یکی از جذابترین بخشهای روانشناسی بالینی و روان تحلیلگری، بررسی رفتارهایی است که در ظاهر یک چیز به نظر می رسند، اما در باطن وظیفه کاملاً متفاوتی را انجام می دهند. پرحرفی یکی از همین رفتارهاست.
در بسیاری از مواقع، زیاد حرف زدن صرفاً یک عادت ارتباطی نیست، بلکه یک مکانیسم دفاعی ناخودآگاه است که ذهن برای محافظت از خود در برابر اضطراب، درد، یا تهدیدهای درونی به کار می گیرد.
پرحرفی چگونه به عنوان یک مکانیسم دفاعی عمل می کند و چه وظایفی را در دنیای درون ما بر عهده دارد.
۱. پر کردن سکوت برای فرار از اضطراب (دفاع در برابر خلاء)
برای بسیاری از افراد، سکوت در یک رابطه یا موقعیت اجتماعی، اضطراب آور است.
– سکوت، ذهن را به سمت درون میکشد و فرد را با افکار منفی، احساس تنهایی، یا حس مبهم ناامنی روبرو میکند.
– فرد با تولید مداوم کلمات و صداها، فضایی صوتی ایجاد میکند تا مانع از شنیده شدن صدای اضطراب درونیاش شود.
– در این حالت، کلمات مانند یک نویز سفید عمل می کنند که برای پوشاندن صداهای آزاردهنده ذهن استفاده می شوند.
۲. دفاع در برابر صمیمیت عاطفی (فاصله گذاری)
شاید متناقض به نظر برسد، اما پرحرفی مفرط می تواند ابزاری برای دور نگه داشتن آدمها باشد.
– صمیمیت واقعی نیازمند گوش دادن، سکوت کردن، همدلی و ابراز آسیب پذیری است.
– فرد پرحرف با یک طرفه کردن گفتگو و بمباران اطلاعاتی مخاطب، دیواری از کلمات دور خود می کشد.
– او با این کار اجازه نمی دهد گفتگو به لایههای عمیقتر عاطفی و شخصی برسد. در واقع، او با مخاطب ارتباط کلامی برقرار می کند تا از برقراری ارتباط عاطفی واقعی با او فرار کند.
۳. عقلانی سازی و روشنفکرمآبی[۱]
وقتی فرد با یک بحران عاطفی، سوگ، یا احساس گناه روبرو می شود، ممکن است شروع به پرحرفی درباره آن موضوع با زبانی بسیار علمی، فلسفی، یا تحلیلگرانه کند.
– این فرد به جای اینکه غم، ترس یا خشم خود را حس و تجربه کند، درباره آن سخنرانی می کند.
– او با استفاده از کلمات زیاد و تحلیلهای پیچیده، احساسات دردناک را به مفاهیم ذهنی تبدیل می کند تا از تجربه مستقیم درد در قلبش فرار کند.
۴. کنترل موقعیت برای پیشگیری از غافلگیری
بعضی افراد زمانی که کنترل اوضاع را در دست ندارند، دچار اضطراب شدید می شوند.
– پرحرفی به آنها اجازه می دهد فرمان گفتگو را در دست بگیرند.
– وقتی فرد خودش مدام صحبت می کند، هدایت بحث دست خودش است و احتمال اینکه سوال سختی از او پرسیده شود، یا با موضوعی غیرمنتظره روبرو شود، کاهش می یابد.
– این رفتار یک مکانیسم دفاعی برای مدیریت محیط و کاهش پیشبینی ناپذیری است.
۵. جبران احساس بی ارزشی پنهان (واکنش وارونه)
در مواردی که فرد در ناخودآگاه خود احساس بی ارزشی، نادیده گرفته شدن یا حقارت می کند، ممکن است به عنوان یک مکانیسم دفاعی دفاعی، رفتاری کاملاً برعکس نشان دهد.
– او در جمعها بسیار پر سر و صدا، پرحرف و دانای کل ظاهر می شود تا به خودش و دیگران ثابت کند که بی ارزش نیست.
– این پرحرفی و نمایش دانایی، تلاشی است برای سرپوش گذاشتن روی آن صدای درونی که مدام می گوید: تو به اندازه کافی خوب نیستی.
[۱] Intellectualization




