رفتن به محتوا

تأثیر رویکرد شناختی ـ رفتاری در حل مسئله قهر

  • ۶ دقیقه مطالعه
  • ۴۳ بازدید
تأثیر رویکرد شناختی ـ رفتاری در حل مسئله قهر

مقدمه

زوج‌ درمانی و خانواده‌ درمانی شناختی ـ رفتاری (CBFT) که بر پایه اصول نظریه شناختی بک و الگوهای یادگیری رفتاری بنا شده است، از روشمندترین و تجربی‌ترین الگوها در تبیین و درمان آشفتگی‌های زناشویی به شمار می ‌رود (Beck, 1988; Epstein & Baucom, 2002). در این رویکرد، تعارضات بین‌فردی محصول تعامل سه‌گانه میان شناخت‌ها (باورها، انتظارات و خطاهای شناختی)، هیجانات (خشم، ناکامی و اضطراب) و رفتارهای آموخته‌شده یا تقویت‌شده است (Dattilio, 2010).

از منظر شناختی ـ رفتاری، قهر صرفاً یک حالت انفعالی یا هیجانی نیست، بلکه یک رفتار کلامی گریز، پاداش گیرنده و توأم با الگوهای فکری تحریف شده است که با هدف تنبیه طرف مقابل، اجتناب از تنش یا اجبار همسر به تسلیم انجام می‌شود (Baucom et al., 2020). هنگامی که ادراکات سوگیرانه بر ذهن حاکم می‌شوند، فرد رفتار همسر را خصمانه یا غیرقابل تغییر ارزیابی کرده و قهر را به عنوان تنها راهکار دفاعی موثر می‌پندارد. هدف رویکرد شناختی ـ رفتاری، شناسایی و بازسازی تحریف‌های فکری، توقف تقویت های نامناسب رفتاری، و آموزش مهارتهای ابراز وجود، ارتباط کلامی و حل مسئله برای ریشه‌کنی قهر است (Epstein & Baucom, 2002).

 تبیین شناختی از ریشه‌ها و عوامل نگهدارنده قهر

رویکرد شناختی ـ رفتاری نشان می‌دهد که چگونه ساختارهای فکری معیوب بستر شکل‌گیری و تداوم قهر را می‌سازند:

الف) خطاهای شناختی شایع در زمان قهر:

ذهن‌خوانی: فرد قهرکننده فرض می‌کند که از نیت باطنی همسرش کاملاً آگاه است؛ مانند: «او عمداً این حرف را زد تا مرا خرد کند، پس لزومی ندارد با او حرف بزنم» (Beck, 1988).

انتظار ذهن‌خوانی متقابل: این باور غیرمنطقی که همسر باید بدون بیان کلامی بداند علت دلخوری چیست؛ مانند: «اگر دوستم داشت، خودش می‌فهمید چرا سکوت کرده‌ام و نباید توضیح بدهم».

تفکر همه یا هیچ: ارزیابی صفر و صدی رابطه که به محض بروز یک اختلاف، کل پیوند زناشویی را ناموفق تلقی کرده و ادامه گفت‌وگو را بی‌فایده می‌داند.

بزرگ‌نمایی و فاجعه‌سازی: کوچک‌ترین اختلاف به عنوان فاجعه‌ای جبران‌ناپذیر تعبیر شده و گفت‌وگو درباره آن غیرممکن ارزیابی می‌شود (Dattilio, 2010).

ب) اسنادها و نسبت‌دهی‌های معیوب:

فردی که به قهر روی می‌آورد، معمولاً رفتارهای منفی همسر را به عوامل درونی، پایدار و عمومی نسبت می‌دهد (مانند: «او ذاتاً خودخواه است و هرگز درست نمی‌شود») و رفتارهای مثبت او را تصادفی یا مصلحتی می‌داند. این نوع اسناددهی، امید به گفت‌وگو را خاموش کرده و قهر را منطقی جلوه می‌دهد (Epstein & Baucom, 2002).

ج) فرضیه‌ها و باورهای استاندارد غیرواقع‌بینانه:

وجود باورهایی مانند: «در یک زندگی خوب هرگز نباید تعارض پیش بیاید» یا «اگر کسی اشتباه کرد باید با بی‌محلی مجازات شود تا بفهمد» باعث می‌شود افراد قهر را ابزاری مشروع برای تربیت یا تأدیب طرف مقابل بدانند (Baucom et al., 2020).

تحلیل رفتاری و کارکردی پدیده قهر

در بُعد رفتاری، قهر رفتاری است که از طریق سازوکارهای تقویت حفظ می‌شود:

تقویت منفی: فرد با قهر کردن از یک بحث ناخوشایند، مواجهه با خطای خود یا اضطراب مشاجره فرار می‌کند. کاهش موقت تنش، رفتار قهر را برای دفعات بعد تقویت می‌کند.

تقویت مثبت: طرف مقابل برای پایان دادن به فضای سرد خانه، عذرخواهی می‌کند، امتیاز می‌دهد یا از خواسته‌اش عقب‌نشینی می‌کند. این تسلیم‌شدن به فرد قهرکننده پاداش می‌دهد و اثربخشی قهر به عنوان اهرم فشار را تثبیت می‌کند (Jacobson & Margolin, 1979).

