نظریه امید ریک اسنایدر – نسخه انگیزشی – هیجانی

ریک اسنایدر، روانشناس برجسته آمریکایی، نظریه امید را در ابتدا در قالب دو مؤلفهٔ اصلی (انگیزه و مسیر‌یابی) مطرح کرد. اما بعدها در خوانشهای پیشرفته ‌تر، نظریه‌ اش بُعدی عمیقتر یافت؛ بُعدی که امید را نه فقط یک ساخت ذهنی، بلکه نیرویی روانی–عاطفی می ‌دانست که در روح انسان جریان دارد. او می ‌گفت: امید فقط «فکر کردن» به آینده نیست؛ امید «احساس حرکت» به ‌سوی آن آینده است.

این نسخه که به آن «نسخهٔ انگیزشی–هیجانی[۱]» می گویند، نشان می دهد که چگونه هیجانها، شور درونی، احساسات، و انگیزه زیربنای امید را شکل می دهند.

بیایید آرام و عمیق وارد این نظریه شویم.

۱) امید یک انرژی روانی است، نه فقط یک باور

در نسخه کلاسیک، اسنایدر امید را ترکیب دو عنصر می داند:

  •  قدرت اراده
  • قدرت مسیرسازی

اما در نسخه انگیزشی – هیجانی، او یک لایهٔ پیشینتر را توصیف می کند: پیش از آنکه انسان برنامه ‌ای بسازد یا اراده ‌ای کند، یک انرژی خام در دل او بیدار می شود؛ یک احساس میل، کشش و خواستن.

به زبان اسنایدر: «امید احساسی است از نیرویی که انسان را به جلو می ‌کشد[۲]

این انرژی ممکن است بسیار ظریف باشد –

گاهی فقط یک جرقه، گاهی یک گرمای کوچک در سینه، یک الهام بی‌نام، یک میلِ خفیف به ادامه دادن…

همین جرقه، سوخت اولیه اراده و مسیرسازی بعدهاست.

۲) امید با هیجانها آغاز می شود، نه با منطق

اسنایدر توضیح می دهد که: پیش از آنکه ذهن شروع به تحلیل هدف کند، هیجانها تصمیم می ‌گیرند که آن چیز ارزش دنبال کردن دارد یا نه.

امید در ابتدا هیجانی است:

  • شوق
  • اشتیاق
  • حس امکان
  • حس «شاید بشود»
  • حس رهایی از سکون
  • خستگی از ماندن در یک وضعیت بسته

این احساسها دروازهٔ امید هستند. اگر هیجان نباشد، حتی عقل هم انگیزه ‌ای برای ساخت مسیر ندارد.

به همین دلیل انسانهایی که افسرده ‌اند، یا «خاموش» شده ‌اند، اغلب مشکلشان نداشتن برنامه نیست؛ مشکل، نبودنِ شعلهٔ احساسی اولیه است.

۳) امید نیازمند «جرقه گرم[۳] اولیه»  است

اسنایدر معتقد است پیش از شکل ‌گیری امید کامل، یک جرقهٔ گرم اولیه لازم است. او به آن می گوید: جرقهٔ گرم، الهام، حس آغاز، اولین تکان

این جرقه از سه منبع می تواند زاده شود:

الف) هیجانهای مثبت کوچک

  • یک لبخند
  • یک لحظهٔ آرامش
  • یک تجربهٔ کوچک موفقیت
  • دیدن یک نشانهٔ خوب

ب) ارتباط با دیگران

امید اغلب از دیگری به ما منتقل می شود: یک جمله، یک نگاه، یک حضور مهربان.

ج) معنا

وقتی چیزی یا کسی برای انسان اهمیت دارد، انرژی هیجانی امید در جان او شکل می گیرد.

این جرقهٔ اولیه موتور اصلی نظریه انگیزشی–هیجانی اسنایدر است.

۴) امید یعنی حرکت روانی؛ سکون دشمن آن است

اسنایدر می گوید: امید همیشه یک «احساس حرکت» دارد. اگر درونیترین بخش انسان حس کند که جریان متوقف شده، امید می‌ میرد.

این حرکت همیشه بیرونی نیست؛ گاهی حرکتِ ذهن است، گاهی حرکتِ رؤیا، گاهی حرکتِ تصمیم، گاهی حرکتِ احساس…

مهم این است که روان، سکونِ مطلق را تجربه نکند.

