قابل تبیین است، احساس گناه و مسئولیت سنگینی را درون روان دیگری تخلیه می‌کند (Ogden, 1982). شریک عاطفی برای رهایی از این احساس گناه تحمیلی و متوقف کردن رنج مشهودِ دیگری، ممکن است از مواضع منطقی خود کوتاه بیاید یا به خواسته‌های طرف مقابل تن دهد. در این سناریو، گریه به یک اهرم قدرت ناهشیار تبدیل می‌شود که جریان حل مسئله منطقی را مسدود می‌کند.

واکنش‌های زوجی به گریه در زمان قهر: چرخه تعاملی و بن‌بست ارتباطی

واکنش شریک عاطفی به گریه هم‌زمان با قهر، تعیین‌کننده مسیر تعارض است. بر اساس مطالعات حوزه زوج‌درمانی سیستمیک، اگر شریک عاطفی دارای سبک دلبستگی ایمن باشد، احتمالاً گریه را به عنوان نشانه‌ای از نیاز به صمیمیت ادراک کرده و با رویکردی تسلی‌بخش به قهر پایان می‌دهد. اما در روابطی که الگوی «تقاضا-اجتناب» حاکم است، این پویایی متفاوت خواهد بود (Rosen et al., 2025).

شریک عاطفی اجتنابی ممکن است گریه و قهر هم‌زمان را به عنوان یک «حمله هیجانی» یا تلاش برای دستکاری روانی ادراک کند. در نتیجه، به جای همدلی، بیشتر به درون لاک دفاعی خود فرو رفته و فاصله فیزیکی و عاطفی بیشتری ایجاد می‌کند. این عقب‌نشینی، فرد قهرکننده را بیشتر به سمت احساس بی‌ارزشی و تنهایی سوق می‌دهد و چرخه‌ای فرسایشی از سکوت، اشک و طرد متقابل ایجاد می‌کند که ترمیم رابطه را بسیار دشوار می‌سازد (Kim et al., 2019).

نتیجه‌ گیری

گریه در زمان قهر، پدیده‌ای تکاملی، روان‌شناختی و ارتباطی است که کارکردهای متناقضی را در رابطه ایفا می‌کند. این رفتار می‌تواند از یک سو تلاشی برای خودتنظیمی هیجانی، کاهش برانگیختگی فیزیولوژیک و ابراز اصیل درماندگی در غیاب کلام باشد و از سوی دیگر، به عنوان ابزاری برای برانگیختن احساس گناه و اعمال اجبار عاطفی بر شریک عاطفی عمل کند. شناخت ریشه‌های تحولی این رفتار، تفکیک دلبستگی اضطرابی از الگوهای کنترل‌گرانه، و گذار از رفتارهای کنش‌نمایی پیش‌کلامی به سمت گفتگوی کلامیِ ایمن، از گام‌های اساسی در تعدیل این پویایی‌های مخرب و بهبود سلامت روان‌شناختی زوجین به شمار می‌رود.

منابع

Bowlby, J. (1982). *Attachment and loss: Vol. 1. Attachment* (2nd ed.). Basic Books.

Kim, J. J., Horne, R. M., Muise, A., & Impett, E. A. (2019). Development and validation of the Responses to Sexual Rejection Scale (RSRS). *Personality and Individual Differences*, 144, 88–۹۳. https://doi.org/10.1016/j.paid.2019.02.039

Ogden, T. H. (1982). *Projective identification and psychotherapeutic technique*. Jason Aronson.

Patwardhan, S. (2024). Sulking into sex: Blame, coercion, and consent. *Journal of Ethics and Social Philosophy*, 28(3), 357–۳۸۵. https://doi.org/10.26556/jesp.v28i3.2927

Rosen, N. O., Dubé, J. P., Bosisio, M., & Bergeron, S. (2025). Do demand-withdrawal communication patterns during sexual conflict predict couples’ relationship satisfaction, sexual satisfaction, and sexual distress? An observational and prospective study. *Journal of Sex Research*, 62(1), 45–۵۸. https://doi.org/10.1080/00224499.2024.2384910

Rottenberg, J., Wilhelm, F. H., Gross, J. J., & Gotlib, I. H. (2008). Vagal regulation of crying: An exploratory study. *Psychophysiology*, 45(3), 448–۴۵۷. https://doi.org/10.1111/j.1469-8986.2008.00646.x


[1]Emotion Regulation

[2]Protest Behavior

[3]Emotional Coercion

[4]Projective Identification

گفت‌وگو

برای نوشتن دیدگاه وارد شوید. ثبت‌نام لازم نیست — با حساب گوگل در یک ثانیه وارد می‌شوید.

ورود با گوگل
مقاله بعدی پویایی ‌شناسی روانی قهر در قلمرو رابطه…