رفتن به محتوا

درمان شناختی-رفتاری و بازآموزی شناختی

  • ۶ دقیقه مطالعه
درمان شناختی-رفتاری و بازآموزی شناختی

مقدمه

«درمان شناختی-رفتاری[۱]» و مؤلفه محوری آن «بازآموزی و بازسازی شناختی[۲]»، ساختاریافته‌ترین، تجربی‌ترین و پرکاربردترین الگو در حوزه روان‌درمانی معاصر برای درمان ترس و اختلالات اضطرابی به شمار می‌رود (Beck, 1976). فرض بنیادین این رویکرد آن است که هیجان ترس و رفتارهای اجتنابی حاصل از آن، مستقیماً توسط خودِ رویدادها یا محرکهای بیرونی ایجاد نمی‌شوند؛ بلکه حاصل «ارزیابی شناختی[۳]» و معنایی هستند که فرد به آن موقعیتها نسبت می‌دهد (Beck & Clark, 1997). بنابراین، برای تعدیل یا خاموشی واکنشهای مرضی ترس، کانون مداخله باید بر اصلاح خطاهای پردازش اطلاعات، بازسازی طرحواره‌های ناکارآمد و جایگزینی تفاسیر سازگارانه با تهدیدات محیطی متمرکز گردد.

فرمول‌بندی شناختی ترس و اضطراب

بر پایه مدل آرون بک، هسته روانشناختی ترس بر پایه یک معادله نامتوازن شناختی استوار است: ارزیابی مفرط از شدت و احتمال خطر در برابر ارزیابی ناچیز از توانمندی‌ها و منابع مقابله‌ای فرد (Beck et al., 1985). در دستگاه فکری فرد مبتلا به ترس بیمارگون، دو خطای شناختی غالب به صورت خودکار فعال می‌شوند:

  • برآورد بیش از حد احتمال خطر[۴]: ذهن فرد فرض را بر این می‌گذارد که وقوع یک رویداد ناگوار یا فاجعه‌بار حتمی یا بسیار محتمل است.
  • فاجعه‌سازی[۵]: چنانچه اتفاق ناخوشایندی رخ دهد، اثرات آن غیرقابل تحمل، ویرانگر و پایان‌بخش ارزیابی می‌شود و منابع مقابله‌ای شخصی یا کمکهای بیرونی کاملاً نادیده انگاشته می‌شوند.

این ارزیابی‌های شناختی به سرعت موجب صدور پیام خطر به هسته‌های زیرقشری، به‌ویژه آمیگدال، و در نتیجه برانگیختگی دستگاه عصبی خودمختار (تاکی‌کاردی، تعریق، تنگی نفس و تنش عضلانی) می‌شوند (LeDoux, 2000).

بازآموزی شناختی و مراحل بازسازی تحلیلی

«بازآموزی شناختی» فرایندی است که طی آن مراجع یاد می‌گیرد افکار هراس‌آور خود را نه به عنوان «حقایق قطعی عینی»، بلکه به مثابه «فرضیه‌های ذهنی آزمون‌پذیر» در نظر بگیرد (Clark, 1986). این فرایند طی گامهای نظام‌مند زیر پیش می‌رود:

الف) شناسایی افکار خودکار منفی[۶]

نخستین گام، افزایش خودپایی[۷] است. مراجع با استفاده از فرمهای ثبت وقایع روزانه، لحظه‌ای را که دچار افزایش ناگهانی ترس می‌شود رصد کرده و افکار دقیقی را که در کسری از ثانیه پیش از فوران ترس از ذهنش گذشته ثبت می‌کند؛ افکاری نظیر «اگر سوار آسانسور شوم خفه خواهم شد» یا «اگر در جمع صحبت کنم آبرویم می‌رود».

ب) کشف هدایت‌شده و پرسشگری سقراطی[۸]

درمانگر مراجع را با گزاره‌های مستقیم به چالش نمی‌کشد، بلکه از طریق طرح پرسشهای ساختاریافته، او را هدایت می‌کند تا پایه‌های منطقی و شواهد واقعی باورهایش را ارزیابی کند. پرسش‌هایی نظیر:

  • چه شواهد عینی و واقعی برای تایید این فکر وجود دارد؟
  • چه شواهد نقضی وجود دارد که نشان می‌دهد این پیشبینی غلط است؟
  • بدترین حالتی که ممکن است رخ دهد چیست و اگر رخ دهد چگونه می‌توان با آن مقابله کرد؟
  • اگر بهترین دوستت در چنین موقعیتی بود، چه ارزیابی به او ارائه می‌دادی؟

ج) اصلاح خطاهای شناختی و تولید افکار جایگزین انطباقی

پس از وارسی شواهد، مراجع به بازنویسی فکر دست می‌زند. برای نمونه، فکر فاجعه‌ساز «من در این مصاحبه دچار لکنت می‌شوم و همه مرا تحقیر خواهند کرد» به ارزیابی واقع‌گرایانه‌تر «ممکن است مقداری اضطراب داشته باشم، اما این به معنای بی‌کفایتی من نیست و قبلاً هم با وجود استرس توانسته‌ام صحبت کنم» تبدیل می‌شود (Dobson & Dozois, 2019).

