رفتن به محتوا

تکنیکهای روانشناسی کلاسیک برای درمان قهر

  • ۹ دقیقه مطالعه
  • ۱۰۹ بازدید
تکنیکهای روانشناسی کلاسیک برای درمان قهر

تکنیکهای روانشناسی کلاسیک برای درمان قهر به صورت گام به گام

مقدمه

قهر کردن در روانشناسی معمولاً به عنوان یک الگوی ارتباطی ناسازگار، نوعی کناره‌ گیری عاطفی، یا شکل خفیف تا متوسطی از پرخاشگری منفعلانه دیده می‌ شود. این رفتار اغلب وقتی شکل می ‌گیرد که فرد یاد گرفته باشد به جای بیان مستقیم ناراحتی، از سکوت، فاصله ‌گیری و قطع رابطه موقت برای کنترل تعارض یا جلب توجه استفاده کند. از نگاه روانشناسی کلاسیک، درمان قهر یعنی شناسایی محرکها، پیامدها و الگوهای یادگیری که این رفتار را حفظ کرده ‌اند و سپس جایگزین کردن آن با پاسخهای سازگارتر. در این چارچوب، تکنیکهای رفتاری، شرطی‌ سازی، خاموشی، تقویت تفاضلی، الگوبرداری و تمرین مهارت، ابزارهای اصلی درمان هستند (Skinner, 1953; Bandura, 1977).

۱) تحلیل رفتاری مسئله: قهر دقیقاً چه زمانی رخ می‌ دهد

اولین گام در درمان کلاسیک قهر، بررسی الگوی ABC است.

A یعنی محرک پیشایندی: چه چیزی قبل از قهر رخ می ‌دهد

B یعنی خودِ رفتار: سکوت، جواب ندادن، حذف ارتباط، بی ‌توجهی

C یعنی پیامد: بعد از قهر چه اتفاقی می ‌افتد

برای مثال، ممکن است فرد وقتی احساس می‌ کند نادیده گرفته شده، قهر کند. اگر در نتیجه، طرف مقابل سریع عذرخواهی کند یا امتیاز بدهد، قهر تقویت می‌ شود. یعنی رفتار به دلیل پیامد مطلوب، تکرار می ‌شود. این دقیقاً همان منطق شرطی‌ سازی فعال است (Skinner, 1953).

پس در درمان، فقط نباید به خودِ سکوت نگاه کرد؛ باید دید این سکوت چه پاداشی می ‌گیرد. تا وقتی پاداش رفتاری وجود دارد، قهر به احتمال زیاد ادامه پیدا می‌ کند.

۲) ثبت موقعیتها و خود نظارتی

درمان گام ‌به ‌گام با ثبت دقیق موقعیتها آغاز می ‌شود. فرد باید هر بار که قهر می‌ کند، این موارد را یادداشت کند:

چه اتفاقی افتاد

چه احساسی داشتم

چه فکری از ذهنم گذشت

چه واکنشی نشان دادم

بعد از قهر چه شد

این کار به فرد کمک می‌ کند رابطه میان احساس، فکر و رفتار را ببیند. بسیاری از افراد متوجه نمی ‌شوند که قهرشان خودکار شده است. ثبت موقعیتها باعث می ‌شود رفتار از حالت مبهم و ناخودآگاه خارج شود و به یک الگوی قابل مشاهده تبدیل گردد. در درمانهای رفتاری، خود نظارتی یکی از پایه ‌ای‌ ترین ابزارها برای تغییر رفتار است (Kazdin, 2012).

۳) شناسایی تقویت‌ کننده‌ ها

در گام سوم باید مشخص شود قهر چه چیزی را برای فرد به دست می ‌آورد. معمولاً یکی یا چند مورد از این‌ موارد است:

جلب توجه

واداشتن دیگران به عذرخواهی

فرار از بحث

کسب احساس قدرت

تنبیه طرف مقابل

کاهش اضطراب

اگر فرد بفهمد که قهر در کوتاه ‌مدت برایش سود دارد، بهتر می ‌تواند آن را تغییر دهد. در روانشناسی کلاسیک، رفتاری که با کاهش تنش یا دریافت توجه همراه شود، معمولاً پایدارتر می‌ شود. بنابراین درمان مؤثر، به جای سرزنش فرد، این چرخه پاداش را هدف می‌ گیرد (Skinner, 1953).

۴) خاموشی: قطع تقویت قهر

خاموشی یعنی رفتاری که قبلاً پاداش می‌ گرفت، دیگر همان پاداش را نگیرد. اگر قهر با عذرخواهی فوری، خواهش، یا توجه زیاد پاسخ داده شود، ادامه پیدا می ‌کند. اما اگر اطرافیان به صورت آرام و بدون مقابله ‌به ‌مثل، اعلام کنند که فقط با گفتگوی محترمانه وارد تعامل می ‌شوند، تقویت قهر کاهش می ‌یابد.

