تأثیر خانواده درمانی بوئنی در حل مسئله قهر

مقدمه
نظریه سامانههای خانواده موری بوئن، از اثرگذارترین دیدگاهها در رواندرمانی سیستمی است که ریشه تعارضها و رفتارهای ناکارآمد را در اضطراب مزمن خانوادگی، واکنشپذیری هیجانی و الگوهای چندنسلی بررسی میکند (Bowen, 1978). در دیدگاه بوئنی، پدیدههایی نظیر قهر، سکوت سنگین و فاصله گرفتن از رابطه، صرفاً یک کنش ارادی یا واکنشی سطحی نیستند، بلکه نشانهای از افت تفکیک خویشتن و سازوکاری دفاعی برای مهار اضطراب فراگیر در نظام عاطفی خانواده به شمار میروند (Kerr & Bowen, 1988).
هنگامی که تنش روانی میان اعضا افزایش مییابد و افراد ظرفیت اندکی برای تحمل تفاوت عقیده یا استقلال عاطفی دارند، نظام خانواده به سمت الگوهای واکنشی حرکت می کند. قهر در این چهارچوب، نمونهای آشکار از بریدگی عاطفی یا تلاش برای فرار از هم آمیختگی هیجانی است. هدف خانواده درمانی بوئنی، افزایش سطح تمایزیافتگی اعضا، کاهش واکنش پذیری هیجانی، مثلث زدایی و بازیابی ارتباط مؤثر بدون حل شدن در هیجانات جمعی خانواده است (Nichols & Davis, 2020).
تبیین بوئنی از ریشههای قهر
در نظریه بوئن، مفاهیم کلیدی وجود دارند که ماهیت قهر و تداوم آن را در روابط خانوادگی روشن میسازند:
الف) تفکیک پایین خویشتن: افرادی که سطح پایینی از تمایزیافتگی دارند، نمیتوانند میان کارکرد تفکر و هیجان خود تفکیک قائل شوند. این افراد در برابر رفتارهای دیگران بهسرعت دچار برانگیختگی عاطفی میشوند و توانایی حفظ فردیت خود را در رابطه صمیمانه از دست میدهند. بنابراین، در مواجهه با کوچکترین مخالفت یا دلخوری، به جای تأمل منطقی و گفتگو، با هیجانزدگی به رفتارهایی مانند پرخاشگری یا قهر و بریدگی متوسل میشوند (Bowen, 1978).
ب) بریدگی عاطفی: یکی از واکنشهای اصلی به اضطراب مهار نشده، قطع ارتباط روانی یا فیزیکی با دیگران است. قهر در حقیقت شکل موقت یا مکرری از بریدگی عاطفی است؛ فرد به جای روبرو شدن بالغانه با تعارض، وانمود میکند رابطه وجود ندارد یا با دیوار سکوت خود را ایمن نگه میدارد، در حالی که در پس این سکوت، اضطراب و وابستگی عاطفی بالایی نهفته است (Kerr & Bowen, 1988).
ج) فرایند انتقال چندنسلی: شیوههای تعامل با اضطراب و تعارض از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند. فردی که در خانواده اصلی خود شاهد بوده است والدین در زمان تنش هفتهها با یکدیگر سخن نمیگویند یا از قهر به عنوان سلاحی برای مهار دیگران استفاده میکنند، این الگو را به عنوان شیوهای تثبیتشده برای مدیریت روابط به زندگی مشترک خود منتقل میکند (Papero, 1990).
مثلثسازی در بستر قهر بوئنی
در نظامهای کمتمایزیافته، یک رابطه دونفره در زمان آرامش پایدار است، اما با ورود اضطراب، برای کاهش فشار هیجانی عضو سومی وارد ماجرا میشود که به آن مثلثسازی میگویند. در پدیده قهر، مثلثسازی معمولاً به صورتهای زیر نمایان میشود:
ورود نفر سوم برای تخلیه اضطراب: زوجینی که با یکدیگر قهر هستند، به جای صحبت با هم، هر یک تنش و شکایت خود را پیش فرزند، مادر، خواهر یا دوستی دیگر مطرح میکنند. این کار فشار موقت را کم میکند اما مانع حل تعارض اصلی میان دو طرف میشود.
