رفتن به محتوا

تاثیر سبکهای دلبستگی بر رفتار قهر

  • ۵ دقیقه مطالعه
  • ۹۱ بازدید
تاثیر سبکهای دلبستگی بر رفتار قهر

تأثیر سبکهای دلبستگی بر رفتار قهر: تحلیل روانشناختی

مقدمه

قهر، در ساده ‌ترین تعریف، نوعی کناره‌ گیری عاطفی و ارتباطی در پاسخ به ناراحتی، خشم، ناامیدی یا احساس بی عدالتی است.

دلبستگی چیست؟

رفتار قهر یا سکوت تنبیهی در روابط بین فردی، پدیده‌ای پیچیده است که فراتر از یک لجبازی ساده یا سوءتفاهم گذرا عمل می کند. از منظر نظریه دلبستگی، پاسخهای هیجانی و رفتاری ما در هنگام تعارض، مستقیماً از مدلهای درونی عملیاتی[۱] نشات می گیرند که در دوران کودکی و در تعامل با مراقبان اصلی شکل گرفته‌اند (Bowlby, 1988). دلبستگی به عنوان سیستم انگیزشی-رفتاری، تعیین کننده چگونگی جستجوی نزدیکی و مدیریت تهدیدها در روابط بزرگسالی است. در این چارچوب، قهر نه به عنوان یک انتخاب آگاهانه، بلکه به عنوان یک راهبرد دفاعی برای تنظیم هیجان یا ابزاری برای مدیریت فاصله عاطفی به کار می‌ رود.

دلبستگی اضطرابی-مشغول: قهر به مثابه رفتار اعتراضی

افرادی که دارای سبک دلبستگی اضطرابی هستند، همواره نگرانی شدیدی نسبت به طرد شدن و رهاشدگی دارند. برای این افراد، قهر یک «رفتار اعتراضی[۲]» است. زمانی که این افراد احساس کنند از سوی شریک عاطفی خود نادیده گرفته شده‌اند یا نیازشان به نزدیکی برآورده نشده است، از قهر به عنوان ابزاری برای جلب توجه استفاده می‌کنند (Mikulincer & Shaver, 2016). سکوت در این افراد تلاشی ناخودآگاه برای فعال کردن سیستم دلبستگی شریک زندگی است. آنها امیدوارند که با ایجاد فاصله و سکوت، طرف مقابل را به تکاپو بیندازند تا برای بازگرداندن رابطه و اثبات عشق، تلاش بیشتری کند. در واقع، قهرِ فردِ اضطرابی، نوعی فریادِ خاموش برای دریافت اطمینان خاطر[۳] است.

دلبستگی اجتنابی: قهر به مثابه دیوار دفاعی

در مقابل، سبک دلبستگی اجتنابی[۴] با ترس از صمیمیت بیش از حد و نیاز مبرم به خودمختاری تعریف می‌شود. برای این افراد، تعارض‌های عاطفی تهدیدی برای استقلالِ روانی‌شان محسوب می‌شود. زمانی که تنش در رابطه بالا می‌رود، فردِ اجتنابی با قهر و سکوت، خود را به عقب می‌کشد (Feeney, 2008). این قهر، نه برای جلب توجه، بلکه برای حفظ فاصله ایمن است. فرد اجتنابی با این رفتار، از ورود به فضاهای عاطفیِ پرفشار که ممکن است او را آسیب‌پذیر یا وابسته نشان دهد، خودداری می‌کند. در اینجا، قهر به مثابه یک دیوار دفاعی عمل می‌کند تا فرد بتواند دوباره بر هیجان‌های خود مسلط شود و احساس کنترل بر شرایط را بازیابد.