فقدان رفتارهای جایگزین: در بسیاری از موارد، قهر به دلیل نقص در مهارت‌های قاطعیت، تنظیم هیجان و گفت‌وگوی سازنده بروز می‌کند؛ یعنی فرد روش دیگری برای اعلام ناراحتی بلد نیست (Epstein & Baucom, 2002).

فنون شناختی در درمان قهر

الف) ثبت افکار خودآیند و بازسازی شناختی:

مراجعان یاد می‌گیرند افکار اتوماتیکی را که دقیقاً پیش از فرو رفتن در سکوت از ذهنشان می‌گذرد شناسایی کنند. درمانگر به آن‌ها آموزش می‌دهد با طرح پرسش‌های سقراطی، اعتبار این افکار را به چالش بکشند؛ برای نمونه: «چه شواهدی داری که همسرت عمداً قصد آزار تو را داشته است؟» و «سکوت کردن چه هزینه‌ها و فوایدی برای رابطه‌تان داشته است؟» (Beck, 1988).

ب) بازنگری اسنادها:

هدایت مراجعان به سمت اسنادهای واقع‌بینانه‌تر؛ تبدیل گزاره‌های کلی و سرزنش‌گرانه به متغیرهای موقعیتی و قابل‌حل؛ مانند تغییر «او هیچ اهمیتی به من نمی‌دهد» به «او خسته بود و نتوانست در آن لحظه به حرف من گوش دهد» (Dattilio, 2010).

ج) شناسایی و اصلاح باورهای طرح‌واره‌ای:

بررسی طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه (نظیر اطاعت، محرومیت هیجانی یا استحقاق) که زیربنای واکنش‌های لجاجت‌آمیز و قهر هستند و بازنویسی این باورها در قالب توافق‌های انعطاف‌پذیر زناشویی (Baucom et al., 2020).

فنون رفتاری در درمان قهر

الف) آموزش مهارت‌های ارتباطی و ابراز وجود:

آموزش تفاوت میان رفتار منفعلانه (قهر)، رفتار پرخاشگرانه (حمله کلامی) و رفتار جرئت‌مندانه. مراجعان یاد می‌گیرند از پیام‌های مبتنی بر خود، بیان صریح تقاضا و گوش‌دادن فعال استفاده کنند تا ناراحتی به جای پنهان شدن پشت سکوت، با واژه‌ها بیان شود (Epstein & Baucom, 2002).

ب) آموزش پروتکل توقف تنش و حل مسئله:

به جای قهر نامحدود و فرسایشی، قاعده‌ای رفتاری موسوم به زمان استراحت شناختی وضع می‌شود: هر یک از طرفین که احساس برانگیختگی شدید کرد، با علامتی مشخص درخواست وقفه ۲۰ دقیقه‌ای برای آرام‌سازی فیزیولوژیک می‌کند و هر دو متعهد می‌شوند راس زمان تعیین‌شده برای مذاکره بازگردند (Jacobson & Margolin, 1979).

ج) قراردادهای رفتاری و کنترل وابستگی‌ها:

تنظیم قواعد مشخص برای شکستن تقویت قهر؛ به همسر طرف قهرکننده آموزش داده می‌شود که به باج‌خواهی عاطفی و سکوت پاسخ ندهد (حذف تقویت مثبت) و در عوض، گفت‌وگوی مستقیم و حل مسئله را با توجه و بازخورد مثبت تقویت کند (Dattilio, 2010).

نتیجه‌گیری

رویکرد شناختی ـ رفتاری، قهر را ترکیبی از سوگیری‌های شناختی (نظیر ذهن‌خوانی، فاجعه‌سازی و اسنادهای خصمانه) و الگوهای رفتاری تقویت‌شده (جهت اجتناب یا کنترل‌گری) تبیین می‌کند. این درمان با استفاده از ابزارهای بازسازی شناختی، مراجعان را از دام خطاهای فکری خارج ساخته و با آموزش مهارت‌های ابراز وجود، مدیریت خشم و حل ساختاریافته تعارض، قهر را از یک راه‌حل پنداری به رفتاری غیرضروری تبدیل می‌کند. با جایگزینی شناخت‌های واقع‌بینانه و مهارت‌های کلامی مستقیم، چرخه باطل سکوت شکسته شده و کارآمدی ارتباطی زوجین احیا می‌گردد.

منابع

Baucom, B. R. W., Baucom, D. H., & Christensen, A. (2020). Couple therapy. In Principles and practice of sex therapy (6th ed., pp. 312–۳۳۵). Guilford Press.

Beck, A. T. (1988). Love is never enough: How couples can overcome misunderstandings, resolve conflicts, and solve relationship problems through cognitive therapy. Harper & Row.

Dattilio, F. M. (2010). Cognitive-behavioral therapy with couples and families: A comprehensive guide for clinicians. Guilford Press.

Epstein, N. B., & Baucom, D. H. (2002). Enhanced cognitive-behavioral therapy for couples: A contextual approach. American Psychological Association. https://doi.org/10.1037/10481-000

Jacobson, N. S., & Margolin, G. (1979). Marital therapy: Strategies based on social learning and behavior exchange principles. Brunner/Mazel.

گفت‌وگو

برای نوشتن دیدگاه وارد شوید. ثبت‌نام لازم نیست — با حساب گوگل در یک ثانیه وارد می‌شوید.

ورود با گوگل
مقاله بعدی تأثیر زوج‌ درمانی رفتاری تلفیقی در حل…