در DSM (Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders)، اختلافات زناشویی به طور مستقیم به عنوان یک اختلال روانی تعریف نشدهاند. با این حال، DSM-5 یک دسته تشخیصی به نام “اختلال رابطه والد-فرزند” (Parent-Child Relational Problem) و “اختلال رابطه همسر-همسر” (Partner Relational Problem) دارد که می تواند در مواردی که اختلافات زناشویی منجر به مشکلات قابل توجه بالینی شود، مورد استفاده قرار گیرد.
**اختلال رابطه همسر-همسر (Partner Relational Problem):** این اختلال زمانی تشخیص داده می شود که الگوهای تعامل بین زوجین باعث اختلال قابل توجه بالینی یا ناراحتی در یک یا هر دو طرف شود. این مشکلات میتوانند شامل موارد زیر باشند:
* **ارتباط منفی:** انتقاد، تحقیر، حالت تدافعی و سنگ اندازی (stonewalling).
* **مشکلات حل مسئله:** ناتوانی در حل مسائل به طور موثر و سازنده.
* **سوء تفاهمات:** درک نادرست از نیات و رفتارهای یکدیگر.
* **عدم صمیمیت:** فقدان نزدیکی عاطفی یا فیزیکی.
* **بی وفایی:** خیانت عاطفی یا جنسی.
* **خشونت:** آزار فیزیکی، کلامی یا عاطفی.
**نکات مهم:**
* تشخیص “اختلال رابطه همسر-همسر” تنها زمانی داده می شود که این مشکلات به طور قابل توجهی باعث ناراحتی یا اختلال در عملکرد فردی یا رابطه شود.
* این اختلال نباید به دلیل یک اختلال روانی دیگر (مانند افسردگی یا اضطراب) یا یک بیماری جسمی ایجاد شده باشد.
* ارزیابی باید شامل بررسی الگوهای تعامل، ارتباطات و رفتارهای هر دو طرف باشد.
به طور خلاصه، DSM به طور مستقیم “اختلافات زناشویی” را به عنوان یک اختلال روانی تعریف نمی کند، اما “اختلال رابطه همسر-همسر” می تواند برای توصیف مشکلاتی که در اثر اختلافات زناشویی ایجاد می شوند و منجر به ناراحتی یا اختلال در عملکرد می شوند، استفاده شود. این تشخیص به متخصصان بهداشت روان کمک می کند تا مشکلات موجود در روابط زناشویی را به طور دقیق ارزیابی کرده و درمان مناسب را ارائه دهند.




