کدام ترسها خطرناک است؟

مقدمه
ترس در اصل سازوکاری محافظتکننده برای بقای انسان است، اما زمانی که جهتگیری، شدت یا پیامدهای رفتاری آن از مسیر عقلانی منحرف شود، خود به عاملی تهدیدکننده علیه سلامت، حیات و کیفیت زندگی تبدیل میگردد. مفهوم «خطرناک بودن» در مورد ترسها صرفاً به معنای وحشتآور بودن تجربه ذهنی نیست؛ بلکه ناظر بر ترسهایی است که به صورت مستقیم جان فرد را به خطر میاندازند، درمان بیماریهای مهلک را به تأخیر میاندازند، فرد را به سوی رفتارهای پرخطر و مخرب سوق میدهند، یا شبکه کارکرد زیستی و اجتماعی او را به نابودی میکشانند (Marks, 1987). از منظر روانپزشکی و پزشکی عمومی، خطرناکترین ترسها آنهایی هستند که هزینه انطباقی ناشی از واکنش به آنها از خطر واقعی محرک اولیه بسیار سنگینتر است.
ترسهای پزشکی و اجتناب از مراقبتهای بهداشتی[۱]
از دیدگاه بهداشت عمومی و حفظ حیات، خطرناکترین دسته از ترسها مواردی هستند که مانع از دریافت بهنگام خدمات پزشکی میشوند:
- ترس از پزشک، بیمارستان، نمونهگیری و اقدامات تشخیصی: افرادی که از ابتلای احتمالی به یک بیماری سخت به شدت هراس دارند (مانند اضطراب شدید سلامت یا ترس از دانستن حقیقت)، اغلب از انجام چکاپهای دورهای، ماموگرافی، کولونوسکوپی یا غربالگریهای نجاتبخش خودداری میکنند. این تعلل منجر به تشخیص دیرهنگام بیماریهایی نظیر سرطان در مراحل پیشرفته و غیرقابلدرمان میشود (Asmundson et al., 2010).
- فوبیای خون، تزریق و جراحت[۲]: افت شدید فشار خون و غش کردن ناشی از دیدن سوزن یا خون میتواند فرد را از دریافت واکسنهای حیاتی، تزریق انسولین یا انجام عملهای جراحی ضروری بازدارد.
ترسهای منتهی به انزوای کامل و زمینگیر شدن عملکردی
برخی ترسها به دلیل ماهیت فلجکننده خود، زندگی فردی و استقلال زیستی انسان را از بین میبرند:
- آگورافوبیای شدید[۳]: ترسی که فرد را ماهها یا سالها در خانه حبس میکند. این وضعیت نه تنها استقلال اقتصادی، شغلی و خانوادگی را نابود میسازد، بلکه پیامدهایی چون بیتحرکی مفرط، بیماریهای متابولیک و افسردگی شدید بالینی به همراه دارد (American Psychiatric Association, 2013).
- اضطراب اجتماعی شدید و همهگیر: ناتوانی در برقراری ارتباط با دیگران که به انزوای مطلق اجتماعی، فقر، فقدان شبکه حمایتی و در نهایت افزایش ریسک آسیب به خود میانجامد.
فقدان تجربه ترس یا ناتوانی در ادراک خطر[۴]
برخلاف تصور رایج، یکی از خطرناکترین وضعیتها در عصبروانشناسی، غیبت یا کاهش نابهنجار تجربه ترس است:
- آسیبهای دوجانبه آمیگدال یا سندرمهای خاص مغزی: عدم احساس ترس مانع از شناسایی محرکهای سمی، پرتگاهها، رفتارهای خشن دیگران یا خطرات ترافیکی میشود و میزان آسیبهای جسمانی حاد و مرگ زودرس را به شدت بالا میبرد (Feinstein et al., 2011).
- رفتارهای تکانشگری افراطی و بیباکی مرضی: عدم برانگیختگی ترس در تصمیمگیریهای پرخطر (نظیر رانندگی با سرعتهای مرگبار، شرطبندیهای خانمانبرانداز یا مصرف مواد افیونی خطرناک) خطری مهلک برای فرد و جامعه ایجاد میکند.
