چطور می توان این مکانیسم دفاعی را شناسایی کرد و به مرور زمان رفتارهای ارتباطی متوازن تری را جایگزین آن کرد.
این موضوع را می توان در دو بخش دید:
اول شناسایی
دوم جایگزینی تدریجی
نکته مهم این است که اگر پرحرفی کارکرد دفاعی داشته باشد، هدف فقط «کم حرف شدن» نیست؛ چون خودِ حرف زدن برای ذهن یک ابزار محافظتی بوده است. اگر فقط آن را قطع کنیم، معمولاً اضطراب، بی قراری، شرم یا احساس خلأ بالا می آید. پس باید به جای حذفِ صرف، یک تنظیم جدید ساخت.
۱. چطور بفهمیم پرحرفی من کارکرد دفاعی دارد؟
به چند نشانه دقت کنید:
الف) زمان فعال شدن
از خودتان بپرسید:
– آیا وقتی سکوت می شود، فوراً شروع به حرف زدن می کنم؟
– آیا وقتی احساس می کنم ممکن است قضاوت شوم، بیشتر حرف می زنم؟
– آیا در موقعیتهای صمیمی، آسیب پذیر یا مبهم پرحرفتر می شوم؟
– آیا وقتی ناراحت، خجالت زده، مضطرب یا بی قرارم، سرعت و حجم حرف زدنم بالا می رود؟
اگر پاسخ بله باشد، احتمال دارد پرحرفی فقط عادت نباشد، بلکه ابزار تنظیم اضطراب باشد.
ب) کارکرد پنهان
به این سؤال توجه کنید:
«حرف زدنِ زیاد، من را از چه چیزی نجات می دهد؟»
پاسخهای رایج:
– از سکوت
– از دیده شدنِ ضعف
– از روبرو شدن با احساسات
– از پرسشهای سخت
– از احساس بی ارزشی
– از ترسِ نادیده گرفته شدن
– از صمیمیت واقعی
اگر بتوانید این جمله را کامل کنید، خیلی جلو رفته اید:
«من زیاد حرف می زنم تا…»
مثلاً:
– تا مضطرب نشوم
– تا طرف مقابل فکر نکند چیزی بلد نیستم
– تا کنترل گفتگو دست من باشد
– تا احساس پوچی نکنم
ج) احساس بعد از گفتگو
بعد از یک گفتگوی طولانی از خودتان بپرسید:
– آرام شده ام یا فقط موقتاً تخلیه شده ام؟
– آیا واقعاً ارتباط برقرار شد یا فقط فضا را پر کردم؟
– آیا مخاطب دیده شد یا فقط من حرف زدم؟
– آیا بعداً احساس شرم، خستگی یا پشیمانی می کنم؟
پرحرفی دفاعی اغلب آرامش عمیق نمی دهد؛ بیشتر یک تسکین موقت می دهد.
د) نشانه های بدنی
گاهی بدن زودتر از ذهن لو می دهد:
– تند شدن نفس
– تنش فک یا شانه
– عجله در حرف زدن
– ناتوانی در تحمل مکث
– پریدن از موضوعی به موضوع دیگر
اگر این موارد هنگام حرف زدن زیاد فعال می شوند، احتمالاً سیستم عصبی شما در حالت دفاعی است.




