دانشمندانی که در مورد خواب و رویا کار کردند
بسیاری از دانشمندان و محققان در زمینه های مختلف به بررسی خواب و رویا پرداخته اند. در اینجا به چند تن از برجسته ترین آنها اشاره می کنم:
۱.روزالیند کارترایت: کارترایت، محقق خواب، در کتاب خود “ذهن بیست و چهار ساعته” به بررسی نقش خواب و رویا در زندگی عاطفی انسان پرداخته است. او معتقد بود که رویاها می توانند به تنظیم احساسات منفی و بهبود علائم افسردگی کمک کنند.
روزالیند کارترایت، محقق برجسته خواب، نظریات جالبی درباره خواب و رویا دارد. او در کتاب خود “ذهن بیست و چهار ساعته: نقش خواب و رویا در زندگی عاطفی ما” به بررسی نقش رویاها در تنظیم احساسات و بهبود علائم افسردگی پرداخته است. کارترایت معتقد بود که رویاها بسیار بیشتر از سرگرمی ناخودآگاه عمل می کنند و می توانند به عنوان یک راه طبیعی برای پردازش و تنظیم احساسات منفی مورد استفاده قرار گیرند.
او بر این باور بود که وقتی تجربه های نگران کننده بیداری در خواب دوباره فعال می شوند و به مرحله خواب REM منتقل می شوند، شبکهای از تداعی های قدیمی تر تحریک می شود و به عنوان دنباله ای از تصاویر ترکیبی که ما تجربه می کنیم، نمایش داده می شود. این فرآیند به اصلاح شبکه خاطرات عاطفی کمک می کند و تصویر سازمانی ما از “چه کسی هستم و چه چیزی برای من خوب است و چه چیزی نیست” را به روز می کند. به این ترتیب، رویا دیدن بار عاطفی واقعه را پراکنده می کند و فرد را برای بیدار شدن با دید مثبت تری آماده می کند.
۲.جورج همفری و الیور زنگویل: این دو دانشمند در سال ۱۹۵۱ مشاهدات اولیه ای در مورد علوم اعصاب رویاها گزارش کردند. آنها به بررسی مواردی از آسیب مغزی پرداختند که منجر به قطع کامل یا تقریباً کامل خواب دیدن شده بود و به ارتباط بین تصویرسازی بصری و توانایی خواب دیدن اشاره کردند.
این دو دانشمند دریافتند که هر دو بیمار به نواحی جداری خلفی (قشر posterior parietal) آسیب دیده بودند که یکی از آنها عمدتاً در سمت چپ ناحیه جداری-پس سری (parieto-occipital) قرار داشت.
این مشاهدات نشان داد که آسیب به این نواحی مغزی می تواند منجر به کاهش یا قطع کامل توانایی خواب دیدن شود. بیماران گزارش کردند که تصاویر بصری که در خواب می بینند کم نور و به سختی قابل مشاهده است. این یافته ها به ارتباط بین تصویرسازی بصری و توانایی خواب دیدن اشاره داشت و ایده های اولیه ای در مورد مولفه های عصبی رویا ارائه داد.
۳.محققان دانشگاه کالیفرنیا، سانفرانسیسکو: مطالعهای جدید نشان داده است که حرکت سریع چشمها در خواب (REM) به مواردی در رویا که مغز ایجاد کرده است، مرتبط است. این یافته ها به درک بهتر نحوه رویا دیدن و عملکرد تخیلات ما کمک می کند.
مطالعه ای که دانشگاه کالیفرنیا انجام داد چیست؟
مطالعه ای که توسط محققان دانشگاه کالیفرنیا، سانفرانسیسکو انجام شد، به بررسی حرکت چشمها در طول خواب و ارتباط آن با رویاها پرداخته است. این مطالعه نشان داد که وقتی چشمان ما در طول خواب با سرعت حرکت می کنند (مرحله خواب REM)، به مواردی در رویا که مغزمان ایجاد کرده است، خیره شده ایم. این یافته ها به درک بهتر نحوه رویا دیدن و عملکرد تخیلات ما کمک می کند.
محققان دریافتند که حرکات چشم در طول خواب REM تصادفی نیستند و با آنچه در دنیای رویا رخ می دهد، هماهنگ هستند. این مطالعه نشان داد که جهت حرکات چشم و قطب نمای داخلی مغز در طول خواب REM دقیقاً در یک راستا قرار دارند، درست مانند زمانی که فرد بیدار و در حال حرکت است.
این یافته ها به ما کمک می کنند تا فرآیندهای شناختی در حال انجام در مغز در طول خواب را بهتر درک کنیم و همچنین معمایی را حل می کنند که کنجکاوی دانشمندان را برای دهه ها برانگیخته بود.
۴. جی ویلیام دامهوف: دامهوف، روانشناس و علم شناس آمریکایی، تحقیقات گسترده ای در مورد روانشناسی خواب و رویا انجام داده است. او تحلیل محتوای رویا را با تکنیکهای تصویربرداری مغزی و الکتروانسفالوگرام ترکیب می کند. دامهوف معتقد است که دیدن رویا شبیه به رویاپردازی هایی است که اکثر مردم در زندگی بیداری خود تجربه می کنند.
دامهوف در کتاب “ظهور رویاپردازی” به بررسی چگونگی و چرایی رویاها پرداخته است. او بر این باور است که رویاها بازتابی از فعالیتهای ذهنی و شناختی ما هستند و می توانند به ما کمک کنند تا به درک بهتری از فرآیندهای ذهنی خود برسیم. او همچنین به اهمیت رویاها در تنظیم احساسات و بهبود علائم افسردگی اشاره کرده است.
دامهوف معتقد است که رویاها می توانند به عنوان یک ابزار برای بررسی و تحلیل ناخودآگاه و شناخت عمیقتر از خود مورد استفاده قرار گیرند. او همچنین به بررسی نقش رویاها در فرآیند خلاقیت و هنر پرداخته و معتقد است که رویاها می توانند منبع الهام برای هنرمندان و نویسندگان باشند.
۵. آنتونیو زادرا: زادرا، استاد دانشگاه مونترال کانادا و محقق در مرکز تحقیقات پیشرفته در پزشکی خواب، در زمینه مطالعه کابوس، رویاهای تکرار شونده و رویاهای شفاف تخصص دارد. او نویسنده کتاب “وقتی مغزها خواب می بینند” است و به بررسی نقش رویاها در تنظیم احساسات و بهبود علائم افسردگی پرداخته است.
زادرا معتقد است که یکی از بزرگترین چالشها در پژوهش رویاها این است که ما نمی توانیم خواب را به شکلی مستقیم مورد بررسی قرار دهیم. او می گوید که آنچه ما مطالعه می کنیم، گزارشهایی است که افراد از رویاهای خود ارائه می دهند یا چیزهایی است که در مورد آن نوشته اند.
زادرا همچنین به این نکته اشاره می کند که رویاها در مراحل مختلف خواب رخ می دهند و اینکه چه بخشهایی از مغز در طول این مراحل فعال هستند، بسیار متفاوت است. او معتقد است که رویاها می توانند به ما کمک کنند تا به درک بهتری از فرآیندهای ذهنی و شناختی خود برسیم و به تنظیم احساسات منفی و بهبود علائم افسردگی کمک کنند.




