نکات مشترک و متفاوت میان رویکردهای نظری درباره استرس شغلی

 نکات مشترک رویکردها

  1. وجود منبع فشار:
    همه نظریه‌ها بر این نکته تأکید دارند که استرس شغلی در اثر فشارها و الزامات شغلی (مانند حجم کار زیاد، تضاد نقش، یا کمبود منابع) ایجاد می‌ شود.
  2. ماهیت تعاملی:
    اغلب رویکردها (مانند لازاروس و فالکمن، کاراسک، و مدل تقاضا–منابع) استرس را نتیجه تعامل میان تقاضاهای محیطی و تواناییها یا منابع فردی می ‌دانند.
  3. پیامدهای چند بعدی:
    همه دیدگاه ‌ها تأکید دارند که استرس شغلی فقط روانی نیست، بلکه پیامدهای جسمانی، هیجانی، شناختی، رفتاری و سازمانی دارد.
  4. تأثیر بر عملکرد و بهره‌ وری:
    از منظر روانشناختی و اقتصادی، استرس شغلی به طور مشترک با کاهش رضایت شغلی، فرسودگی، خطاهای کاری و افت بهره ‌وری مرتبط دانسته می ‌شود.
  5. نقش واسطه‌ای ارزیابی فردی:
    چه در نظریه لازاروس و چه در مدلهای شناختی–رفتاری، تأکید بر این است که برداشت و ارزیابی فرد از فشار کاری در شدت و کیفیت استرس بسیار تعیین‌ کننده است.

    نکات متفاوت رویکرد ها

  1. سطح تحلیل:
    • نظریه ‌های روانشناختی فرد محور (مانند لازاروس و فالکمن یا هرزبرگ) بر ارزیابیهای ذهنی و نیازهای فرد تمرکز دارند.
    • مدلهای سازمانی–ساختاری (مانند کاراسک، سیگریست، کوپر و مارشال) بیشتر بر شرایط عینی محیط کار و ساختار شغلی تمرکز می‌ کنند.
    • رویکردهای اقتصادی–اجتماعی (مانند اقتصاد شادی یا نظریه تلاش–پاداش) بر پیامدهای کلان اقتصادی، عدالت اجتماعی و رفاه کارکنان تأکید دارند.
  2. نوع منبع استرس:
    • کاراسک) : تقاضا–کنترل ( سطح فشار و میزان کنترل کارگر بر کار.
    • سیگریست: ( تلاش–پاداش (عدم تناسب بین میزان تلاش و دریافت پاداش.
    • لازاروس) : فرآیندهای هیجانی و شناختی (ارزیابی اولیه و ثانویه از تهدید.
    • هرزبرگ: (عوامل انگیزشی و بهداشتی (نارضایتی ناشی از شرایط محیطی.
    • اقتصاد شادی: رفاه ذهنی و کیفیت زندگی کاری به‌ عنوان متغیر اصلی.
  3. پیامدهای مورد تأکید:
    • رویکردهای روانشناختی: سلامت روان فرد (اضطراب، افسردگی، فرسودگی).
    • رویکردهای سازمانی: عملکرد و تعهد سازمانی.
    • رویکردهای اقتصادی: بهره‌ وری، هزینه‌ های سلامت و رفاه اجتماعی.
  4. راهکارهای پیشنهادی:
    • روانشناختی: مداخلات شناختی–رفتاری، ذهن ‌آگاهی، مهارتهای مقابله‌ای.
    • سازمانی: بهبود طراحی شغل، افزایش حمایت مدیریتی، عدالت سازمانی.
    • اقتصادی: سیاستهای رفاهی، کاهش نابرابری درآمدی، سرمایه‌گذاری در سلامت شغلی.

جمع ‌بندی

به طور کلی، نقطه اشتراک نظریه‌ها این است که استرس شغلی پدیده‌ای چند بعدی، تعاملی و تأثیرگذار بر فرد و سازمان است.
اما تفاوت اصلی آن‌ها در سطح تحلیل (فردی–سازمانی–اجتماعی–اقتصادی)، نوع منبع استرس و نوع پیامدهای مورد تأکید است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

//
تیم پشتیبانی ما اینجا هستند تا به سوالات شما پاسخ دهند. لطفا نظر خود را با ما به اشتراک بگذارید.
👋 سلام، چطور می توانیم کمک تان کنیم؟
به بالا بروید