دیدگاه انسانگرایانه درباره امید (راجرز و مازلو)

روانشناسی انسانگرایانه رویکردی است که بر رشد، معنا، خود شکوفایی، آزادی انتخاب و تواناییهای بالقوه انسان تأکید دارد. در این دیدگاه، امید تنها یک احساس لحظه ‌ای نیست، بلکه یک حالت وجودی و نمایشی از توانایی انسان برای رشد و معنا دادن به زندگی است.

۱. امید از دیدگاه کارل راجرز

راجرز امید را مستقیماً تعریف نکرده، اما کل نظریه ‌اش سرشار از عناصر امید است. زیرا انسان را ذاتاً موجودی پیشرونده، خود راهبر و توانمند در اصلاح مسیر زندگی می داند.

الف) امید به عنوان نتیجه «گرایش فطری به خود شکوفایی»

راجرز معتقد بود که در همه انسانها یک نیروی درونی برای رشد، حل مشکلات و حرکت به سوی بهتر شدن وجود دارد. این نیروی طبیعیِ «شدن»، اساس امید در نگاه اوست.

از نظر راجرز، وقتی فرد:

  • احساس ارزشمندی کند
  • در محیطی غیرقضاوتی قرار بگیرد
  • بتواند تجربه‌هایش را صادقانه درک کند
  • به نیازهای واقعی خود گوش بدهد

خود به ‌خود به سوی آینده ‌ای بهتر حرکت می کند. پس امید، همان اعتماد به توانایی درونی برای رشد و تغییر مثبت است.

ب) امید و «خودِ واقعی در برابر خودِ آرمانی»

راجرز می‌ گفت انسان زمانی ناامید می شود که فاصله زیادی بین خودِ واقعی و خودِ آرمانی ایجاد شود. هرچه این فاصله کمتر شود:

  • احساس رضایت بیشتر
  • آرامش بیشتر
  • و امید قویتر

خواهد بود.

وقتی فرد بفهمد: «می توانم خودم را بهتر کنم، اما مجبور نیستم کامل باشم» بذر امید در او جوانه می‌ زند.

پ) نقش «شرایط مثبت محیطی» در رشد امید

راجرز سه عنصر اساسی رابطه انسانی را معرفی می کند:

  • پذیرش بی ‌قید و شرط
  • همدلی
  • اصالت (صداقت عاطفی)

در چنین محیطی، فرد احساس می کند:

  • ارزشمند است
  • شنیده می شود
  • تنها نیست
  • می تواند بدون ترس از انتقاد، خودش باشد

اینها پایه ‌های شکل ‌گیری امید هستند.

به تعبیر دیگر، امید محصول امنیت روانی و رابطه انسانی سالم است.

ت) امید به عنوان نتیجه «زیستن تجربی»

راجرز مفهوم «زندگی کاملاً کارکردی[۱]»  را مطرح کرد. چنین فردی :

  • به احساسات خود آگاه است
  • از تجربه‌ ها نمی ‌ترسد
  • انعطاف‌ پذیر است
  • نگاهش به آینده، باز است

همه این ویژگیها، امید را تقویت می کنند، چون: وقتی انسان از تجربه خود نترسد، آینده برایش تهدید آمیز نیست؛ بلکه قابل کشف است.

خلاصه نگاه راجرز به امید

در نظریه راجرز، امید یعنی: «اعتماد به اینکه می توانم رشد کنم، تغییر کنم و به نسخه اصیلتر خودم تبدیل شوم.»

۲. امید از دیدگاه آبراهام مازلو

مازلو امید را در چارچوب نظریه مشهورش یعنی هرم نیازهای انسانی و خود شکوفایی تحلیل می کند. او معتقد بود امید یک ویژگی انسآنهای سالم و خود شکوفا است.

