شکستن چرخه منفی تعقیب کننده ـ کناره گیرنده

راهکارهای گامبهگام برای شکستن چرخه منفی تعقیب کننده ـ کناره گیرنده
مقدمه
در این چرخه باطل، هرچه یکی از طرفین برای جلب توجه، پاسخ خواهی یا حل تعارض بیشتر فشار میآورد (تعقیب کننده)، طرف مقابل بیشتر به لاک سکوت، انزوای عاطفی و قهر فرو میرود (کناره گیرنده)؛ و هرچه کناره گیرنده بیشتر سکوت می کند، اضطراب، خشم و حملات کلامی تعقیب کننده شدیدتر میشود (Johnson, 2019).
گام اول: بیرونیسازی چرخه و تغییر زاویه دید (چرخه به عنوان دشمن مشترک)
اولین گام برای توقف این بنبست، توقف سرزنش متقابل و دیدن چرخه به عنوان یک پدیده تعاملی است:
الف) خروج از بازی مقصر دانستن فردی:
درمانگران زوج درمانی هیجانمدار (EFT) و رفتاری تلفیقی (IBCT) بر این باورند که هیچکدام از طرفین مقصر اصلی نیستند، بلکه خود «چرخه منفی» عامل ویرانی رابطه است (Johnson, 2019; Christensen et al., 2020). تا زمانی که تعقیب کننده، همسرش را فردی بیاحساس و سنگدل بداند و کنارهگیرنده، همسرش را فردی غرغرو و مخل آرامش بپندارد، تغییر ناممکن است.
ب) ترسیم حلقه تعاملی:
زوجین باید پیوند میان رفتار خود و واکنش همسر را شفاف ببینند:
فشار و انتقاد تعقیبکننده باعث برانگیختگی و احساس بیکفایتی در کنارهگیرنده شده و او را به سکوت میکشاند؛ سکوت کنارهگیرنده باعث تشدید ترس از رهاشدگی در تعقیبکننده شده و او را به سمت فریاد، سرزنش و تعقیب شدیدتر سوق میدهد (Johnson, 2019).
گام دوم: شناسایی و ابراز هیجانات اولیه در برابر هیجانات ثانویه
رفتارهای ظاهری هر دو طرف، سپرهایی دفاعی برای پنهان کردن آسیبپذیریهای واقعی هستند:
الف) رمزگشایی از رفتار تعقیبکننده:
هیجان ثانویه (ظاهری): خشم، لحن تند، کنایه، سرزنش و اصرار مداوم بر گفتگو.
هیجان اولیه (واقعی): ترس عمیق از تنهایی، احساس نادیدهگرفتهشدن، ناامنی و ناامیدی از حفظ پیوند (Johnson, 2019).
تغییر لازم: تعقیبکننده باید یاد بگیرد خشم خود را مهار کند و ترس و نیاز به پیوند را مستقیماً ابراز کند (مانند گفتن: «وقتی با من حرف نمیزنی، به شدت میترسم که مبادا رابطهمان از دست برود»).
ب) رمزگشایی از رفتار کنارهگیرنده:
هیجان ثانویه (ظاهری): بیتفاوتی، قهر، نگاه به صفحه گوشی، ترک اتاق و سکوت سنگین.
هیجان اولیه (واقعی): احساس بیکفایتی شدید، ترس از تشدید تعارض، احساس غرقشدگی فیزیولوژیک و ناامیدی از اینکه هر چه بگوید وضعیت را بدتر میکند (Gottman & Silver, 2015).
تغییر لازم: کنارهگیرنده باید بیاموزد که سکوتش نشانه آرامش نیست بلکه راهکاری برای محافظت از خود در برابر حمله است و باید احساس سردرگمی و نیاز به آرامش را کلامی کند (Johnson, 2019).
گام سوم: تغییرات رفتاری و راهبردهای عملی برای هر یک از طرفین
الف) وظایف و مداخلات رفتاری برای فرد تعقیبکننده:
کاهش سرعت و توقف فشار کلامی: پذیرش اینکه اصرار بر حل فوری مسئله در اوج تنش، نتیجه معکوس دارد و طرف مقابل را به عقب میراند (Jacobson & Christensen, 1998).
استفاده از پیامهای نرم و مبتنی بر خود: آغاز گفتگو بدون سرزنش، انتقاد کلی یا برچسبزدن (مانند تغییر «تو هیچوقت مسئولیتپذیر نیستی» به «من احساس خستگی زیادی دارم و نیاز به کمک تو در این کار دارم») (Gottman & Silver, 2015).
