شما در این کره زمین مقدار خاصی از زمان وانرژی را دارید. اگر شما محدودیت زمان نداشتید و تا ابد زندگی می کردید و اگر هیچ محدودیت انرژی نداشتید، دیگر نیازی به خواب نداشتید بنابراین چگونه می توانستید بهترین استفاده را از زمان وانرژی که در اختیار دارید، کنید ؟ حال آنکه در شرایط کنونی اگر به صورت افراطی تلاش کنید درنهایت درهم می شکنید . بهترین روش این است که از محدودیت خود آگاه شوید و بعد آن را بپذیرید و بدون اینکه خارج از محدودیت خود فشار بیاورید، یک روش ایمن و آگاه انتخاب کنید .
پذیرش یا قبول محدودیت های خود را با قبول احساس شکست اشتباه نگیرید . به عنوان مثال ، اگر به مدت طولانی از یک بیماری رنج می برید ، نباید تسلیم شوید ودر گوشه ای چنبره بزنید. پذیرش محدودیت ها به این معنی است که بپذیرید شرایط بدن شما خوب نیست و شما نیازدارید که قدمهایی هر چند کوچک درجهت بهبود خود بردارید وبه توصیه های پزشک خود عمل کند .شما ممکن است نیاز به یک گروه از دوستان یا خانواده خود داشته باشید. درضمن باید به خاطر داشته باشید که با جادو و جنبل خوب نخواهید شد بلکه باید تحت سیطره پذیرش محدودیت های خود، درجهت بهبودی خود تلاش کنید .
پذیرش محدودیت ها مرابه یاد نحوه عملکرد زنبورمی اندازد. هنگامی که یک زنبور دریک اتاق گیر افتاده است، همچنان به پرواز کردن نزدیک یک پنجره بسته ادامه می دهد چرا که فکر می کند تنها راه فرار، پنجره است. زنبور، پنجره را یک محدودیت می بیند که امکان فرار از آنجا وجود ندارد، خودش را آنقدر به شیشه پنجره می کوبد تا بمیرد. اگر شما نیزخود را همانند زنبور به طور مداوم به پنجره بسته محدودیت هایتان بکوبید، دستاوردی بجز ناکامی نخواهید داشت. رویکرد متفاوت دیگری را امتحان کنید – نزدیک به پنجره بسته ، با این گمان که تنها راه نجات شما و تنها راه رسیدن به دنیای بزرگتر است ، پرواز نکنید .
بالای بیماری خود قرار گرفتن
قرار گرفتن دربالای بیماری خود به این معنی است که به جای اینکه خود را مساوی با بیماری قرار دهید، خود را از بیماری جدا کنید. به این ترتیب، شما ممکن است کمتر تحت الشعاع شرایط تان قرار بگیرید .
دانا جنینگز[۱] که از بیماری سرطان رنج می برد .در وبلاگ نیویورک تایمز[۲] نوشت :
«برای اینکه بتوانید درمواجهه با سرطان لبخند بزنید، به خودتان اجازه حضور بدهید و هرچند برایتان سخت است شما مالک بیماری شوید و بر آن تسلط یابید نه بیماری بر شما. یک لبخند خوب به شما یادآوری می کند که شما مساوی با سرطان نیستید .»
شما مساوی با بیماری نیستید . خنده ممکن است یکی از روشهایی باشد که این حقیقت را به شما یادآوری می کند و مدیتیشن روشی دیگر. بعضی از روزها بهتر از روزهای دیگر است. بعضی روزها ممکن است تاریک باشد و شما مجبور شوید آنقدر دست به عصا راه بروید تا هوا کمی روشن شود. به این معنی که همچنان باید به راه خود ادامه دهید تامسائل کمی برایتان روشن شود. به یاد داشته باشید که تکرار این جمله «من مساوی با بیماری نیستم » می تواند کمک کننده باشد .
