اثر تماشاچی و انتشار مسئولیت در پیری

مقدمه
پدیدههای اثر تماشاچی و انتشار مسئولیت از شناختهشدهترین سازوکارهای تبیینکننده رفتار جامعهپسند و کمکرسانی در روانشناسی اجتماعی هستند. کشف و صورتبندی این پدیدهها برای نخستین بار در پی کارهای کلاسیک جان دارلی و بیب لاتانه شکل گرفت؛ آزمایشهایی که نشان دادند با افزایش تعداد حاضران در یک صحنه اضطراری، احتمال اقدام هر یک از ناظران کاهش مییابد و زمان واکنش آنان نیز به شکل معناداری طولانیتر میشود (Darley & Latané, ۱۹۶۸). در ریشه این رخداد، پدیده انتشار مسئولیت نهفته است؛ وضعیتی شناختی-روانی که در آن هزینه اخلاقی و روانی مداخله نکردن، میان همه افراد ناظر تقسیم میشود و فرد بر این باور تکیه میکند که کس دیگری وظیفه را به انجام خواهد رساند (Latané & Darley, 1970).
هرچند این دو سازوکار عمدتاً در فضاهای عمومی شهری، سوانح ناگهانی و تعاملات روزمره گروههای سنی جوان بررسی شدهاند، اما بررسی آنها در بستر سالمندی ابعاد حیاتی تری مییابد. تغییرات جمعیتی ناشی از گذار سنی جوامع، افزایش جمعیت کهنسالان، و تضعیف پیوندهای خویشاوندی گسترده، زمینه را برای بروز جلوههای پیچیدهتری از بیعملی مراقبتی فراهم کرده است. در پیوند میان پیری و این دو مفهوم روانی-اجتماعی، دو مسئله اساسی نیازمند واکاوی است: نخست، فرد سالمند در جایگاه نیازمند کمک و مواجهه او با انتشار مسئولیت در بستر خانواده، جامعه و نهادهای درمانی؛ و دوم، رفتار خود سالمندان به عنوان ناظران و تماشاچیان سوانح با توجه به دگرگونیهای شناختی، هیجانی و بدنی ناشی از سالخوردگی.
سالمند در جایگاه نیازمند کمک و سوگیریهای شناختی ناظران
هنگامی که سالمندی در مکان عمومی دچار سانحه فیزیکی، سقوط ناگهانی، سردرگمی شناختی یا غش ناشی از نوسان فشار خون میشود، حضور جمع کثیری از ناظران همواره به معنای نجات سریعتر نیست. گذشته از توزیع روانی وظیفه میان رهگذران، در این موقعیتها سوگیری سنگرایی اثر بازدارنده را تشدید میکند. پژوهشگران دریافتهاند که ناظران اغلب زمین خوردن یا سردرگمی سالمند را به عنوان نشانههای گریزناپذیر و عادی کهولت سن تلقی میکنند و نه یک فوریت پزشکی حاد؛ وضعیتی که به نادیدهانگاری موقعیت بحرانی میانجامد (Burnes et al., 2015). علاوه بر این، در میان ناظران ترسی نهفته وجود دارد که هرگونه دست زدن یا مداخله فیزیکی در بدن فرد سالخورده ممکن است به دلیل شکنندگی استخوانها موجب شکستگی یا وخامت حال او شده و بار حقوقی یا اخلاقی در پی داشته باشد. این ارزیابی هزینه-پاداش در کنار حضور دیگران، زمان مداخله را به تعویق میاندازد.
انتشار مسئولیت در ساختار خانواده و پدیده غفلت از کهنسال
یکی از مخربترین تجلیات انتشار مسئولیت در زندگی سالمندان، درون شبکههای فرزندان رخ میدهد. بر خلاف خانوادههای تک فرزندی که مسئولیت تماماً بر دوش یک فرد است، در خانوادههای دارای فرزندان متعدد، پدیده شناختی توزیع تکالیف به سادگی به غفلت پنهان تبدیل میشود. هر یک از فرزندان ناخودآگاه فرض میکند که رسیدگی به نیازهای تغذیهای، پزشکی، نظافت یا مصاحبت عاطفی والد پیر توسط خواهر یا برادر دیگر انجام میشود یا باید انجام گیرد (Pillemer et al., 2016). این انتشار خاموش وظایف سرانجام به انزوای عاطفی، سوء تغذیه یا تعویق پیگیریهای درمانی سالمند ختم میشود، در حالی که هیچیک از فرزندان به عمد قصد آسیب زدن به والد را نداشتهاند، بلکه مکانیزم تقسیم روانی وظیفه مانع از پذیرش مسئولیت یکتای فردی شده است.
انتشار مسئولیت سازمانی در مراکز نگهداری و خانههای سالمندان
در مؤسسات مراقبتی، این پدیده ساختار یافتهتر عمل میکند. نظام شیفتبندی، تقسیم کار گسترده و تعدد مراقبان بالینی، بستری مستعد برای نادیده گرفتن نیازهای غیرفوری پدید میآورند. اگر سالمندی به آرامی اشتها، تحرک یا تمایل به سخن گفتن را از دست بدهد، هر پرستار یا مراقب ممکن است تصور کند ارزیابی وضعیت روحی یا تغییر نشانهها پیشتر توسط شیفت قبل ثبت شده یا همکار دیگر به آن رسیدگی خواهد کرد (Kane, 2001). این خطای سیستمی سبب میشود زوال تدریجی کیفیت زندگی سالمند مورد مداخله بهنگام قرار نگیرد.
