در سنین دبستان (تقریباً شش تا دوازده سال)، کودکان توانایی بیشتری برای فهم احساسات خود دارند، اما هنوز ممکن است نتوانند آنها را به طور کامل بیان کنند. در این دوره افسردگی اغلب با ترکیبی از نشانه های هیجانی، رفتاری و تحصیلی همراه است.
کاهش علاقه به فعالیتها یکی از نشانههای مهم است. کودک ممکن است دیگر از بازی، ورزش یا فعالیتهایی که قبلاً دوست داشته لذت نبرد. همچنین ممکن است تمایل کمتری برای بازی با دوستان داشته باشد و بیشتر به تنهایی بماند.
افت عملکرد تحصیلی نیز می تواند دیده شود. کودک ممکن است تمرکز کمتری داشته باشد، تکالیف خود را انجام ندهد یا انگیزه ای برای درس خواندن نشان ندهد. این تغییر گاهی به اشتباه به تنبلی نسبت داده می شود، در حالی که ممکن است ناشی از افسردگی باشد.
در این سن برخی کودکان دچار احساس بی ارزشی یا اعتماد به نفس پایین می شوند. آنها ممکن است خود را با دیگران مقایسه کنند و احساس کنند به اندازه دیگران خوب نیستند. گاهی جملاتی مانند «من نمی توانم»، «من بد هستم» یا «هیچ کس من را دوست ندارد» بیان می کنند.
تحریک پذیری و زود رنجی نیز در این سن شایع است. کودک ممکن است زود عصبانی شود، با خواهر و برادر یا همکلاسی ها درگیر شود یا به راحتی ناراحت شود.
همچنین در این دوره شکایتهای جسمی مانند دل درد، سردرد یا خستگی زیاد ممکن است بیشتر دیده شود، به ویژه در موقعیتهایی مانند رفتن به مدرسه.




