نمونه جلسه روان ‌درمانی: بیان خشم سرکوب‌ شده با دشنام

 مراجع: زن ۳۵ ساله، قربانی خشونت خانوادگی در نوجوانی

 درمانگر: متخصص تروما، با رویکرد هیجان‌ محور

هدف جلسه: تخلیه خشم نسبت به پدر آزارگر و کاهش احساس گناه سرکوب ‌شده

درمانگر:

«امروز می‌خواهیم گفتگویی خیالی با پدرت داشته باشیم. این صندلی رو تصور کن که اون روش نشسته. هر چی تو دلت مونده، بهش بگو. نگران ادب یا جمله‌ بندی نباش. اینجا امنه. بزن بیرون اون چیزی که سالها تو خودت ریختی.»

مراجع:

(سکوتی طولانی. نفس عمیق. صدا می‌ لرزد.)

«تو… آشغال لعنتی! تو منو نابود کردی. اون شب لعنتی رو هیچ ‌وقت فراموش نمی ‌کنم. هنوز صدای نفس کشیدن کثیفت تو گوشمه!»

(گریه. دوباره فریاد):

« من بچه بودم لعنت بهت! چرا باید اون کارو با من می‌ کردی؟ حروم‌ زاده! تو پدر نبودی… یه هیولا بودی… یه حیوون بی ‌شرم!»

(نفس‌ نفس. دستها می‌ لرزند. سکوت)

 درمانگر (با صدای آرام):

«تو داری حقیقت رو بلند می‌ گی. چیزی که سالها بهت گفتن نگو… الان گفتی. حسش چیه؟»

مراجع:

«به حسی بین ترس و سبکی… دارم میلرزم ولی… برای اولین بار انگار از توی قبر اومدم بیرون. اون فحشا… حرفایی که همیشه تو ذهنم بود، ولی هیچ‌ وقت جرأت نکردم بگم.»

درمانگر: 

«اون کلمات، مال تو هستن. خشم تو مقدسه. حق داشتی. تو قربانی بودی، نه مقصر. حالا با صدای بلند بگو: تقصیر من نبود!»

مراجع (فریاد می ‌زند):

«تقصیر من نبود! لعنت به تو که باعث شدی من سالها از خودم بدم بیاد… من قربانی بودم، نه گناهکار!»(اشک، خنده‌ عصبی، فروپاشی آرام…)

 درمانگر: (سکوت حمایتی. بدون قضاوت. فقط حضور.)

تحلیل جلسه:

در این جلسه  :مراجع برای اولین ‌بار از زبان خودش، بدون سانسور با گذشته‌ ی آزاردهنده روبه‌ رو شد.

دشنامها فقط ناسزا نبودند، بلکه حامل سالها خشم، شرم، و درد دفن ‌شده بودند.

تخلیه هیجانی به او کمک کرد از فضای انکار، به سمت پذیرش و التیام برود.

یادآوری مهم: این نوع استفاده از دشنام فقط در چارچوبی درمانی و با هدایت حرفه‌ای مجاز است.

درمانگر موظف است:

مراقب سطح تحمل هیجانی مراجع باشد

مرزهای اخلاقی فضا را حفظ کند

پس از تخلیه، به بازسازی روانی و آرام ‌سازی سیستم عصبی کمک کند

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

//
تیم پشتیبانی ما اینجا هستند تا به سوالات شما پاسخ دهند. لطفا نظر خود را با ما به اشتراک بگذارید.
👋 سلام، چطور می توانیم کمک تان کنیم؟
به بالا بروید