شما کی هستید ؟ هویت واقعی تان چیست؟برای چه پا در این دنیا گذاشته اید؟ ایا مساوی با دین و آیینی هستید که با آن بزرگ شده اید؟ آیا شما مساوی با جنسیتی هستید که نقش آن را برای شما تعریف کرده اند؟ آیا تا به حال خود را در آینه نگاه کرده اید ؟!
یک بچه شیر به طور تصادفی از مادرش دور و گم شد و به یک گله گوسفند رسید. بچه شیر با گوسفندان بزرگ شد، هر آنچه گوسفندان خوردند، خورد و هر رفتاری که گوسفندان ازخود نشان می دادند، انجام داد. وقتی او بزرگ شد همین رویه را پیش گرفت؛ مثلا از بعضی صداهای خاص می ترسید. با این حال بعضی چیزها درست از آب در نمی آمد. یک روز، کنار استخر پر از آب رفت و چهره ی منعکس شده خود را در آب دید. او یک شیر بود نه گوسفند. او چون خودش را به عنوان یک گوسفند قبول کرده بود همانند آنها رفتار و فکر می کرد. بعد از اینکه او حقیقت وجود خود را دید ، همه چیز تغییر کرد ، حالا او همان چیزی است که همیشه بود. او به غرور و زندگی مطابق با ذات واقعی اش بازگشت .
درک ماهیت واقعی خود به شما کمک می کند تا چیزها را از چشم اندازهای متفاوتی ببینید . داشتن یک حس عمیق تر از این بعد باعث می شود که چالشها و مشکلات زندگی را از یک دید بزرگتر ببینید. اگر شما اقیانوس هستید، امواج چه زحمتی و مشکلی می توانند برای شما ایجاد کنند ؟
این چیزی که به طور باورنکردنی زندگی نامیده می شود، چیست؟ چه خبر است؟ نفش ما در این دنیا چیست؟ برای چه به دنیا آمده ایم؟ اینها سئوالاتی هستند که من همیشه با آنها دست به گریبان بوده ام.
ظرف ترک خورده
روزی ، روزگاری یک حامل آبی بود که هر روز دو ظرف آب برای معلمش می برد. هر روز پیاده لب رودخانه می رفت و دو ظرف را از آب پر می کرد و پیاده در حالیکه هر کدام از ظرف های آب را روی یکی از شانه هایش گذاشته بود، برمی گشت . یکی از ظرفها ترک داشت بنابراین تا ظرفهای اب را به معلمش برساند، آب ظرف ترک خورده، به نصف کاهش می یافت. این برای ۲ سال ادامه داشت، که حامل آب تنها یک ظرف پر از آب و یک ظرف نیمه از آب برای معلمش می آورد. ظرف سالم به دستاوردهایش افتخار می کرد و ظرف ترک خورده از اینکه تنها نیمی از وظیفه اش را انجام می داد، غمگین بود. یک روز ظرف ترک خورده به حامل آب گفت: من خیلی ناراحت و شرمنده ام. من ناقص هستم و نمی توانم آب را به طور کامل نگه دارم. من چه فایده ای دارم؟ حامل آب به ظرف ترک خورده گفت: به مسیری که آب را از آنجا حمل می کردم، نگاه کن. ظرف ترک خورده متوجه زیباترین گل های وحشی و گیاهان درکنار مسیر حرکت حامل آب شد. حامل آب توضیح داد ؛ وقتی من فهمیدم که تو ترک خورده ای، تصمیم گرفتم که هر روز دانه های گیاهان در یک طرف را را آبیاری کنم و از آنجایی که آب از تو نشت می کرد، گیاهان کنار مسیر آبیاری می شد اگر تو ترک خورده نبودی ، این گلهای زیبا که همه از آن لذت می برند اینجا نبود .
گاهی اوقات شما ممکن است همانند ظرف ترک خورده فکر کنید و وجودتان را ناقص ببینید یا اینکه خود را کامل نبینید اما چگونه می توان این را می فهمید؟ این داستان یک ظرف ترک خورده را نشان داد که می توانست بی نقص دیده شود. درهمین راستا، شما نیز با تمام عیوب خود، کامل هستید و این باعث منحصر به فرد شدن شما می شود .
شما در کجای این قصه ها هستید ؟
آیا هویت واقعی خود را پیدا کرده اید ؟
آیا شما شیر هستید یا گوسفندی گم شده در روزمرگی ؟
آیا شما خود را چون کوزه ای شکسته و ناقص می بینید و یا اینکه خود را کوزه ای می بینید که نویدبخش سرسبزی و زندگی است؟
یک ورق کاغذ بردارید و هرآنچه که تا کنون راجع به هویت خود شناسایی کردید، بنویسید؟




