درمان افسردگی در کودکان و بزرگسالان متفاوت است؛ چون کودک از نظر مغزی، هیجانی، زبانی، خانوادگی و اجتماعی هنوز در حال رشد است. البته اصل کلی در هر دو یکی است: تشخیص درست، کاهش علائم، بهبود عملکرد روزمره، پیشگیری از عود، و ایجاد حمایت عاطفی.
تفاوت اصلی در یک جمله
در بزرگسالان درمان بیشتر روی خودِ فرد متمرکز است؛ اما در کودکان درمان معمولاً باید همزمان روی کودک، والدین، خانواده و مدرسه متمرکز باشد.
۱. تفاوت در تشخیص
در بزرگسالان
بزرگسال معمولاً بهتر می تواند احساساتش را توضیح دهد، مثلاً بگوید:
– غمگینم
– بی انگیزه ام
– از چیزی لذت نمی برم
– ناامیدم
– افکار منفی دارم
در کودکان
کودک همیشه نمی تواند بگوید «من افسرده ام». افسردگی در کودک ممکن است بیشتر به شکل رفتار دیده شود:
– تحریک پذیری و زودرنجی
– گریه های بی دلیل
– وابستگی شدید به والدین
– دل درد یا سردرد بدون علت پزشکی روشن
– افت تحصیلی
– کم شدن بازی
– کناره گیری از دوستان
– بدخلقی، لجبازی یا پرخاشگری
– ترس از مدرسه یا مهد
– تغییر خواب و اشتها
بنابراین تشخیص در کودکان نیاز دارد از چند منبع اطلاعات گرفته شود: خود کودک، والدین، معلم، و گاهی مشاور مدرسه.
۲. تفاوت در نوع روان درمانی
درمان در بزرگسالان
در بزرگسالان روشهایی مثل این موارد رایج است:
– درمان شناختی رفتاری یا CBT
– درمان بین فردی
– درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد
– درمان روان پویشی
– آموزش مهارتهای تنظیم هیجان
– کار روی افکار منفی، روابط، تصمیمها و سبک زندگی
بزرگسال معمولاً می تواند درباره افکار و احساساتش مستقیمتر حرف بزند.
درمان در کودکان
در کودکان، مخصوصاً سنین پایینتر، درمان مستقیمِ گفتگویی همیشه کافی نیست. کودک ممکن است احساسش را بیشتر از طریق بازی، نقاشی و داستان نشان دهد.
روشهای رایجتر در کودکان:
– نقاشی درمانی و فعالیتهای خلاقانه
– CBT مخصوص کودک، با زبان ساده و تمرینهای عملی
– آموزش مهارت شناخت احساسات
– آموزش مهارت حل مسئله
– کار با والدین
– خانواده درمانی در صورت نیاز
مثلاً به جای اینکه از کودک بپرسند «افکار ناکارآمدت چیست؟»، ممکن است از او بخواهند یک هیولای غم را نقاشی کند یا داستانی درباره شخصیت ناراحت بسازد.
۳. نقش والدین در درمان کودک بسیار مهمتر است
در درمان بزرگسالان، خانواده می تواند کمک کننده باشد، اما فرد معمولاً خودش مسئول اصلی درمان است.
اما در کودک، والدین بخش اصلی درمان هستند. چون کودک برای تنظیم احساسات، امنیت، نظم روزانه و دریافت کمک به والدین وابسته است.
والدین باید یاد بگیرند:
– نشانههای افسردگی را جدی بگیرند
– کودک را تنبل، لجباز یا بی ادب خطاب نکنند
– به احساسات کودک گوش دهند
– نظم خواب، غذا، بازی و مدرسه را کمک کنند
– فشار و سرزنش را کم کنند
– محبت و حضور عاطفی بیشتری نشان دهند
– با درمانگر همکاری کنند
– در صورت وجود تنش خانوادگی، آن را کاهش دهند
گاهی اگر فقط کودک درمان شود اما فضای خانه پرتنش، بی توجه یا سرزنشگر باقی بماند، درمان کامل پیش نمی رود.
۴. مدرسه در درمان کودک نقش دارد
در بزرگسالان معمولاً محل کار یا دانشگاه ممکن است اثر داشته باشد، اما در کودکان مدرسه یکی از مهمترین محیطهای زندگی است.