اخیرا، زمانی که من تمرین مدیتیشن می کنم ، بدنم را به شکلی رضایت بخش ، سبک و سبکتر احساس و بعد احساس آرامش و راحتی می کنم . همه چیز برایم خوب جلوه می کند . در آن نقطه از زمان من با بدنم یکی نیستم که احساس راحتی می کنم . در حقیقت ، من چیزی را حس می کنم که خود واقعی ام است . تجربیاتی این چنینی ، به من یادآوری می کند ، بدنم ، چیزی بجز یک ماده نیست . ولی وجود واقعی دارد به این معنی که من مساوی با بدنم نیستم ولی نسبت به آن آگاهم .
من آگاه هستم – آگاه از افکار، احساسات و بدن و بالاخره دنیای اطرافم هستم . دراین حس از کلیت ، شما خود را از زنجیر افکاری مانند :«من بیمارم » یا «من معلولم » آزاد می کنید و همچنین شما را از زنجیر احساساتی مانند «من تنها هستم» ؛ منظورم ازتنهایی ، تنها بودن شما در هر حالتی است، حتی هنگامی که باجمع هستید واین تنهایی به معنای اخذ کلمه است. ذهن آگاهی، شما را از آن آزاد می کند .
استفاده از ذهن آگاهی برای کنترل درد
درد حاد ، درد شدیدی است که برای یک مدت کوتاه از زمان طول می کشد . گاهی اوقات درد کمتر از ۱۲ هفته را درد حاد تعریف می کنند. داروهای پزشکی برای درمان دردهای حاد کاملا موثر هستند. درد مزمن، دردی است که بیش از ۱۲ هفته طول بکشد و پزشکان نیز درمان این قبیل دردها را سخت تر می یابند. طبق نظر بسیاری از صاحب نظران، درد مزمن یکی ازمهمترین مشکلات بهداشت و درمان شناخته شده است که اثر زیادی هم بر بیمار دارد و هم هزینه زیادی را بر سیستمهای مراقبت های بهداشتی تحمیل می کند .
سازمان بهداشت جهانی نشان داد که دو سوم افراد مبتلا به درد مزمن که تمرین ذهن آگاهی می کنند، دارای خواب نرمال هستند و قادر به انجام کارهای روزمره خانه و انجام فعالیت های اجتماعی، رانندگی، راه رفتن یا روابط جنسی هستند .
این محققان بارها و بارها به این نتیجه رسیدند؛ میزان درد آنهایی که به مدت ۸ هفته، تمرین ذهن آگاهی داشتند کاهش می یابد. این مایه تعجب است چرا که ذهن آگاهی از شما می خواهد که به جای مبارزه با درد، وارد نقطه دردناک خود شوید و به حواس خود اجازه حضور در محل درد را بدهید .
شناخت تفاوت بین درد و رنج
درد اجتناب ناپذیر است. رنج اختیاری است. درد، حسی است که شما از یک زمان به زمان دیگر، آن را تجربه می کنید. در حقیقت، درد اغلب احساس بسیار مفیدی است –بدون درد شما محل آسیب خود را تشخیص نمی دهید. هنگامی که به یک دندانپزشک مراجعه می کنید، او به لثه هایتان داروی بی حسی تزریق می کند و بعد لثه هایتان را برش می دهد حتی ممکن است آن خونریزی کند ولیکن شما متوجه هیچ کدام از این اعمال دندانپزشک نمی شوید .
رنج متفاوت است. رنج چیزی است که شما اغلب ندانسته آن را ایجاد می کنید. هر روز صبح که از خواب بلند می شوید به خودتان بگویید که از ورم مفاصل[۱] رنج می برید، به مدت چند ثانیه احساس خاصی را تجربه می کنید – آری ،شما درد مفاصل را احساس می کنید. سپس بین یک دقیقه یا بیشتر، ذهن شما شروع به تفسیر این تجربه می کند: «ای بیماری احمق ، چرا من ؟ من شرط می بندم که این درد به دلیل غذای ناسالمی است که مصرف کرده ام. این عادلانه نیست. من خیلی اذیت می شوم ! همش تقصیر خودمه. خدا می داند در آینده چه بلایی سرم می آید؟» قضاوت های ناکارامد ، تفسیرها و پیش بینی ها منجر به درد و رنج می شود.