برای همین:

  • حتی تغییرهای کوچک
  • حتی فکر کردن به آینده
  • حتی تصور یک راه
  • حتی گفتن «هنوز تمام نشده»

خودشان حرکتهای کوچک ذهنی هستند و امید را حفظ می کنند.

۵) امید یک چرخه هیجانی – شناختی است

نسخه جدید اسنایدر نشان می دهد که امید از یک چرخه کوچک اما دائمی ساخته می شود:

۱) هیجان اولیه ¬ ۲) انگیزه ¬ ۳) مسیرسازی ¬ ۴) احساس پیشرفت ¬ ۵) هیجان دوباره

انسان با این چرخه رو به جلو حرکت می کند. اگر یکی از این حلقه‌ ها بشکند – مثلاً انگیزه خاموش شود یا مسیر دیده نشود – چرخه متوقف می شود و امید افت می کند.

نکتهٔ مهم: احساسها و هیجانها، آغازگر و نگه ‌دارندهٔ چرخه هستند.

۶) نقش احساسات منفی در امید

در نسخه انگیزشی – هیجانی، اسنایدر برخلاف بسیاری از نظریه ‌ها می گوید: احساسات منفی دشمن امید نیستند؛ گاهی آغازگر آن‌ هستند.

ترس، خستگی، نارضایتی، دل ‌تنگی یا درماندگی می توانند جرقهٔ اولیه باشند: «من نمی ‌خواهم اینگونه بمانم.»، «دیگر کافی ا‌ست.»، «باید راهی پیدا کنم.»

به زبان ساده: گاهی امید از دلِ بغض متولد می شود، نه لبخند.

این نگاه، بخش عمیق و انسانی نسخه انگیزشی–هیجانی است.

۷) امید و لذتِ پیشبینی آینده

اسنایدر توضیح می دهد که انسان امیدوار فقط به آینده فکر نمی کند؛
از تصور آینده لذت می برد. این لذت، سوخت انگیزه است. آینده برای او یک افق روشن می شود، نه یک سایه سرد.

آن لحظه ‌ای که انسان می گوید: «فکر کردن بهش حالم رو خوب می‌ کنه…»

این همان مکانیسم انگیزشی–هیجانی امید است.

۸) امید یک سرمایه هیجانی است

در نگاه اسنایدر: امید چیزی شبیه عشق یا دوستی است؛ ذخیره می شود، پر می شود، کم می شود.

می توان آن را:

  • تغذیه کرد
  • تقویت کرد
  • از دست داد
  • یا دوباره ساخت

امید یک «توان روانی ذخیره ‌شونده» است که با تجربه‌های مثبت و معنا تغذیه می شود.

۹) امید و احساس ارزشمندی

یکی از بخشهای مهم نسخه انگیزشی–هیجانی این است که : بدون احساس ارزشمندی، امید نمی ماند.

وقتی فرد خود را شایسته نمی بیند، یا احساس می کند لیاقت آینده خوب را ندارد، چرخه امید خاموش می شود.

به‌همین دلیل، اسنایدر می گوید: ریشه عاطفی امید، حرمت نفس است.

۱۰) امید و رابطه با دیگران

در این نسخه، اسنایدر اهمیت زیادی به رابطه می دهد:

  • انسان در رابطه امید می گیرد
  • در رابطه انگیزه پیدا می کند
  • در رابطه به آینده باور می‌آورد
  • و در رابطه از نو ادامه می دهد

امید یک نیروی اجتماعی–هیجانی است. صدای یک انسان می تواند نیروی روانی انسان دیگری را بیدار کند.

سخن پایانی

در نسخه انگیزشی–هیجانی نظریه امید، اسنایدر امید را یک حرکت زنده، یک انرژی جاری و یک نیروی احساسی–روانی می بیند. امید در این نگاه، «فکر کردن» نیست؛ احساس جریان داشتن است.

امید یعنی:

  • یک جرقهٔ گرم
  • یک کشش به سوی فردا
  • یک انرژی خام
  • یک حرکت ظریف در روان
  • یک شعله کوچک که می گوید: «هنوز می شود…»

 

[1] Reading Motivation–Affective Version

[2] «Hope is a feeling of forward energy. »

[۳] Warm Spark

دیدگاه‌ خود را بنویسید

//
تیم پشتیبانی ما اینجا هستند تا به سوالات شما پاسخ دهند. لطفا نظر خود را با ما به اشتراک بگذارید.
👋 سلام، چطور می توانیم کمک تان کنیم؟
به بالا بروید