الف) امید و سلسله ‌مراتب نیازها

امید زمانی رشد می کند که نیازهای اساسی انسان تا حد قابل قبولی برآورده شده باشند:

  • امنیت ¬ احساس ثبات و کنترل
  • عشق و تعلق ¬ احساس ارزش داشتن
  • احترام ¬ شناخت توانایبها و قابلیتها

وقتی این پایه ‌ها محکم باشند، انسان توانایی رؤیا پردازی و هدف‌ گذاری پیدا می کند. پس از نظر مازلو:

امید نتیجه تأمین نیازهای بنیادی و شروع حرکت به سوی سطوح بالاتر رشد است.

ب) امید و «انگیزش رشد»

مازلو دو نوع انگیزش داشت:

  • انگیزش کمبود[۲]
  • انگیزش رشد [۳]

امید در دسته دوم قرار می گیرد.

در انگیزش رشد، انسان تحت تأثیر:

  • عشق واقعی به زندگی
  • معنا
  • کنجکاوی
  • نیاز به شکوفایی
  • زیبایی
  • حقیقت

حرکت می کند.

این نوع انگیزش باعث می شود امید وابسته به نتایج بیرونی نباشد، بلکه به معنای زندگی درونی تکیه داشته باشد.

پ) افراد خودشکوفا و تجربه امید

مازلو افراد خودشکوفا را توصیف کرد و ویژگیهای آنها مشخصاً با امید همراستا هستند:

  • پذیرش خود و دیگران
  • دید واقع ‌بینانه نسبت به زندگی
  • تمرکز روی معنا و ارزش
  • توانایی کنار آمدن با مشکلات
  • داشتن مأموریت یا هدف در زندگی

این افراد حتی در سختیها هم ناامید نمی شوند، چون امیدشان به ارزشهای پایدار و هدفی عمیق متکی است.

ت) تجربه‌ های اوج و امید

مازلو مفهوم تجربه اوج[۴]  را مطرح کرد: لحظاتی از معنا، آرامش عمیق، اتصال به جهان، عشق یا بینش.

این تجربه‌ ها باعث می شوند فرد:

  • دنیا را زیباتر ببیند
  • باور کند که زندگی ارزشمند است
  • نسبت به آینده دید مثبت ‌تری پیدا کند

بنابراین تجربه‌ های اوج، بستر قوی شکل ‌گیری امید عمیق هستند.

ث) امید و دید ماورای نیازها

در بالاترین سطح، مازلو بعدها «خود ــ تعالی[۵] » را مطرح کرد. در این مرحله انسان فراتر از خود می‌رود و در:

  • کمک به دیگران
  • خلاقیت
  • معنا
  • ارزشهای اخلاقی

نوعی امید وجودی پیدا می کند؛ امیدی که ریشه در پیوند انسان با جهان و هدفهای فراتر از خودش دارد.

جمع‌ بندی کلی: امید در دیدگاه انسانگرایی

در روانشناسی انسانگرایانه ، امید نه یک احساس لحظه ‌ای، بلکه:

یک ویژگی رشد ‌یافته، عمیق و وجودی است.

  • ریشه در ارزشمندی انسان دارد
  • نتیجه آگاهی، آزادی، اصالت و معنا است
  • با رشد فردی و شکوفایی تواناییها تقویت می شود
  • به انتخابهای انسان وابسته است، نه به شرایط بیرونی
  • و در نهایت راهی برای تبدیل شدن به نسخه بهتر خودمان است

در این نگاه، امید یک مهارت روانی قابل پرورش است؛ مهارتی که از رابطه سالم، خود پذیری، معنا و حرکت به سوی اهداف شخصی شکل می گیرد.

 

[1] Fully Functioning person

[2] D-Motivation

[3] B-Motivation

[4] Peak Experience

[5] Self-Transcendence

دیدگاه‌ خود را بنویسید

//
تیم پشتیبانی ما اینجا هستند تا به سوالات شما پاسخ دهند. لطفا نظر خود را با ما به اشتراک بگذارید.
👋 سلام، چطور می توانیم کمک تان کنیم؟
به بالا بروید