درد می تواند از نوع عاطفی – احساس غم، تنهایی، اندوه، اضطراب یا خشم باشد. رنج راهی است که شما برای مقابله با این احساسات انتخاب کرده اید .اگردر مورد آنها کنجکاو باشید و به جای تلاش برای خلاص شدن از آنها، به آنها خوشامد بگویید، بعید است که در شما درد بیشتر ایجاد شود. با این حال، اگر از احساسات ناشی از اعتیاد مانند مصرف مواد مخدر و یا استفاده بیش از حد الکل دوری کنید، به احتمال زیاد از احساساتی که باعث افزایش رنجتان می شود، جلوگیری کرده اید .
کنار آمدن با درد
چند نکته برای یاد آوری درهنگام به کاربردن ذهن آگاهی برای بیماری :
- درد می تواند تنها درحال حاضر وجود داشته باشد. شما تنها نیاز به این دارید که با درد کنونی کنار بیایید. با نگرانی در طول روز، هفته، ماه و حتی سال شما رنج را ایجاد می کنید. تنش درد را افزایش می دهد با آگاه شدن از حواس درگیر در درد و تصور اینکه هوای تنفس خود را وارد محل درد و سپس همراه با درد خارج می کنید، تنش به طور طبیعی شروع به رها شدن می کند و کاهش درد را درپی خواهد داشت. حتی اگر تنش باقی بماند، اشکالی ندارد – چرا که هدف شما این است که بتوانید آنجا را کنترل کنید. از احساس واقعی درد آگاه شوید. به محل درد توجه کنید. آیا آن دارای شکل، اندازه، بافت یا رنگ است ؟
- تلاش سخت برای کاهش درد واقعا کار نمی کند. درست مثل این است که برای آرمیدگی تلاش کنیم که این تلاش خود موجب تنش بیشتر می شود. شناخت اینکه چگونه به آرامی و همراه با اطمینان، درد خود را تایید و قبول کنیم می تواند موجب تغییر تجربه شما در جهت بهترشدن شود .
دراینجا یک مدیتیشن وجود دارد که شما می توانید آن را برای تمام دردها امتحان کنید :
- خود را به مدت چند دقیقه در یک وضعیت راحت قرار دهید .
- تنفس خود را احساس کنید و تا آنجا که برایتان امکان دارد با حسی از مهربانی، سبکی و قدردانی نسبت به جریان تنفس خود آگاهی یابید .
- دقت کنید چگونه درد همه توجه شما را نسبت به خودش جلب کرده است و بخاطر این موضوع خودتان را سرزنش نکنید. بدانید که این یک تمرین دشوار است. به آرامی آگاهی خود را درجهت بازگشت به تنفس خود، به هوای اطراف بینی، درون سینه، شکم و یا هر جایی که شما آن را برای تمرکز آسان یافتید، راهنمایی کنید. این تمرین را برای چند دقیقه ادامه دهید .
- حالا توجه خود را متمرکز بر درد کنید . این ممکن است احساس ترس را به همراه داشته باشید و یا اینکه ممکن است برای انجام این کار بی میل باشید. اگر قبل از این هرگز، این کاررا انجام نداده اید ؟ چه دلیلی برای ترسیدن و امتناع از آن دارید؟ تصور کنید هوای تنفس خود را وارد مرکز درد می کنید و سپس از آن خارج می کنید .
- شما ممکن است گفتن عبارت زیر را کمک کننده بیابید :«هوا تو ، هوا بیرون ». شما می توانید صدای خود را ضبط کنید و اگر دوست داشتید یک موسیقی زیبا نیز در پس زمینه اش قراردهید – و آنچه را که ضبط کرده اید را درهنگام انجام این تمرین پخش کنید .
