یک چرخه ساده افسردگی
می شود اینطور دید:
رویداد:
– امروز نتوانستم کارم را انجام بدهم
فکر:
– من به درد نخورم
احساس:
– غم، ناامیدی، شرم
رفتار:
– کناره گیری، خوابیدن، عقب انداختن کارها
نتیجه:
– عملکرد بدتر می شود
و بعد این نتیجه، فکر اول را تقویت می کند.
شناخت درمانی این چرخه را از چند نقطه می شکند.
چقدر مؤثر است
پژوهشها نشان می دهند شناخت درمانی:
– برای افسردگی خفیف تا متوسط بسیار مؤثر است
– برای افسردگی شدید معمولاً همراه دارو بهتر جواب می دهد
– خطر عود را هم کاهش می دهد، چون فرد مهارت یاد می گیرد، نه فقط تسکین موقت
مزیت مهمش این است که فرد فقط حالش بهتر نمی شود؛ یاد می گیرد وقتی دوباره ذهنش به سمت افکار افسرده وار رفت، آنها را زودتر تشخیص دهد.
محدودیتها
شناخت درمانی درمان جادویی نیست.
در بعضی وضعیتها به تنهایی کافی نیست:
– افسردگی بسیار شدید
– افکار خودکشی
– کندی روانی حرکتی شدید
– علائم روانپریشانه
– اختلال دوقطبی
– مشکلات هورمونی یا جسمی درمان نشده مثل کم کاری تیروئید
در این موارد ارزیابی روانپزشکی و گاهی دارو ضروری است.
خلاصه
شناخت درمانی برای افسردگی یعنی:
– شناسایی افکار خودکار منفی
– پیدا کردن خطاهای شناختی
– ساختن تفسیرهای واقع بینانه تر
– و تغییر رفتارهایی که افسردگی را تداوم می دهند
یعنی هدفش «مثبت اندیشی کور» نیست؛
هدفش «واقع بینی درمانگرانه» است.