تثبیت الگوهای آسیبرسان: با دخالت نفر سوم، توجه از مسئله واقعی منحرف شده و قهر به دلیل وجود گوشهای شنوا و یارگیریهای پنهان در خارج از رابطه، طولانیتر و پیچیدهتر میگردد (Titelman, 2014)
اهداف و رویکرد مداخله در درمان بوئنی
درمانگر بوئنی به دنبال تحمیل راهحلهای کوتاهمدت یا آتشبس موقت نیست، بلکه بر تغییر بنیادی در شیوه حضور فرد در نظام خانواده تمرکز دارد. گامهای اصلی این درمان عبارتاند از:
کاهش واکنشپذیری هیجانی: کمک به اعضا برای خروج از حالت جنگ یا گریز و کاهش واکنشهای تکانهای در زمان تنش. درمانگر از مراجعان میخواهد که احساسات را توصیف کنند، اما پاسخهای خود را بر پایه تفکر و اصول فردی سازمان دهند.
افزایش تفکیک خویشتن: هدایت فرد به این نقطه که بتواند بدون هراس از طرد شدن یا بدون نیاز به تهاجم و قطع ارتباط، نظر، ارزشها و احساسات خود را با صراحت بیان کند. فرد متمایز یاد میگیرد که برای مستقل بودن نیازی به قهر کردن ندارد (Bowen, 1978).
مثلثزدایی فعال: درمانگر خود را از وارد شدن به مثلثهای خانواده حفظ میکند و به مراجعان میآموزد چگونه خود را از مثلثهای تنشزا با اقوام و فرزندان بیرون بکشند و مسئولیت رویارویی با شریک رابطه را مستقیماً بر عهده بگیرند (Kerr & Bowen, 1988).
تکنیکها و ابزارهای بوئنی در خنثیسازی قهر
رسم شجرهنامه خانوادگی: ترسیم الگوهای نسلی و شناسایی پیوندهای عاطفی، قهرها و فاصلهگیریها در نسلهای گذشته به مراجعان کمک میکند بفهمند سکوت و قهر فعلیشان ریشه در کدام آموزههای نادیده خانوادگی دارد و نگاه سرزنشگرانه میان اعضا را به نگاهی تحلیلگرایانه تبدیل میکند.
استفاده از موضع من: درمانگر اعضا را آموزش میدهد به جای استفاده از ادبیات مقصرشناسانه و تمرکز بر دیگری، از موضع فردی سخن بگویند. برای مثال به جای «تو همیشه سرد و بیاحساسی و من را مجبور به قهر میکنی»، فرد یاد میگیرد بگوید «من وقتی پاسخی دریافت نمیکنم مضطرب میشوم و تصمیم میگیرم فاصله بگیرم» (Nichols & Davis, 2020).
سؤالات تفکیکساز: درمانگر سؤالاتی را طرح میکند که تمرکز را از سرزنش بیرونی به کارکرد درونی میبرد؛ مانند: «وقتی همسرتان ساکت میشود، چه اضطرابی در شما بالا میآید؟»، «آیا قهر کردن شیوهای است که از والدین خود برای محافظت از خود آموختهاید؟»، «چگونه میتوانید بدون قطع رابطه، به اصول خود وفادار بمانید؟»
حفظ اتصال عاطفی در زمان تفاوت: تمرین ماندن در رابطه بدون تسلیمشدن یا حمله کردن؛ فرد میآموزد که میتوان با کسی مخالفت داشت، تفاوت دیدگاه را پذیرفت و در عین حال ارتباط کلامی و عاطفی را قطع نکرد (Papero, 1990).
نتیجهگیری
از منظر خانوادهدرمانی بوئنی، قهر نه یک راهحل کارآمد و نه صرفاً یک رفتار نامناسب، بلکه سازوکاری نارس برای مدیریت اضطراب در سامانهای با سطح تفکیک پایین است. این رویکرد به جای ارائه توصیههای رفتاری مقطعی، توان فرد را برای تمایزیافتگی فکری و عاطفی بالا میبرد. با شناسایی الگوهای بیننسلی، خنثیسازی مثلثهای مخرب و آموزش مواضع متکی به تفکر به جای واکنش هیجانی، اعضای خانواده قادر میشوند در میانه تنشها و تفاوتها در رابطه باقی بمانند و قهر و بریدگی عاطفی را کنار بگذارند.
منابع
Bowen, M. (1978). Family therapy in clinical practice. Jason Aronson.
Kerr, M. E., & Bowen, M. (1988). Family evaluation: An approach based on Bowen theory. W. W. Norton & Company.
Nichols, M. P., & Davis, S. D. (2020). Family therapy: Concepts and methods (12th ed.). Pearson.
Papero, D. V. (1990). Bowen family systems theory. Allyn & Bacon.
Titelman, P. (Ed.). (2014). Triangles: Bowen family systems theory perspectives. Routledge. https://doi.org/10.4324/9780203728185





گفتوگو
برای نوشتن دیدگاه وارد شوید. ثبتنام لازم نیست — با حساب گوگل در یک ثانیه وارد میشوید.
ورود با گوگل