در روانشناسی مدرن، پرحرفی دیگر به عنوان یک صفت اخلاقی بد یا نشانه نادانی (آنطور که گذشتگان می دیدند) قضاوت نمی شود. روانشناسی تلاش می کند ریشههای رفتاری، عصبی، شخصیتی و هیجانی پرحرفی را بشناسد.
در نگاه علمی، پرحرفی یک رفتار بیرونی است که می تواند از علل بسیار متفاوتی سرچشمه بگیرد.
۱. تفاوتهای شخصیتی (بعد برونگرایی)
از نظر روانشناسی شخصیت، به ویژه در مدل پنج عاملی شخصیت، پرحرفی یکی از ویژگیهای بارز افراد برونگرا است.
– سیستم عصبی افراد برونگرا به گونه ای است که برای رسیدن به سطح بهینه برانگیختگی، نیاز به محرکهای بیرونی و تعامل با دیگران دارند.
– آنها با صحبت کردن، افکار خود را پردازش می کنند. در واقع آنها بلند بلند فکر می کنند.
– این حالت کاملاً طبیعی است و نشاندهنده یک سبک پردازش ذهنی و ارتباطی است، نه یک مشکل روانی.
۲. مکانیسم دفاعی در برابر اضطراب
در روان تحلیلگری و روانشناسی بالینی، پرحرفی گاهی به عنوان یک سپر دفاعی در برابر اضطراب شدید یا احساس ناامنی دیده می شود.
– سکوت برای برخی افراد اضطراب آور است، زیرا آنها را با افکار منفی یا احساسات ناخوشایند درونیشان روبرو می کند.
– فرد با پر کردن مداوم فضا با کلمات، تلاش می کند از روبرو شدن با تنشهای درونی، صمیمیتهای عاطفی عمیق یا سکوتهای مبهم در رابطه فرار کند.
– در این حالت، حرف زدن نوعی تخلیه تنش عضلانی و روانی است.
۳. سبک پردازش شناختی (تکانشگری کلامی)
برخی افراد توانایی کمتری در مهار کردن تکانهها دارند.
– در روانشناسی شناختی، این موضوع به کارکردهای اجرایی مغز مربوط می شود.
– این افراد قبل از اینکه فیلترهای ذهنی شان فعال شود، افکار خود را به زبان می آورند. یعنی فاصله بین فکر کردن و گفتن در آنها بسیار کوتاه است.
– این ویژگی لزوماً به معنی کم هوشی نیست، بلکه نشاندهنده سبک شناختی تکانشگر یا بیش فعال است.
۴. پرحرفی به عنوان نشانه اختلالات بالینی
گاهی اوقات پرحرفی از حد طبیعی خارج شده و به عنوان نشانه ای از یک وضعیت پزشکی یا روانپزشکی بررسی می شود:
بیش فعالی و نقص توجه در بزرگسالان و کودکان
افراد مبتلا به این اختلال به دلیل بیش فعالی ذهنی و بدنی و ضعف در کنترل تکانه، ممکن است بسیار زیاد، سریع و بدون نوبت حرف بزنند.
دوره شیدایی یا نیمه شیدایی در اختلال دوقطبی
در این وضعیت، گفتار فرد تحت فشار شدید ذهنی قرار می گیرد که به آن گفتار تحت فشار می گویند. فرد با سرعت سرسام آوری صحبت می کند و نمی توان مانع حرف زدنش شد.
اختلالات طیف اتیسم (در برخی سطوح بالا)
برخی افراد ممکن است بدون توجه به علائم غیرکلامی شنونده، ساعتها درباره موضوع خاص و مورد علاقه خود صحبت کنند، زیرا در خواندن نشانههای اجتماعی ضعف دارند.
۵. نیاز به دیده شدن و تایید (مسائل طرحواره ای)
از دیدگاه روانشناسی طرحواره درمانی، پرحرفی مفرط گاهی ریشه در طرحواره هایی مانند جلب توجه یا محرومیت هیجانی دارد.
– فرد به طور ناخودآگاه احساس می کند اگر مدام صحبت نکند، نادیده گرفته می شود یا فراموش می شود.
– او با پرحرفی و محور قرار دادن خود در گفتگوها، تلاش می کند توجه و تاییدی را که در درون احساس کمبودش را دارد، به دست آورد.
تفاوت نگاه روانشناسی مدرن با گذشته
برخلاف گذشتگان که پرحرفی را فوراً محکوم می کردند، روانشناسی به ما می آموزد که:
– به جای قضاوت اخلاقی، به دنبال کارکرد این رفتار باشیم. مثلاً بپرسیم: این فرد با پرحرفی دارد چه نیازی را برطرف می کند؟ آیا دارد اضطرابش را کنترل می کند؟
– پرحرفی را نباید فوراً به بی ادبی یا خودخواهی ربط داد؛ گاهی فرد صرفاً فاقد مهارتهای ارتباطی و شنوندگی فعال است که قابل آموزش و یادگیری است.
– درمان یا تعدیل پرحرفی زمانی لازم است که به کارکرد اجتماعی، شغلی یا عاطفی فرد آسیب بزند، در غیر این صورت به عنوان یک تفاوت فردی پذیرفته می شود.




