رفتن به محتوا

تکنیکهای عملی گام به گام روانکاوی برای درمان افسردگی

  • ۴ دقیقه مطالعه
  • ۳۵ بازدید
تکنیکهای عملی گام به گام روانکاوی برای درمان افسردگی

روانکاوی به دلیل ماهیتِ «اکتشافی» و «درونی»، مانند روشهای رفتاری (مثل NLP یا CBT) دارای «تکنیکهای گام ‌به ‌گامِ سریع» نیست. در روانکاوی، «تکنیک» همان رابطه درمانی است. با این حال، چهار ستون اصلی عملی وجود دارد که روانکاوان در طول جلسات از آنها برای کمک به درمان افسردگی استفاده می‌ کنند.

۱. تداعی آزاد[۱]؛ گامِ شکستن سدِ سانسور ذهن

هدف این است که به ناخودآگاه اجازه دهیم بدون قضاوتِ «منطق» صحبت کند.

گام ۱ (آمادگی): در فضایی آرام و بدون حواسپرتی بنشینید یا دراز بکشید.

گام ۲ (رهاسازی): شروع به گفتن هر چیزی کنید که به ذهنتان می ‌رسد، بدون اینکه بخواهید آن را مرتب کنید یا نگران باشید که «بی‌ ربط» است.

گام ۳ (مشاهده): وقتی در حین صحبت به موضوعی می ‌رسید که احساس می ‌کنید «می ‌خواهید آن را نگوئید» یا «خجالت ‌آور است»، دقیقاً همانجا توقف کنید. آن موضوع، کلید اصلیِ افسردگی شماست.

گام ۴ (کاوش): بپرسید چرا ذهنم می‌ خواست این فکر را سانسور کند؟ چه خاطره ‌ای در پشت این سانسور پنهان شده است؟

۲. تحلیلِ «انتقال[۲]»؛ گامِ بازآفرینی روابط

افسردگی اغلب از روابط گذشته سرچشمه می ‌گیرد. در اتاق درمان، شما ناخودآگاهِ خود را روی درمانگر «تصویر» می ‌کنید.

گام ۱ (مشاهده احساسات نسبت به درمانگر): اگر احساس می ‌کنید درمانگرِ شما «قضاوتگر»، «سرد»، یا «خیلی دلسوز» است، این احساس را با او در میان بگذارید.

گام ۲ (اتصال): از خود بپرسید: «این احساسی که الان نسبت به درمانگر دارم (مثلاً ترس از طرد شدن یا نیاز به تایید)، در کودکی نسبت به چه کسی داشتم؟»

گام ۳ (حل‌ و فصل):** متوجه شوید که شما در حال «تکرارِ» یک الگوی قدیمی در زمان حال هستید. با درک این موضوع، قدرت آن الگوی قدیمی بر زمان حال کاهش می ‌یابد.

۳. کار بر روی رویاها[۳]

فروید معتقد بود رویاها «راهِ سلطنتی به سوی ناخودآگاه» هستند.

گام ۱ (ثبت): بلافاصله پس از بیداری، رویاهای خود را یادداشت کنید.

گام ۲ (تداعی): به تک ‌تک نمادهای رویا (مثلاً یک خانه، یک راهرو، یک فرد خاص) نگاه کنید و بنویسید اولین چیزی که درباره هر کدام به ذهنتان می ‌رسد چیست.

گام ۳ (تفسیر): ببینید آیا این نمادها به احساسِ «خلاء»، «گیر افتادن» یا «خشم» که در افسردگی تجربه می ‌کنید، مرتبط هستند؟ رویاها اغلب آرزوهای سرکوب ‌شده یا ترسهای ما را به شکلی نمادین نشان می ‌دهند.

۴. تحلیلِ «مقاومت[۴]»

مقاومت، بزرگترین مانع در درمان افسردگی است. وقتی می‌ خواهید تغییر کنید، بخشی از ذهن شما به شدت با آن مخالفت می ‌کند (چون به افسردگی به عنوان یک «خانه امنِ آشنا» عادت کرده است).

گام ۱ (شناسایی): آیا جلسات درمان را فراموش می‌ کنید؟ آیا همیشه قبل از صحبت درباره یک موضوع خاص، حرف را عوض می ‌کنید؟ آیا احساس می‌ کنید «هیچ ‌چیز عوض نمی ‌شود»؟

گام ۲ (پذیرش): این نشانه‌ها را به عنوان دشمن نبینید؛ آنها را به عنوانِ «محافظ‌های قدیمی» ببینید که از شما در برابر تغییر می ‌ترسند.

گام ۳ (عبور): به جای تسلیم شدن در برابرِ میل به فرار از درمان، به این فکر کنید که «چه چیزی در پشت این مقاومت پنهان شده است؟»

خلاصه نقشه راهِ عملی برای شما:

۱. نوشتنِ جریانِ سیال ذهن[۵]: هر روز ۱۰ دقیقه بدونِ فکر کردن به دستور زبان و ترتیب، هر چه در دل دارید بنویسید. سپس دوباره بخوانید تا الگوهای تکراریِ خشم یا غم را ببینید.

۲. جستجویِ «چرا» به جای «چگونه»: در روشهای دیگر می ‌پرسید “چگونه حالم را بهتر کنم؟”؛ در روانکاوی بپرسید “چرا این بخش از وجود من به این افسردگی نیاز دارد؟” (آیا این افسردگی از من در برابر مسئولیتهای سخت محافظت می‌ کند؟ آیا راهی برای ابراز خشمِ فرو خورده است؟)

۳. تحمل ابهام: برخلاف تکنیکهای NLP که نتیجه سریع می ‌دهند، روانکاوی صبر می ‌طلبد. بزرگترین تکنیکِ عملیِ شما، تداوم در حضور در جلسات و اعتماد به فرآیندِ کشف است.

نکته بسیار حیاتی:

این تمرینات در روانکاوی بسیار سنگین هستند. وقتی لایه‌های ناخودآگاه کنار می ‌رود، ممکن است احساسات بسیار شدیدی (مانند خشم شدید یا غم عمیق) به سطح بیاید. انجام این تمرینات بدون حضور یک روانکاو یا روان ‌درمانگرِ تحلیلگر، می ‌تواند خطرناک باشد، زیرا شما نیاز دارید کسی «ظرفی» برای نگه داشتن این هیجانات باشد تا شما در میان آنها غرق نشوید.

[۱] Free Association

[2] Transference

[3] Dream Analysis

[4] Resistance

[5] Journaling

گفت‌وگو

برای نوشتن دیدگاه وارد شوید. ثبت‌نام لازم نیست — با حساب گوگل در یک ثانیه وارد می‌شوید.

ورود با گوگل
مقاله بعدی روانکاوی برای درمان افسردگی