ادغام فناوری و تفویض مسئولیت انسانی به سیستمهای الکترونیکی
با گسترش ابزارهای کمکی دیجیتال، ساعتهای هوشمند مجهز به سنسور سنجش سقوط، و دوربینهای مداربسته مراقبت از راه دور، شکل جدیدی از انتشار مسئولیت تحت عنوان «انتشار مسئولیت فناورانه» پدید آمده است. افراد خانواده یا پرستاران با این پندار که سنسورها یا سیستمهای هشدار در صورت لزوم آلارم خواهند داد، از سرکشی مستقیم و پرس وجوی حضوری از سالمند فاصله میگیرند (Pols, 2012). در صورتی که این ابزارها سیگنالی ارسال نکنند، احساس امنیت کاذبی حاکم میشود و در نتیجه وضعیت روانی و رنجهای تدریجی سالمند نادیده میماند.
سالمند در جایگاه تماشاچی: انگیزش همدلانه در تقابل با محدودیت کارکردی
هنگامی که خود افراد کهنسال در جایگاه ناظر قرار میگیرند، اثر تماشاچی الگوهای رفتاری ویژهای نشان میدهد. مطابق با نظریه گزینشپذیری اجتماعی-هیجانی، افراد مسن با گذشت زمان تمایل بیشتری به تمرکز بر منابع معنادار هیجانی، همدلی و پرهیز از تضادهای اجتماعی بروز میدهند (Carstensen, 2006). پژوهشهای تجربی در زمینه رفتار جامعهپسند نشان میدهند که افراد سالمند در موقعیتهای اضطراری که متکی بر حمایت کلامی، آرامسازی، تماس با مراکز امدادی یا همدردی عاطفی است، به اندازه جوانان و گاه سریعتر از آنان بر تردید ناشی از تماشاگر بودن غلبه میکنند و حساسیت اخلاقی بالاتری نشان میدهند (Sze et al., 2012).
با این حال، زمانی که موقعیت اضطراری نیازمند دخالت یدی، شتاب، زور بازو یا رویارویی مستقیم با عامل خطر (نظیر آتشسوزی، بیرون کشیدن مصدوم از خودرو یا درگیری فیزیکی) باشد، کاهش ظرفیتهای فیزیولوژیک و آگاهی واقعبینانه از آسیبپذیری بدنی، سالمند را از اقدام بازمیدارد. در این سناریوها، انفعال ظاهری سالمند ناشی از بیتفاوتی جمعی یا اثر تماشاچی نیست، بلکه برآمده از فراشناخت دقیق نسبت به فقدان کارآمدی زیستی و ترس منطقی از بدل شدن به قربانی دوم حادثه است (Midlarsky & Kahana, 1994).
نتیجهگیری
بررسی اثر تماشاچی و انتشار مسئولیت در چارچوب سالخوردگی آشکار میسازد که این دو مفهوم در سنین پیری صرفاً به موقعیتهای هیجانی ناگهانی در خیابان محدود نمیشوند، بلکه به آسیبهای تدریجی، خاموش و عمیق در ابعاد عاطفی و بهداشتی تسری مییابند. نادیدهانگاری علائم اورژانسی سالمندان در حضور دیگران به واسطه کلیشههای سنگرایی، شانه خالی کردن فرزندان از وظایف پیوسته مراقبتی در سایه توزیع جمعی وظایف، و جایگزینی ارتباط انسانی با حسگرهای الکترونیکی از چالشهای بنیادین سلامت سالمندی هستند. در بعد مقابل نیز انفعال سالمندِ ناظر بیش از آنکه حاصل اثر تماشاچی باشد، ناشی از محدودیت توان جسمانی اوست. به منظور پیشگیری از این پیامدها، ضرورت دارد آموزشهای تخصصی در زمینه تقسیم روشن و فردی وظایف میان اعضای خانواده و کادر درمانی اجرا شود تا از رها شدن غیرعمدی سالمندان در چرخههای انتشار مسئولیت ممانعت به عمل آید.
منابع
Burnes, D., Pillemer, K., Caccamise, P. L., & Mason, A. (2015). Prevalence of and risk factors for elder abuse and neglect in the community: A systematic review of recent literature. Journal of the American Geriatrics Society, 63(9), 1906–۱۹۱۲.
Carstensen, L. L. (2006). The influence of a sense of time on human development. Science, 312(5782), 1913–۱۹۱۵.
Darley, J. M., & Latané, B. (1968). Bystander intervention in emergencies: Diffusion of responsibility. Journal of Personality and Social Psychology, 8(4, Pt.1), 377–۳۸۳.
Kane, R. A. (2001). Long-term care and a good quality of life: Bringing them together. The Gerontologist, 41(3), 293–۳۰۴.
Latané, B., & Darley, J. M. (1970). The unresponsive bystander: Why doesn’t he help? Appleton-Century-Crofts.
Midlarsky, E., & Kahana, E. (1994). Altruism in later life. SAGE Publications.
Pillemer, K., Burnes, D., Riffin, C., & Lachs, M. S. (2016). Elder abuse: Global situation, risk factors, and prevention strategies. The Gerontologist, 56(Suppl_2), S194–S205.
Pols, J. (2012). Care at a distance: On the closeness of technology. Amsterdam University Press.
Sze, J. A., Gyurak, A., Goodkind, M. S., & Levenson, R. W. (2012). Greater emotional empathy and prosocial behavior in late life. Emotion, 12(5), 1129–۱۱۴۰.





گفتوگو
برای نوشتن دیدگاه وارد شوید. ثبتنام لازم نیست — با حساب گوگل در یک ثانیه وارد میشوید.
ورود با گوگل