افسردگی پس از زایمان و افسردگی معمولی هر دو جزو اختلالات خلقی هستند و علائم مشترکی مثل غمگینی، خستگی، ناامیدی، بی لذتی و کاهش انرژی دارند. اما از نظر زمان شروع، علت، محتوای افکار، شرایط بدنی و میزان فوریت درمان با هم تفاوتهای مهمی دارند.
۱. تفاوت در زمان شروع
افسردگی معمولی می تواند در هر دوره ای از زندگی ایجاد شود. ممکن است بعد از یک فشار روانی مثل سوگ، شکست، مشکلات مالی یا حتی بدون علت واضح شروع شود.
اما افسردگی پس از زایمان به طور مشخص در ارتباط با بارداری و زایمان رخ می دهد. معمولاً در هفته ها یا ماه های اول بعد از تولد نوزاد ظاهر می شود، هرچند ممکن است تا حدود یک سال پس از زایمان هم شروع شود.
۲. تفاوت در علت زیستی
در افسردگی معمولی، عوامل مختلفی نقش دارند؛ مثل زمینه ژنتیکی، استرس مزمن، اختلال در سروتونین و دوپامین، سبک زندگی و تجربه های روانی.
اما در افسردگی پس از زایمان، یک عامل زیستی خیلی مهم وجود دارد: افت ناگهانی هورمونها. در دوران بارداری، سطح استروژن و پروژسترون بسیار بالا می رود. بعد از زایمان، این هورمونها خیلی سریع سقوط می کنند. این افت شدید می تواند مغز را از نظر تنظیم خلق به هم بریزد، بخصوص اگر مادر از قبل زمینه حساسیت زیستی یا روانی داشته باشد.
۳. تفاوت در محتوای افکار منفی
در افسردگی معمولی، افکار منفی بیشتر حول محور خود فرد می چرخد. مثلاً:
من به درد نمی خورم
آینده ای ندارم
همه چیز خراب شده
من شکست خورده ام
اما در افسردگی پس از زایمان، افکار منفی بیشتر به نوزاد و نقش مادری مربوط می شود. مثلاً:
من مادر خوبی نیستم
نمی توانم از بچه ام مراقبت کنم
چرا آنطور که باید به او حس نزدیکی ندارم
اگر برای بچه اتفاقی بیفتد چه
گاهی هم افکار مزاحم و ترسناک درباره آسیب دیدن نوزاد به ذهن مادر می آید. این افکار لزوماً به این معنا نیست که مادر می خواهد به کودک آسیب بزند؛ اغلب این موارد افکار ناخواسته و اضطراب زا هستند که خود مادر را هم می ترسانند.




