شناخت درمانی-رفتاری برای درمان کودکان افسرده

درمان شناختی‑رفتاری برای کودکان افسرده[۱] یکی از روشهای مؤثر و رایج روان‌ درمانی است که برای سن کودک ساده ‌سازی و عملیتر می ‌شود. هدف آن کمک به کودک است تا افکار منفی، احساسات ناراحت ‌کننده و رفتارهای ناسالم را بشناسد و به تدریج تغییر دهد.

در افسردگی معمولاً سه چیز به هم مرتبط هستند:

– فکرها (مثل «من خوب نیستم»)

– احساسات (غم، ناامیدی، خجالت)

– رفتارها (کناره ‌گیری، بازی نکردن، بی ‌انگیزگی)

در CBT به کودک کمک می ‌شود بفهمد که فکر، احساس و رفتار روی هم اثر می ‌گذارند و با تغییر یکی از آنها می ‌توان بقیه را هم بهتر کرد.

اصول اصلی CBT برای کودکان افسرده

۱. آموزش شناخت احساسات

اولین قدم این است که کودک بتواند احساسات خود را بشناسد و نامگذاری کند.

در درمانگر ممکن است از این روشها استفاده کند:

– کارتهای احساسات

– نقاشی چهره‌ های مختلف

– داستان یا شخصیتهای خیالی

– بازیهای نقش‌ آفرینی

مثلاً از کودک پرسیده می‌ شود:

– وقتی ناراحت می ‌شوی بدنت چه حسی دارد؟

– وقتی خوشحال می‌ شوی چه اتفاقی می‌ افتد؟

– اگر غمت یک رنگ داشت چه رنگی بود؟

این کار کمک می‌ کند کودک بین احساسات مختلف فرق بگذارد.

۲. شناسایی افکار منفی

کودکان افسرده معمولاً افکار منفی درباره خود، دنیا یا آینده دارند، مثل:

– «من بد هستم.»

– «هیچ‌ کس مرا دوست ندارد.»

– «من همیشه خراب می‌ کنم.»

– «هیچ چیز بهتر نمی ‌شود.»

در CBT کودک یاد می ‌گیرد این افکار را تشخیص دهد.

گاهی به این افکار گفته می ‌شود:

– «فکر های غمگین»

– «فکر های تقلبی»

– «صدای منتقد درونی»

برای کودک معمولاً از مثالهای ساده استفاده می ‌شود.

۳-بررسی درست یا نادرست بودن فکر

بعد از شناسایی فکر منفی، کودک یاد می ‌گیرد آن را بررسی کند.

مثلاً درمانگر ممکن است بپرسد:

– آیا همیشه این اتفاق می ‌افتد؟

– آیا مدرکی برای این فکر داری؟

– آیا مثالهایی هست که خلاف آن را نشان دهد؟

– اگر دوستت چنین فکری داشت، چه می ‌گفتی؟

هدف این نیست که کودک مجبور شود مثبت فکر کند؛ هدف این است که فکرها واقع بینانه تر شوند.

مثال: فکر اولیه  > «هیچ ‌کس من را دوست ندارد.»

فکر واقع ‌بینانه‌ تر  > «بعضی وقتها احساس تنهایی می ‌کنم، اما چند نفر هستند که به من اهمیت می ‌دهند.

۴-جایگزین کردن افکار سالمتر

وقتی فکرهای غیرواقعی شناخته شدند، کودک یاد می ‌گیرد فکرهای کمک‌ کننده ‌تر بسازد.

مثلاً:

– «اشتباه کردم، اما می ‌توانم دوباره تلاش کنم.»

– «همه آدمها گاهی اشتباه می‌ کنند.»

– «این احساس همیشه نمی ‌ماند.»

– «می ‌توانم از کسی کمک بگیرم.»

برای کودک گاهی این کار به شکل کارتهای فکر مفید انجام می ‌شود که کودک آنها را حفظ یا همراه خود نگه می ‌دارد.

۵- فعال ‌سازی رفتاری

در افسردگی، کودکان معمولاً فعالیتهایی را که قبلاً دوست داشتند کمتر انجام می‌ دهند.

CBT تلاش می ‌کند کودک را به تدریج دوباره فعال کند.

مثلاً:

– بازی با دوستان

– نقاشی

– ورزش سبک

– فعالیتهای خلاقانه

– کمک در کارهای ساده خانه

– شرکت در فعالیت مدرسه

فعالیتها معمولاً کوچک و تدریجی انتخاب می ‌شوند تا کودک احساس موفقیت کند.

۶. آموزش مهارت حل مسئله

کودکان افسرده گاهی احساس می‌ کنند هیچ راهی برای مشکلات وجود ندارد.

در CBT به آنها یک روش ساده آموزش داده می‌ شود:

  1. مشکل را مشخص کن
  2. چند راه‌ حل فکر کن
  3. بهترین راه‌ حل را انتخاب کن
  4. آن را امتحان کن
  5. ببین نتیجه چه شد

این کار به کودک احساس کنترل و توانمندی می ‌دهد.

۷. آموزش مهارتهای آرام ‌سازی

برای کاهش اضطراب و تنش، مهارتهایی آموزش داده می ‌شود، مثل:

– نفس عمیق

– آرام‌ سازی عضلات

– تصور مکان آرام

– تمرکز روی بدن یا تنفس

این مهارتها کمک می ‌کنند کودک وقتی احساسات شدید دارد، بهتر آنها را مدیریت کند.

[۱] CBT for Children

دیدگاه‌ خود را بنویسید

//
تیم پشتیبانی ما اینجا هستند تا به سوالات شما پاسخ دهند. لطفا نظر خود را با ما به اشتراک بگذارید.
👋 سلام، چطور می توانیم کمک تان کنیم؟
به بالا بروید