مثلاً: من دوست دارم صحبت کنیم، اما نه وقتی سکوت تنبیهی هست. هر وقت آماده بودی حرف بزنی، من هستم.

این پیام نه حمله است و نه تسلیم. فقط پاداش قهر را حذف می‌ کند. البته در شروع ممکن است شدت قهر موقتاً بیشتر شود. در رفتاردرمانی این پدیده را انفجار خاموشی می ‌نامند؛ یعنی وقتی پاداش حذف می‌ شود، رفتار پیش از خاموش شدن ممکن است برای مدت کوتاهی شدیدتر شود (Miltenberger, 2016).

۵) تقویت تفاضلی رفتار جایگزین

خاموشی به ‌تنهایی کافی نیست. باید رفتار جایگزین تقویت شود. یعنی هر بار که فرد به جای قهر، احساسش را بیان می‌ کند، همان رفتار جدید تقویت شود.

مثلاً اگر فرد بگوید:

من ناراحتم چون احساس کردم حرفم شنیده نشد

باید با توجه، احترام و پاسخگویی مناسب مواجه شود.

این روش در روانشناسی رفتاری بسیار مهم است، چون مغز فقط با حذف رفتار قدیمی تغییر نمی ‌کند؛ باید یک رفتار مؤثرتر یاد بگیرد و برای آن پاداش بگیرد. این فرآیند همان تقویت تفاضلی است (Kazdin, 2012).

۶) شرطی ‌سازی معکوس: پیوند دادن ارتباط با تجربه امن

بعضی افراد قهر را نه فقط به خاطر پاداش، بلکه به خاطر اضطراب از تعارض انجام می‌ دهند. در این حالت، باید تجربه جدیدی ساخته شود که ارتباط کلامی را با امنیت همراه کند.

برای مثال:

گفتگوی کوتاه، آرام، بدون قضاوت

استفاده از زمان ‌بندی مناسب

شروع با موضوعات کوچک

پرهیز از انتقاد تند

وقتی فرد چند بار تجربه کند که می‌ تواند ناراحتی ‌اش را بدون تحقیر یا طرد شدن بیان کند، به تدریج اضطرابش از گفتگو کمتر می ‌شود. این همان منطق شرطی ‌سازی متقابل یا معکوس‌ سازی هیجانی است؛ یعنی جایگزین کردن پیوند قبلیِ «تعارض = خطر» با «گفتگو = امنیت» (Wolpe, 1958).

۷) الگوبرداری و یادگیری مشاهده‌ ای

بخش مهمی از قهر از خانواده و محیط آموخته می ‌شود. اگر کودک بارها دیده باشد که والدین در تعارضها سکوت طولانی، بی ‌اعتنایی یا قطع رابطه را به کار می ‌برند، احتمالاً همان الگو را یاد می‌ گیرد. درمان کلاسیک اینجا بر یادگیری مشاهده ‌ای تکیه می‌ کند.

فرد باید الگوهای سالم ارتباطی را ببیند و تمرین کند:

کسی که ناراحت است، مستقیم حرف می ‌زند

کسی که خشمگین است، زمان می ‌خواهد ولی رابطه را قطع نمی ‌کند

کسی که رنجیده، مرز می‌ گذارد اما بی ‌احترامی نمی ‌کند

این‌ ها همان الگوهایی هستند که با مشاهده و تمرین آموخته می ‌شوند (Bandura, 1977).

۸) تمرین جرأت‌ مندی

جرأت ‌مندی یعنی فرد بتواند خواسته، ناراحتی و مرزهایش را مستقیم، محترمانه و بدون پرخاشگری بیان کند. بسیاری از قهرها در واقع جایگزینِ ناتوانی در جرأت ‌مندی هستند.

تمرین گام ‌به ‌گام جرأت ‌مندی می ‌تواند چنین باشد:

گام اول: جمله‌ سازی با من

من ناراحت شدم وقتی…

گام دوم: بیان نیاز

نیاز دارم که…

گام سوم: درخواست روشن

لطفاً دفعه بعد…

گام چهارم: مرز

اگر این رفتار ادامه پیدا کند، من گفتگو را بعداً ادامه می ‌دهم، نه با قهر، بلکه با فاصله ‌گیری محترمانه

جرأت ‌مندی از قهر متفاوت است، چون سکوتِ تنبیهی نیست؛ گفتگوی واضح و مرزدار است (Alberti & Emmons, 2017).

