تأثیر زوج درمانی هیجان مدار در حل مسئله قهر

مقدمه
زوجدرمانی هیجانمدار که توسط سو جانسن و لز گرینبرگ پایهگذاری شده، یکی از معتبرترین و تجربیترین الگوهای درمانی در زمینه حل تعارضات زناشویی است (Johnson, 2004). این رویکرد با تلفیق نظریه دلبستگی جان بالبی، نظریه سامانهها و رویکرد انسانگرایانه راجرز، ریشه آشفتگیهای شدید رابطهای را در تهدید پیوند ایمن دلبستگی جستجو میکند (Bowlby, 1988; Johnson, 2019).
از دیدگاه زوج درمانی هیجان مدار، رفتارهایی مانند قهر، دیوارکشی، سکوت سنگین و فاصله گرفتن، صرفاً واکنشهای منطقی یا ترفندهایی ارتباطی نیستند؛ بلکه پاسخهای دفاعی ناامیدانهای به حس ناامنی، ترس از طرد شدن، بیارزشی یا درماندگی هیجانی به شمار میروند (Greenberg & Goldman, 2008). هنگامی که یکی از زوجین قهر میکند، در لایه پنهان خود در حال مخابره پیام خطری درباره از دست رفتن صمیمیت و پناهگاه امن دلبستگی است. هدف این رویکرد، بازسازی پیوند عاطفی، شناسایی نیازهای اصیل دلبستگی، بیان آسیبپذیریهای زیربنایی و تبدیل چرخههای معیوب کنارهگیری به تعاملاتی ایمن و پاسخگو است (Johnson, 2008).
تبیین هیجانمدار از پدیده قهر و فاصله عاطفی
در زوجدرمانی هیجانمدار، پدیده قهر از طریق مفاهیم بنیادین زیر تبیین میشود:
الف) قهر به عنوان الگوی کنارهگیری: در مدل دلبستگی بزرگسالان، افراد در هنگام احساس ناامنی در رابطه یا به تعقیبکننده هیجانی تبدیل میشوند (انتقاد، داد زدن، پیگیری مداوم) یا به کنارهگیرنده تبدیل میشوند (قهر، بستن درها، فرار از بحث). فرد قهرکننده معمولاً فردی کنارهگیرنده است که وقتی حجم اضطراب، سرزنش یا احساس بیکفایتی از آستانه تحملش فراتر میرود، پشت دیوار سکوت پناه میگیرد تا خود را آرام کند یا مانع ویرانی بیشتر رابطه شود (Johnson, 2004).
ب) هیجانات اولیه در برابر هیجانات ثانویه: هیجانمدارها میان دو نوع هیجان تفاوت قائل میشوند. هیجانات ثانویه، واکنشهای بیرونی و محافظتی هستند؛ مانند خشم، لجاجت، سردی و بیاعتنایی آشکار در زمان قهر. در مقابل، هیجانات اولیه، عواطف اصیل و زیربنایی هستند که زیر این پوسته سرد پنهان شدهاند؛ احساساتی مانند هراس عمیق از نادیده گرفته شدن، تنهایی، شرم، حس ناامنی و ترس از فروپاشی پیوند (Greenberg, 2015). قهر نتیجه مسدود شدن مسیر بیان هیجانات اولیه است.
ج) چرخه تعاملی منفی تعقیب کننده و کناره گیرنده: قهر همواره در یک رقص دونفره رخ میدهد. یک طرف پیوسته شکایت و اصرار میکند و طرف دیگر با قهر و خاموشی پاسخ میدهد. هر چه کنارهگیر بیشتر قهر میکند، تعقیبکننده مضطربتر و خشمگینتر میشود؛ و هر چه تعقیبکننده بیشتر فشار میآورد، تمایل کنارهگیر به سکوت و عقبنشینی بیشتر میگردد. این چرخه منفی به دشمن شماره یک رابطه تبدیل میشود (Johnson, 2019).
مراحل سهگانه درمان در مواجهه با قهر
فرایند زوجدرمانی هیجانمدار در سه مرحله مشخص برای باز کردن گره قهر پیش میرود:
مرحله اول: سنجش و تنشزدایی از چرخه معیوب
گام یک: شناسایی مسائلی که به عنوان جرقه قهر عمل میکنند.
گام دو: شفافسازی چرخه منفی و نشان دادن این واقعیت که قهر و انتقاد دو لبه یک قیچی هستند که رابطه را تهدید میکنند. در این گام چرخه منفی به عنوان مقصر اصلی معرفی میشود، نه خود اشخاص.
گام سه: دستیابی به هیجانات دلبستگی پردازشنشدهای که زیر قهر پنهان ماندهاند. فرد کشف میکند که قهرش ناشی از احساس پوچی و ترس از اشتباه کردن است.