احترام به نیاز کنارهگیرنده برای وقفه: دادن فضای تنفس کوتاهمدت به همسر به محض مشاهده علائم غرقشدگی هیجانی او.
ب) وظایف و مداخلات رفتاری برای فرد کنارهگیرنده:
پایان دادن به ناپدیدشدن و قهر نامحدود: کنارهگیرنده نباید بدون اعلام قبلی محیط را ترک کند یا وارد سکوت شود. او موظف است اضطراب و نیاز خود به زمان را کلامی کند (مانند: «من در حال حاضر تحت فشار هستم و نیاز به ۳۰ دقیقه استراحت دارم تا بتوانم خوب به حرفهایت گوش کنم») (Epstein & Baucom, 2002).
تعهد به بازگشت و آغاز گفتگو: بار شکستن وقفه و شروع مجدد مذاکره باید بر دوش کنارهگیرنده باشد تا تعقیبکننده احساس رهاشدگی نکند (Gottman, 1994).
حضور بدنی و شنیدن بدون انکار: نشان دادن اینکه با وجود اضطراب، فرار نکرده و شنونده احساسات همسر است.
گام چهارم: ایجاد تجربه تعاملی جدید و بازسازی پیوند ایمن
پس از کاهش شدت واکنشها، زوجین الگوهای تعاملی جدیدی را جایگزین چرخه قبلی میکنند:
نرمشدن تعقیبکننده: تعقیبکننده با آسیبپذیری و بدون حمله، تقاضای محبت و شنیدهشدن میکند.
پاسخگویی کنارهگیرنده: کنارهگیرنده به جای فرار، جلو میآید، در دسترس بودن عاطفی خود را نشان میدهد و به اضطراب همسر پاسخ آرامشبخش میدهد (Johnson, 2019).
جداسازی یکپارچه: زوجین در زمان آرامش، درباره نحوه عملکرد چرخهشان گفتگو میکنند و هرگاه متوجه آغاز چرخه شدند، با استفاده از یک کلمه رمزی، بازی تعقیب و گریز را متوقف میسازند (Christensen et al., 2020).
نتیجهگیری
چرخه «تعقیبکننده ـ کنارهگیرنده» زمانی متوقف میشود که هر دو طرف پی ببرند رفتارهایشان در امتداد یکدیگر معنا پیدا میکند؛ فشار تعقیبکننده ریشه در ترس از بیپناهی دارد و سکوت کنارهگیرنده ریشه در ترس از شکست و بیکفایتی. با تغییر زاویه دید به سمت چرخه به عنوان مسئله مشترک، جایگزینی خشم و قهر با ابراز احساسات اصیل، آموزش پروتکل وقفه مسئولانه و تمرین پاسخگویی عاطفی، این چرخه فرساینده شکسته شده و فضای تعاملی به محیطی امن برای گفتگو و صمیمیت عمیق تبدیل میگردد.
منابع
Christensen, A., & Heavey, C. L. (1990). Gender and social structure in the demand/withdraw pattern of marital conflict. Journal of Personality and Social Psychology, 59(1), 73–۸۱. https://doi.org/10.1037/0022-3514.59.1.73
Christensen, A., Doss, B. D., & Jacobson, N. S. (2020). Reconcilable differences: Rebuild your relationship by rediscovering the partner you love—without losing yourself (2nd ed.). Guilford Press.
Epstein, N. B., & Baucom, D. H. (2002). Enhanced cognitive-behavioral therapy for couples: A contextual approach. American Psychological Association. https://doi.org/10.1037/10481-000
Gottman, J. M. (1994). What predicts divorce? The relationship between marital processes and marital outcomes. Lawrence Erlbaum Associates.
Gottman, J. M., & Silver, N. (2015). The seven principles for making marriage work. Harmony Books.
Jacobson, N. S., & Christensen, A. (1998). Acceptance and change in couple therapy: A therapist’s guide to transforming relationships. W. W. Norton & Company.
Johnson, S. M. (2019). The practice of emotionally focused couple therapy: Creating connection (3rd ed.). Routledge. https://doi.org/10.4324/9781351168304
[1]Pursuer-Distancer Pattern
[2]Demand-Withdraw





گفتوگو
برای نوشتن دیدگاه وارد شوید. ثبتنام لازم نیست — با حساب گوگل در یک ثانیه وارد میشوید.
ورود با گوگل