۹) حساسیت ‌زدایی تدریجی به تعارض

اگر فرد خیلی زود در برابر تعارض به قهر می‌ رسد، می‌توان او را به صورت تدریجی در معرض موقعیتهای کم‌خطر گفتگو قرار داد. یعنی ابتدا درباره مسائل کوچک و کم‌ تنش تمرین کند و به مرور سراغ مسائل دشوارتر برود.

مثلاً:

مرحله اول: بیان نظر متفاوت درباره یک موضوع ساده

مرحله دوم: گفتن یک ناراحتی جزئی

مرحله سوم: گفتگو درباره یک مسئله مهمتر

مرحله چهارم: حل تعارض واقعی

این روش شبیه حساسیت ‌زدایی تدریجی است؛ یعنی مواجهه آرام و مرحله ‌به ‌مرحله با موقعیتهای اضطراب‌ آور تا پاسخ هیجانی کاهش یابد (Wolpe, 1958).

۱۰) قرارداد رفتاری در روابط

اگر قهر در یک رابطه خانوادگی یا عاطفی تکرار می ‌شود، مفید است که دو طرف یک قرارداد رفتاری ساده داشته باشند. مثلاً:

هنگام ناراحتی، هر دو طرف حق دارند ۲۰ تا ۳۰ دقیقه مکث کنند

بعد از مکث، باید گفتگو از سر گرفته شود

سکوت طولانی ‌تر از این، پذیرفته نیست

هیچ ‌کس برای بیان ناراحتی تحقیر نمی ‌شود

هر دو طرف موظفند از جملات من استفاده کنند

این قرارداد، رفتار قهر را از یک ابزار نامشخص به یک الگوی قابل مدیریت تبدیل می‌ کند. در رویکرد رفتاری، شفاف ‌سازی قواعد و پیامدها نقش مهمی در تغییر دارد (Miltenberger, 2016).

۱۱) جایگزینی تنبیه با پیامدهای منطقی

اگر اطرافیان فقط قهر را تنبیه کنند، ممکن است مقاومت بیشتر شود. بهتر است به جای تنبیه هیجانی، از پیامدهای منطقی استفاده شود. یعنی:

تا زمانی که گفتگو شکل نگرفته، امتیاز ویژه ‌ای داده نشود

 اما رابطه هم قطع یا تحقیر نشود.

مثلاً در خانواده:

وقتی کودک یا نوجوان قهر می ‌کند، والدین وارد التماس یا باجدهی نشوند

اما هر زمان که با کلمات صحبت کرد، با توجه و احترام پاسخ دهند.

این روش باعث می ‌شود رفتار مطلوب پاداش بگیرد و رفتار نامطلوب، سود خود را از دست بدهد (Kazdin, 2012).

نتیجه ‌گیری

قهر کردن از منظر روانشناسی کلاسیک، یک رفتار آموخته ‌شده و تقویت ‌شده است، نه صرفاً یک ویژگی شخصیتی ثابت. درمان آن نیز باید رفتاری و مرحله‌ به‌ مرحله باشد. ابتدا باید محرکها و پیامدهای قهر شناسایی شوند، سپس پاداشهای این رفتار قطع گردد، و همزمان رفتارهای جایگزین مثل بیان مستقیم احساسات، جرأت‌ مندی، گفتگوی آرام و حل مسئله تقویت شوند.

به بیان ساده، قهر زمانی کاهش می‌ یابد که فرد یاد بگیرد به جای سکوت تنبیهی، از زبان استفاده کند؛ و اطرافیان نیز یاد بگیرند سکوت را تقویت نکنند، اما گفتگوی سالم را پاداش دهند. بنابراین، درمان قهر در روانشناسی کلاسیک بر سه ستون استوار است: آگاهی از الگو، حذف تقویت رفتار ناسازگار، و آموزش پاسخهای سالمتر. این مسیر اگرچه زمان بر است، اما یکی از مؤثرترین راه‌ ها برای تبدیل رابطه‌ های فرساینده به رابطه ‌های بالغ و امن است (Skinner, 1953; Bandura, 1977; Kazdin, 2012).

منابع

Alberti, R. E., & Emmons, M. L. (2017). Your perfect right: Assertiveness and equality in your life and relationships. New Harbinger.

Bandura, A. (1977). Social learning theory. Prentice-Hall.

Kazdin, A. E. (2012). Behavior modification in applied settings. Waveland Press.

Miltenberger, R. G. (2016). Behavior modification: Principles and procedures. Cengage Learning.

Skinner, B. F. (1953). Science and human behavior. Macmillan.

Wolpe, J. (1958). Psychotherapy by reciprocal inhibition. Stanford University Press.

گفت‌وگو

برای نوشتن دیدگاه وارد شوید. ثبت‌نام لازم نیست — با حساب گوگل در یک ثانیه وارد می‌شوید.

ورود با گوگل
مقاله بعدی مهارتهای ارتباطی و هیجانی برای درمان ق…