دلبستگی دوسوگرا یا آشفته: قهر به مثابه واکنشِ کلافه

افرادی که دارای سبک دلبستگی آشفته[۵] هستند، تجربه‌ای متناقض دارند: آن‌ها همزمان میل به نزدیکی دارند و از آن هراسانند. قهر در این افراد اغلب حالتی کلافه و پیش‌بینی‌ناپذیر دارد. آن‌ها ممکن است به دلیل ترس از طرد شدن، قهر کنند، اما همزمان به دلیل ترس از صمیمیت، قادر به بازگشت مستقیم به رابطه نیستند (Bartholomew & Horowitz, 1991). قهر در این دسته، بازتابی از تعارضات درونی حل‌نشده است؛ وضعیتی که در آن فرد نه می‌تواند بماند و نه می‌تواند برود. سکوت در اینجا ناشی از ناتوانی در مدیریت همزمان دو میل متضاد است.

دلبستگی ایمن: جایگزینی گفتگو به جای قهر

در مقابل، افراد دارای سبک دلبستگی ایمن[۶] به دلیل داشتن مدل‌های ذهنی مثبت از خود و دیگران، ظرفیت بالاتری برای تنظیم هیجان دارند (Ainsworth et al., 1978). این افراد در هنگام تعارض، کمتر به رفتارهای مخربی نظیر قهر طولانی‌مدت متوسل می‌شوند. آنها باور دارند که نیازهایشان شنیده می‌شود و می‌توانند در مورد هیجان‌های منفی خود (خشم، غم، ترس) به صورت کلامی و مستقیم صحبت کنند (Main, 1990). برای فرد ایمن، قهر یک ابزار ناکارآمد برای حل مسئله است و به جای سکوت، به دنبال مذاکره برای بازگرداندنِ پیوندِ عاطفی می‌گردد.

نتیجه‌گیری

رفتار قهر در روابط بزرگسالی، بازتولیدِ همان راهبردهایی است که فرد برای بقای عاطفی در کودکی آموخته است. سبک دلبستگی، لنزی است که فرد از طریق آن تعارض را می‌بیند: فرد اضطرابی آن را به مثابه تهدید به طرد، فرد اجتنابی به مثابه تهدید به کنترل، و فرد آشفته به مثابه وضعیتی هراس‌آور درک می‌کند. در نتیجه، ریشه قهر نه در طرف مقابل، بلکه در سبک دلبستگیِ خودِ فرد نهفته است که او را در چرخه تکراریِ ناتوانی در بیان مستقیمِ نیازها گیر انداخته است. آگاهی از سبک دلبستگی، نخستین گام برای عبور از قهرِ تدافعی به سمت گفت‌وگویِ مسئولانه است. درمانِ این رفتار مستلزم آن است که فرد بیاموزد چگونه ترس‌های ریشه‌دارِ خود را مدیریت کند تا نیازی به استفاده از ابزارهای مخربی چون سکوت تنبیهی برای برقراری امنیت یا حفظ خودمختاری نداشته باشد.

منابع

Ainsworth, M. D. S., Blehar, M. C., Waters, E., & Wall, S. (1978). Patterns of attachment: A psychological study of the strange situation. Lawrence Erlbaum.

Bartholomew, K., & Horowitz, L. M. (1991). Attachment styles among young adults: A test of a four-category model. Journal of Personality and Social Psychology, 61(2), 226–۲۴۴.

Bowlby, J. (1988). A secure base: Parent-child attachment and healthy human development. Basic Books.

Feeney, J. A. (2008). Adult attachment and couple relationships. In J. Cassidy & P. R. Shaver (Eds.), Handbook of attachment: Theory, research, and clinical applications (2nd ed., pp. 456–۴۸۱). Guilford Press.

Main, M. (1990). Cross-cultural studies of attachment organization: Recent studies, changing methodologies, and the concept of conditional strategies. Human Development, 33(1), 48–۶۱.

Mikulincer, M., & Shaver, P. R. (2016). Attachment in adulthood: Structure, dynamics, and change (2nd ed.). Guilford Press.


[1]Internal Working Models

[2]Protest Behavior

[3] Reassurance

[4]Dismissive-Avoidant

[5]Fearful-Avoidant

[6]Secure Attachment

گفت‌وگو

برای نوشتن دیدگاه وارد شوید. ثبت‌نام لازم نیست — با حساب گوگل در یک ثانیه وارد می‌شوید.

ورود با گوگل
مقاله بعدی رویکرد شناختی – رفتاری برای حل م…