آزمایشهای رفتاری به مثابه تثبیت کننده بازآموزی شناختی

بازآموزی شناختی صرفاً یک فرایند انتزاعی و کلامی درون اتاق درمان نیست. کارآمدترین بخش CBT، تلفیق شناخت با عمل از طریق «آزمایشهای رفتاری[۹]» است (Bennett-Levy et al., 2004). در این مرحله، فکر ناکارآمد به یک پیشبینی علمی بدل می‌شود و مراجع وارد موقعیتی کنترل‌شده می‌گردد تا درستی آن را در عمل بسنجد.

برای نمونه، فردی که ترس از غش کردن هنگام بالا رفتن تپش قلب دارد، در محیط امن کلینیک اقدام به انجام فعالیت هوازی سریع می‌کند تا دریابد ضربان قلب بالا لزوماً به بیهوشی منتهی نمی‌شود. این تجربه عینی مستقیم، بازآموزی نوروبیولوژیک قدرتمندی فراهم می‌سازد که به قشر پیش‌پیشانی اجازه می‌دهد مهار بازدارنده نیرومندی بر فعالیت آمیگدال اعمال کند (Craske et al., 2014).

اصلاح طرحواره‌های بنیادین آسیب‌پذیری

در لایه‌های عمیقتر شخصیت، ترسهای تکرارشونده و مقاوم ناشی از «طرحواره‌های ناسازگار اولیه[۱۰]» مانند طرحواره آسیب‌پذیری به ضرر یا بیماری[۱۱] هستند (Young et al., 2003). بازآموزی شناختی پیشرفته به مراجع کمک می‌کند ریشه‌های شکل‌گیری این احساس ناتوانی در تجارب دوران کودکی یا الگوهای فرزندپروری بیش‌حمایتگر را شناسایی کرده و خودپنداره شایستگی و تاب‌آوری بزرگسالی را جایگزین آن سازد.

نتیجه‌گیری

درمان شناختی-رفتاری و بازآموزی شناختی، ترس را از یک نیروی غیبی و مهارناپذیر به ساختاری قابل فهم و مدیریت‌پذیر تبدیل می‌کند. هدف نهایی این رویکرد زدودن احتیاط منطقی یا انکار واقعیتهای ناگوار زندگی نیست، بلکه اصلاح عینک شناختی فرد از «جهانی تماماً خطرناک و خودی کاملاً ناتوان» به «جهانی با خطرات نسبی و خودی مجهز به مهارتهای مقابله‌ای» است. کارآیی بالای این مدل در پژوهشهای متعددی نشان داده است که با تغییر ساختار تفاسیر شناختی، مدارهای هیجانی مغز نیز انعطاف‌پذیری لازم برای بازیابی تعادل و خاموشی ترسهای کاذب را به دست می‌آورند.

منابع

Beck, A. T. (1976). Cognitive therapy and the emotional disorders. International Universities Press.

Beck, A. T., & Clark, D. A. (1997). An information processing model of anxiety: Automatic and functionally intentional processes. Cognitive Therapy and Research, 21(1), 119–۱۳۳.

Beck, A. T., Emery, G., & Greenberg, R. L. (1985). Anxiety disorders and phobias: A cognitive perspective. Basic Books.

Bennett-Levy, J., Butler, G., Fennell, M., Hackmann, A., Mueller, M., & Westbrook, D. (Eds.). (2004). Oxford guide to behavioural experiments in cognitive therapy. Oxford University Press.

Clark, D. M. (1986). A cognitive approach to panic. Behaviour Research and Therapy, 24(4), 461–۴۷۰.

Craske, M. G., Treanor, M., Conway, C. C., Zbozinek, T., & Vervliet, B. (2014). Maximizing exposure therapy: An inhibitory learning approach. Behaviour Research and Therapy, 58, 10–۲۳.

Dobson, K. S., & Dozois, D. J. (Eds.). (2019). Handbook of cognitive-behavioral therapies (4th ed.). Guilford Press.

LeDoux, J. E. (2000). Emotion circuits in the brain. Annual Review of Neuroscience, 23(1), 155–۱۸۴.

Young, J. E., Klosko, J. S., & Weishaar, M. E. (2003). Schema therapy: A practitioner’s guide. Guilford Press.


[1]Cognitive Behavioral Therapy – CBT

[2]Cognitive Restructuring

[3]Cognitive Appraisal

[4]Probability Overestimation

[5]Catastrophizing

[6]Automatic Thoughts

[7]Self-Monitoring

[8]Socratic Questioning

[9]Behavioral Experiments

[10]Early Maladaptive Schemas

[11]Vulnerability to Harm

گفت‌وگو

برای نوشتن دیدگاه وارد شوید. ثبت‌نام لازم نیست — با حساب گوگل در یک ثانیه وارد می‌شوید.

ورود با گوگل
مقاله بعدی بهترین رویکردهای درمانی برای درمان ترس