ترسهای همراه با خطر خودکشی و خودآسیبرسانی
هنگامی که بار هیجانی ترس و اضطراب از آستانه تحمل روانی فرد فراتر رود، خطر ورود به رفتارهای کشنده به شدت افزایش مییابد:
- هراس فراگیر و درماندگی در اختلالات اضطرابی و PTSD: بار مداوم کابوسها، فلاشبکها و رعب دائمی میتواند بیمار را به این باور برساند که تنها راه خلاصی از شکنجه روانی پایان دادن به زندگی است. مطالعات اپیدمیولوژیک نشان میدهند که اختلالات اضطرابی درماننشده به طور معناداری ریسک افکار و اقدام به خودکشی را افزایش میدهند (Sareen et al., 2005).
- مصرف خودسرانه مواد و الکل برای خوددرمانی ترس[۵]: تلاش برای مهار علائم طاقتفرسای فوبیا یا پانیک از راه الکل یا داروهای آرامبخش میتواند به مسمومیتهای دارویی حاد، اعتیاد شدید و نارسایی اعضای بدن منتهی شود.
ترسهای توهمی و هذیانی در روانپریشی[۶]
ترسهایی که ریشه در توهمات شنوایی یا هذیانهای گزند و آسیب[۷] دارند، از غیرقابل پیشبینیترین و خطرناکترین اشکال ترس به شمار میروند:
- در اختلالاتی نظیر اسکیزوفرنی یا افسردگی روانپریشانه، بیمار ممکن است به دلیل هراس شدید از کشته شدن یا تحت تعقیب بودن توسط اطرافیان، اقدام به واکنشهای خشونتآمیز دفاعی علیه دیگران کند یا در تلاش برای فرار از خطرات موهوم، خود را از پنجره پرتاب کرده و دچار صدمات مرگبار شود (Freeman et al., 2002).
نتیجهگیری
خطرناک بودن یک ترس به موضوع آن وابسته نیست، بلکه به رفتارهایی بازمیگردد که آن ترس در انسان ایجاد میکند. ترسی که دسترسی به درمانهای پزشکی حیاتی را مسدود کند، فرد را در حبس خانگی و انزوای کشنده قرار دهد، او را برای رهایی از اضطراب به سمت خودکشی یا سوءمصرف مواد سوق دهد، یا ادراک واقعیت را به شکلی خشونتآمیز تحریف کند، در بالاترین سطح تهدید برای سلامت و بقا قرار دارد. همچنین، ناتوانی در احساس ترس بهنجار نیز خطری به همان اندازه ویرانگر است. از این رو، ارزیابی خطر در مواجهه با نشانههای ترس باید با تمرکز بر پیامدهای رفتاری، سطح تخریب عملکرد و درجه تهدید حیات انجام گیرد و نیازمند مداخله بدون فوت وقت روانپزشکی و پزشکی است.
منابع
American Psychiatric Association. (2013). Diagnostic and statistical manual of mental disorders (5th ed.). American Psychiatric Publishing.
Asmundson, G. J., Abramowitz, J. S., Richter, A. A., & Whedon, M. (2010). Health anxiety: Current perspectives and future directions. Current Psychiatry Reports, 12(4), 306–۳۱۲.
Feinstein, J. S., Adolphs, R., Damasio, A., & Tranel, D. (2011). The human amygdala and the induction and experience of fear. Current Biology, 21(1), 34–۳۸.
Freeman, D., Garety, P. A., Kuipers, E., Fowler, D., & Bebbington, P. E. (2002). A cognitive model of persecutory delusions. British Journal of Clinical Psychology, 41(4), 331–۳۴۷.
Marks, I. M. (1987). Fears, phobias, and rituals: Panic and its modes of origin. Oxford University Press.
Sareen, J., Cox, B. J., Afifi, T. O., de Graaf, R., Asmundson, G. J., ten Have, M., & Stein, M. B. (2005). Anxiety disorders and risk for suicidal ideation and suicide attempts: A population-based longitudinal study of adults. Archives of General Psychiatry, 62(11), 1249–۱۲۵۷.
[۱]Iatrophobia and Nosophobia
[2]BII Phobia
[3]Agoraphobia
[4]Hypo-fear and Fearlessness
[5]Self-Medication
[6]Psychotic and Paranoid Fears
[7]Paranoid Delusions





گفتوگو
برای نوشتن دیدگاه وارد شوید. ثبتنام لازم نیست — با حساب گوگل در یک ثانیه وارد میشوید.
ورود با گوگل