- نفس تو(داخل) ، من به هوایی که تو می کشم آگاهم .
- نفس بیرون ، من به هوایی که بیرون می دهم آگاهم .
- نفس تو ، من از درد آگاهم .
- نفس بیرون ، من از درد آگاهم .
- نفس تو ، من از درد آگاهم .
- نفس بیرون ، من می دانم که با تو ای درد برابر نیستم .
- نفس تو ، من از تنش ها آگاهم
- نفس بیرون ، من می دانم که با تو ای تنش برابر نیستم .
- نفس تو ، من از خشم آگاهم .
- نفس بیرون ، من می دانم که با تو ای خشم برابر نیستم .
- نفس تو ، من از غم آگاهم .
- نفس بیرون ، من می دانم که با تو ای غم برابر نیستم .
- نفس تو ، من از اضطراب آگاهم .
- نفس بیرون ، من می دانم که با تو ای اضطراب برابر نیستم .
- نفس تو، من لحظه به لحظه را حس می کنم .
- نفس بیرون ، این تنها یک لحظه گذراست .
- نفس تو ، من می دانم که آگاهم .
- نفس بیرون ، من می دانم که آزادم .
شما می توانید این جملات را با هرجمله ای که با آن راحت ترید ، عوض کنید . برای این تجربه، آزاد هستید. این تمرین را حداقل یکبار در روز انجام دهید و اثرات آن را بنویسید .
درنهایت ، ذهن آگاهی در مورد این است که بدانید شما بیش از بدن ، ذهن و قلب تان هستید . شما بیش از احساسات ، افکار وهیجانات گذرا هستید. شما بیش از بیماری هستید. با تمرین ذهن آگاهی و یک خود – سنجی بی طرفانه ناشی از مدیتیشن، شما شروع به کشف ابعاد مختلف وجود خود می کنید، بعدی که بیماری در آن بزرگ و مهم نباشد .
وقتی شما از بیماری رنج می برید، با تعداد بی شماری از مشکلات روبرو می شوید. اگرچه پزشکان و پرستاران همه آنچه را که می توانند برای کمک به شما انجام بدهند، بکاربرند ولیکن این نکته دارای اهمیت است که آنها در مورد همه چیز نمی توانند کمک حالتان باشند . ذهن آگاهی، روشی برای پشتیبانی خود ارائه می دهد و منجر به انعطاف درونی می شود بنابراین شما درهنگام اتخاذ تصمیمات بزرگ و در هنگام روبرو شدن با مشکلات، طاقت خود را از دست نمی دهید و خرد نمی شوید. بیماری ممکن است یک اثر جسمانی داشته باشد و موجب تغییراتی در ظاهر شما شود. هنگامی که خود را در آینه متفاوت در می یابید، حس کلی شما ازهویت شخصی و خود – ارزشی تان می تواند جوابگو باشد. ذهن آگاهی، شما را متصل به چیزهایی غیر از ظاهر بدنی تان می کند و این منجر به احساس راحتی بیشتر در بدن شما می شود.
استرس فقط شما را درگیر نمی کند بلکه اعضای خانواده ودوستان تان را درگیر می کند چرا که شما در این شرایط نیازبه حمایت و آرامش بیشتر دارید. برخی ازمردم معتقدند که بیماری آنها ناشی ازاسترس است . همین باور منجر به پریشانی واضطراب بیشتر می شود . هوشیاری ذهن آگاهانه می تواند این افکار ناکارآمد و نادرست را کشف کند و از قدرت آنها بکاهد .
غم ناشی از تشخیص بیماری برای هر کس طبیعی است. این غم بخاطر باورهای ما درباره آینده؛ اضطراب و نگرانی های ما درباره روابط مان با دیگران وترس از تغییرات جسمانی که ممکن است رخ بدهد، است . ذهن آگاهی از این لحاظ می تواند کمک کننده باشد که شما رادر زمان حال واینجا نگه می دارد .
[۱] -Arthritis
[1] -Dana Jennings
[2] -New York Times




