EFT مخفف Emotionally Focused Therapy است که به فارسی می شود: درمان متمرکز بر هیجان.
این روش درمانی توسط دکتر سوزان جانسون و همکارانش توسعه داده شده است و بر این باور استوار است که:
- احساسات اصلی (نه رفتار یا استدلالهای منطقی)، کلید اصلی مشکلات و بهبود روابط زوجین هستند.
- بسیاری از اختلافات ناشی از نیازهای برآورده نشده ی عاطفی (مثل نیاز به محبت، امنیت، توجه) هستند.
مراحل درمان متمرکز بر هیجان (EFT)
۱. آشکار سازی الگوهای منفی ارتباطی
زوجین متوجه می شوند که در هنگام تعارض، در چه چرخهای می افتند (مثلاً یکی دور می شود، دیگری اصرار می کند).
۲. شناسایی نیازهای عاطفی عمیق تر
درمانگر به هر دو کمک می کند تا احساسات واقعی و آسیب پذیرشان را که زیر خشم یا سردی پنهان شده، بیان کنند. (مثلاً “من می ترسم که تو دوستم نداشته باشی.”)
- بازسازی تعاملات جدید
زوجین یاد می گیرند به جای واکنشهای دفاعی، با همدیگر به شکلی پاسخگو و مهربان تعامل کنند. - تحکیم پیوند عاطفی
هدف نهایی، ایجاد یک رابطهی امن تر، صمیمی تر و باثبات تر است.
مثال یک مکالمه در EFT:
- مریم : “وقتی تو دیر میآیی و خبر نمیدهی، حس می کنم برایت مهم نیستم. در واقع میترسم که تنها بمانم.”
- علی: (با درک عاطفی) “نمی دانستم که اینقدر آسیب می بینی. تو برایم مهمی و نمی خواهم این حس را داشته باشی.”
در اینجا، تمرکز بر احساس واقعی است، نه سرزنش یا منطق خشک.
چرا EFT مؤثر است؟
🔹 بر پایه ی پژوهشهای علمی گسترده است.
🔹 نرخ موفقیت بالایی دارد (بیش از ۷۰٪ زوجها بهبود بلند مدت نشان می دهند).
🔹 بر ایجاد پیوند عاطفی امن تمرکز می کند، نه فقط حل کردن بحثها.
نمونه ی جلسه ی درمان متمرکز بر هیجان (EFT)
زوج فرضی:
- مریم (۳۲ ساله) — احساس ناامنی و ترس از ترک شدن دارد.
- علی (۳۵ ساله) — به صورت دفاعی عقب مینشیند و کمتر احساساتش را بیان می کند.
مقدمه جلسه (۵ دقیقه)
درمانگر:
“امروز می خواهیم بیشتر به احساسات زیرین و عمیق شما هنگام تعارض بپردازیم. هدف این است که بهتر یکدیگر را درک کنید، نه این که مقصر پیدا کنیم.”
شناسایی الگوی منفی (۱۰ دقیقه)
مریم:
“وقتی علی دیر می آید و زنگ نمی زند، حس می کنم برایش مهم نیستم. بعد از آن عصبی می شوم و دعوا می کنم.”
علی:
“وقتی مریم شروع به اعتراض می کند، احساس می کنم به اندازه کافی خوب نیستم و بهتر است سکوت کنم یا دور شوم.”
درمانگر (جمع بندی):
“الگوی شما این است: مریم آسیب میبیند و با انتقاد واکنش نشان می دهد. علی هم از ترس اینکه بیشتر سرزنش شود، عقب می کشد. این چرخه باعث می شود هر دو احساس تنهایی کنید.”
دسترسی به احساسات عمیقتر (۱۵ دقیقه)
درمانگر (خطاب به مریم):
“زیر این خشم، چه احساسی هست وقتی که علی دیر می آید و تو خبر نداری؟”
مریم (با اشک):
“احساس تنهایی می کنم… انگار که فراموش شدهام.”
درمانگر (به علی):
“وقتی مریم این را می گوید، چه احساسی داری؟”
علی (با تأثر):
“نمی دانستم اینقدر اذیت می شود. من نمی خواهم که احساس تنهایی کند.”
ایجاد تعامل جدید (۱۵ دقیقه)
درمانگر:
“علی، می توانی به مریم بگویی که برایت مهم است و نمی خواهی احساس تنهایی کند؟”
علی (با تماس چشمی با مریم):
“تو برایم مهمی. متاسفم که باعث شدی احساس کنی فراموش شدهای. دفعه بعد حتماً خبر می دهم.”
مریم (لبخند همراه با اشک):
“این خیلی برایم ارزشمند است که این را می گویی.”
پایان جلسه و تکلیف (۵ دقیقه)
درمانگر:
“تا جلسه بعد، لطفاً هر دو تلاش کنید قبل از واکنش نشان دادن، احساسات واقعی خود را با جمله های ‘من احساس می کنم…’ بیان کنید. هدف این است که ارتباط از طریق احساس برقرار شود، نه سرزنش یا دفاع.”
خلاصه این جلسه:
- شناسایی چرخه منفی ارتباطی
- آشکار کردن احساسات آسیب پذیر
- ایجاد پاسخ های عاطفی جدید و مثبت
- تعیین تکلیف ارتباطی برای هفته آینده