گام چهارم: بازتعریف تعارض بر اساس نیازهای دلبستگی؛ درک اینکه قهر تلاشی برای زنده ماندن در میان طوفان تنش بوده است، نه بیتفاوتی محض (Johnson, 2004).
مرحله دوم: بازسازی تعاملات و موقعیتهای دلبستگی
در این مرحله دو دگرگونی عاطفی عمیق شکل میگیرد که ریشه قهر را برای همیشه خشک میکند:
تعامل دوباره کنارهگیرنده: فرد قهرکننده یاد میگیرد از پشت دیوار سکوت بیرون بیاید، اضطراب و درماندگی خود را بدون فرار و قهر به زبان بیاورد و در لحظات پرفشار در کنار همسرش حضور عاطفی داشته باشد (Johnson, 2008).
نرمشدن تعقیبکننده: طرف مقابل با دیدن شکنندگی و رنج زیربنایی فرد قهرکننده، ادبیات سرزنشگرانه خود را تعدیل میکند و دست از حملات هیجانی برمیدارد.
مرحله سوم: تحکیم و یکپارچهسازی
یافتن راهحلهای پایدار برای مشکلات واقعی روزمره بدون بازگشت به الگوهای دفاعی کهنه و شکلگیری روایت جدیدی از رابطه مبتنی بر امنیت و دسترسپذیری عاطفی (Greenberg & Goldman, 2008).
فنون درمانی رویکرد هیجانمدار برای پایان دادن به قهر
الف) بازتاب و اعتباربخشی هیجانی: درمانگر احساسات فردی را که قهر کرده یا از قهر همسرش به ستوه آمده، بدون قضاوت میشنود و به رنج پنهان هر دو صحه میگذارد تا فضای امن برای سخن گفتن فراهم شود.
ب) بسط و تعمیق عواطف: کمک به فرد برای کشف حسهای بدنی و افکار خاموشی که هنگام قهر تجربه میکند؛ تبدیل حس گنگ کلافگی به کلماتی مثل احساس تنهایی و طردشدگی (Johnson, 2019).
ج) اجرای مستقیم بازسازی تعاملی: درمانگر زوجین را هدایت میکند که در جلسه درمان، آسیبپذیری خود را مستقیماً به یکدیگر ابراز کنند؛ برای مثال به فرد کنارهگیر میگوید: «آیا میتوانی رو به همسرت کنی و به او بگویی وقتی داد میزنی آنقدر حس ناتوانی و ناامنی میکنم که چارهای جز رفتن در لاک خود و سکوت نمیبینم؟»
د) بیرونیسازی چرخه منفی: جدا کردن مشکل قهر از هویت فرد؛ چرخه قهر و سرزنش به عنوان عاملی ثالث تلقی میشود که هر دو نفر را به دام انداخته و هر دو باید دوشادوش یکدیگر با آن مبارزه کنند (Greenberg, 2015).
نتیجهگیری
در زوجدرمانی هیجانمدار، قهر فراتر از یک مانع رفتاری ساده تلقی میشود و به عنوان واکنشی ناامیدانه به تهدید دلبستگی و فقدان امنیت عاطفی مورد بررسی قرار میگیرد. با دگرگون ساختن هیجانات اولیه، خارج کردن فرد قهرکننده از انزوا و فراهم آوردن بستری امن برای بیان نیازهای دلبستگی بدون ترس از سرزنش، دیوار سکوت فرو میریزد. این درمان با جایگزین کردن پاسخگویی، دسترسپذیری و درگیری عاطفی به جای الگوهای فاصله و گریز، زوجین را قادر میسازد در لحظات تعارض با صراحت و پیوند عاطفی عمیق در کنار یکدیگر باقی بمانند.
منابع
Bowlby, J. (1988). A secure base: Parent-child attachment and healthy human development. Basic Books.
Greenberg, L. S. (2015). Emotion-focused therapy: Coaching clients to work through their feelings (2nd ed.). American Psychological Association. https://doi.org/10.1037/14692-000
Greenberg, L. S., & Goldman, R. N. (2008). Emotion-focused couples therapy: The dynamics of emotion, love, and power. American Psychological Association. https://doi.org/10.1037/11750-000
Johnson, S. M. (2004). The practice of emotionally focused couple therapy: Creating connection (2nd ed.). Brunner-Routledge.
Johnson, S. M. (2008). Hold me tight: Seven conversations for a lifetime of love. Little, Brown and Company.
Johnson, S. M. (2019). Attachment theory in practice: Emotionally focused therapy (EFT) with individuals, couples, and families. Guilford Press.





گفتوگو
برای نوشتن دیدگاه وارد شوید. ثبتنام لازم نیست — با حساب گوگل در یک ثانیه وارد میشوید.
ورود با گوگل