نظریه‌های مهم درباره استرس شغلی

برای درک استرس شغلی، نظریه‌های مختلفی در روانشناسی و علوم اجتماعی مطرح شده‌اند که هر کدام از زاویه‌ای خاص به آن نگاه می ‌کنند.

مدل تقاضا–کنترل[۱] کاراسک[۲]

  • استرس شغلی نتیجه‌ تعامل بین تقاضاهای شغلی (فشار کاری، سرعت، حجم کار) و کنترل فرد بر کارش (اختیار تصمیم ‌گیری، آزادی عمل) است.
  • بیشترین استرس زمانی رخ می‌ دهد که تقاضا زیاد و کنترل کم باشد.
  • مثال: کارگری که حجم کار بالایی دارد ولی اجازه تصمیم ‌گیری ندارد.

مدل تقاضا–منابع شغلی[۳]

  • استرس زمانی بالا می‌ رود که تقاضاهای شغلی (فشار زمان، کار زیاد) بیشتر از منابع شغلی (حمایت اجتماعی، استقلال، آموزش) باشد.
  • اگر منابع شغلی کافی باشند، تقاضاها حتی می ‌توانند به انگیزه و رشد منجر شوند.

نظریه دو عاملی هرزبرگ[۴]

  • عوامل «بهداشت شغلی» (حقوق، امنیت شغلی، شرایط محیطی) نبودشان موجب نارضایتی و استرس می ‌شود.
  • عوامل «انگیزشی» (قدردانی، رشد، پیشرفت) نبودشان باعث استرس و کاهش انگیزه می ‌گردد.

مدل تلاش–پاداش[۵]سیگریست[۶]

  • استرس زمانی شکل می ‌گیرد که تلاش زیاد کارکنان با پاداش ناکافی (حقوق، احترام، امنیت شغلی) همراه باشد.
  • مثال: پرستاری که ساعات طولانی کار می ‌کند اما حقوق و قدردانی کافی دریافت نمی ‌کند.

نظریه استرس–هیجان لازاروس و فالکمن [۷]

  • استرس نتیجه‌ ارزیابی شناختی است:
    • اگر فرد موقعیت را تهدید تلقی کند ولی منابع مقابله‌ای کافی نبیند  استرس شدید.
    • اگر آن را چالش‌ برانگیز و قابل کنترل ببیند  انگیزه و رشد.
  • این نظریه مبنای درمانهای شناختی–رفتاری است.

مدل استرس شغلی سازمانی کوپر و مارشال[۸]

  • پنج منبع اصلی استرس شغلی:
  1. عوامل ذاتی شغل (حجم کار، خطرات محیطی)
  2. نقش در سازمان (ابهام نقش، تعارض نقش)
  3. روابط کاری (تعارض با همکاران یا مدیر)
  4. مسیر شغلی (ترس از آینده، فقدان پیشرفت)
  5. ساختار و جو سازمانی (فرهنگ، رهبری، سیاستها)

مدل چالش–استرس[۹]

  • دو نوع استرس وجود دارد:
    • چالشی: سخت ولی همراه با رشد (مثل یادگیری مهارت جدید).
    • بازدارنده: موانع بی ‌ثمر و فرسایشی (مثل بوروکراسی، تبعیض).
  • بازدارنده ها اثر منفی بر عملکرد و سلامت دارند، ولی چالشیها می ‌توانند انگیزه ‌بخش باشند.

   جمع‌ بندی:

  • نظریه‌های روانشناسی (مثل لازاروس) بیشتر روی درک و واکنش فردی تمرکز دارند.
  • نظریه‌های سازمانی–اجتماعی (مثل کاراسک، سیگریست، کوپر) بیشتر بر ساختار شغل و عدالت سازمانی تأکید می‌ کنند.

 

[1] Job Demand–Control Model

[2] Karasek  

[۳] Job Demands–Resources Model, JD-R

[4] Herzberg’s Two-Factor Theory

[5] Effort–Reward Imbalance Model

[6] Siegrist

[7] Lazarus & Folkman

[8] Cooper & Marshall

[9] Challenge–Hindrance Stress Model

دیدگاه‌ خود را بنویسید

//
تیم پشتیبانی ما اینجا هستند تا به سوالات شما پاسخ دهند. لطفا نظر خود را با ما به اشتراک بگذارید.
👋 سلام، چطور می توانیم کمک تان کنیم؟
به بالا بروید