برای کودک افسرده، همکاری مدرسه می تواند شامل این موارد باشد:
– توجه به افت تحصیلی
– کاهش فشار بیش از حد
– حمایت مشاور مدرسه
– کمک به ارتباط با همکلاسیها
– پیشگیری از قلدری یا طرد شدن
– دادن فرصت جبران تکالیف
– اطلاع دادن به والدین درباره تغییرات رفتاری
کودک ممکن است در خانه یک طور باشد و در مدرسه طور دیگری؛ پس اطلاعات معلم و مشاور مدرسه مهم است.
۵. دارودرمانی در کودکان محتاطانه تر است
در بزرگسالان
در افسردگی متوسط تا شدید، داروهای ضدافسردگی می توانند بخش مهمی از درمان باشند. روانپزشک بر اساس شدت علائم، سابقه فرد، بیماریهای همراه و عوارض احتمالی دارو تصمیم می گیرد.
در کودکان و نوجوانان
دارودرمانی ممکن است لازم شود، اما با احتیاط بیشتری انجام می شود. معمولاً در این موارد بررسی می شود:
– افسردگی شدید است
– روان درمانی کافی نبوده
– عملکرد کودک به شدت افت کرده
– افکار مرگ یا آسیب به خود وجود دارد
– افسردگی مزمن یا عودکننده است
دارو باید فقط زیر نظر روانپزشک کودک و نوجوان یا متخصص مربوطه باشد. والدین نباید خودسرانه دارو شروع، قطع یا کم و زیاد کنند.
۶. هدف درمان در کودکان فقط کاهش غم نیست
در بزرگسالان هم درمان فقط کاهش غم نیست، اما در کودکان به دلیل رشد روانی، هدفها گسترده ترند.
در درمان کودک افسرده، هدف این است که کودک:
– دوباره بازی و کنجکاوی پیدا کند
– احساس امنیت کند
– بتواند احساساتش را بشناسد و بیان کند
– روابطش با والدین و همسالان بهتر شود
– خواب و اشتهایش تنظیم شود
– عملکرد تحصیلی اش بهتر شود
– احساس ارزشمندی پیدا کند
– مهارت حل مسئله یاد بگیرد
– اعتماد به نفسش رشد کند
یعنی درمان کودک همزمان درمان علائم و حمایت از رشد سالم اوست.
۷. تفاوت در نحوه صحبت با فرد افسرده
با بزرگسال
می توان مستقیمتر صحبت کرد:
> «چه احساسی داری؟ چه فکرهایی بیشتر اذیتت می کند؟ چه چیزی باعث بدتر شدن حالت می شود؟»
با کودک
باید ساده تر، غیرمستقیمتر و امنتر صحبت کرد:
> «غم تو چه شکلیه؟»
> «اگر غمت رنگ داشت، چه رنگی بود؟»
> «کی بیشتر سراغت میاد؟»
> «دوست داری وقتی ناراحتی مامان/بابا چطور کمکت کنه؟»
در کودک، لحن، بازی، نقاشی و امنیت رابطه خیلی مهم است.
۸. شباهتهای درمان افسردگی در کودکان و بزرگسالان
با وجود تفاوتها، چند اصل مشترک وجود دارد:
– افسردگی ضعف شخصیت نیست
– نیاز به تشخیص درست دارد
– خواب، تغذیه و فعالیت بدنی مهمند
– حمایت عاطفی بسیار اثرگذار است
– سرزنش و تحقیر درمان را بدتر می کند
– درمان زمانبر است
– پیگیری و استمرار لازم دارد
– افکار خودکشی یا آسیب به خود باید فوری جدی گرفته شود
جمع بندی
بله، درمان افسردگی در کودکان و بزرگسالان متفاوت است. در کودکان درمان باید متناسب با سن، رشد ذهنی و توان بیان احساسات باشد و معمولاً شامل بازی درمانی، کار با والدین، تنظیم محیط خانه، همکاری مدرسه و گاهی دارودرمانی محتاطانه است. در بزرگسالان درمان بیشتر بر گفتگو، شناخت افکار، سبک زندگی، روابط، و در صورت نیاز دارو تمرکز دارد. در هر دو گروه، تشخیص تخصصی و حمایت عاطفی نقش بسیار مهمی دارد.




