رفتن به محتوا

ترس از افتادن در دوران پیری

  • ۹ دقیقه مطالعه
ترس از افتادن در دوران پیری

مقدمه

زمین‌خوردن و افتادن در دوران سالمندی، تنها یک رخداد تصادفی زیست‌پزشکی نیست؛ بلکه یکی از تعیین‌کننده‌ترین نقاط عطف در مسیر سلامت، استقلال فردی و کیفیت زندگی سالمندان به شمار می‌رود. به دنبال افتادن، یا حتی پیش از وقوع عینی آن، پدیده‌ای روانی ـ حرکتی به نام «ترس از افتادن[۱]» شکل می‌گیرد که در ادبیات علمی گاه با عناوینی چون «سندرم پس از زمین‌خوردن[۲]» نیز شناخته می‌شود. این وضعیت به معنای کاهش مداوم اعتماد به نفس فرد در حفظ تعادل و اجتناب از فعالیتهای روزمره به دلیل هراس شدید از سقوط است.

اهمیت بالینی و روانشناختی ترس از افتادن در این نکته نهفته است که این ترس، ماهیتی دوگانه و تناقض آمیز دارد. در سطحی بهینه، درجه‌ای از احتیاط می‌تواند کارکردی انطباقی و محافظتی داشته باشد و سالمند را از انجام رفتارهای پرخطر بازدارد. بااین‌حال، هنگامی که این ترس نامتناسب با تواناییهای واقعی فرد گسترش می‌یابد، خود به عاملی فلج‌کننده تبدیل می‌شود. سالمند برای پیشگیری از افتادن، دامنه تحرک، ارتباطات اجتماعی و فعالیتهای فیزیکی خود را محدود می‌کند؛ رفتاری که به تضعیف عضلات، افت حس تعادل، افزایش انزوای اجتماعی و در نهایت، افزایش ریسک همان رخدادی می‌انجامد که از آن فرار می‌کرد: زمین خوردن مجدد. از این رو، واکاوی ریشه‌های زیستی، شناختی و محیطی این پدیده، و تبیین راهکارهای چند بعدی مداخله، یکی از ارکان اساسی طب و روانشناسی سالمندی محسوب می‌شود.

تعریف و مفهوم‌سازی ترس از افتادن

ترس از افتادن وضعیتی پایدار است که در آن فرد سالمند دچار اضطراب شدید نسبت به از دست دادن تعادل و زمین‌خوردن حین انجام فعالیتهای ضروری یا تفریحی می‌شود. این مفهوم با سازه دیگری تحت عنوان «خودکارآمدی در تعادل[۳]»  پیوند خورده است. خودکارآمدی در تعادل، برگرفته از نظریه شناختی ـ اجتماعی آلبرت بندورا، به میزان باور و اطمینان درونی سالمند نسبت به توانایی انجام وظایف روزانه بدون از دست دادن ثبات جسمانی اشاره دارد (Tinetti et al., 1990). هنگامی که خودکارآمدی کاهش می‌یابد، ترس از افتادن بر ادراک فرد چیره می‌شود.

نکته حائز اهمیت این است که ترس از افتادن اختصاص به سالمندانی ندارد که پیشتر تجربه زمین‌خوردن را داشته‌اند. پژوهشها نشان می‌دهند که درصد قابل‌توجهی از سالمندان بدون هیچگونه سابقه قبلی از افتادن، به دلیل مشاهده سقوط همسالان، دریافت هشدارهای افراطی از سوی خانواده یا آگاهی از ضعف عضلانی خود، دچار این اضطراب می‌شوند (Zijlstra et al., 2007).

عوامل زمینه‌ساز: تعامل زیست‌شناختی و روانشناختی

ترس از افتادن محصول تعامل متغیرهای چندگانه جسمانی، روانی و محیطی است:

الف) دگرگونیهای زیستی و حسی: فرایند طبیعی سالمندی با تغییراتی در سیستمهای حس تعادل (دهلیزی یا وستیبولار)، بینایی، و حس عمقی[۴] همراه است. کاهش سرعت هدایت عصبی و افت توانایی عضلانی اسکلتی، پردازش اطلاعات حسی و اصلاح سریع راستای بدن را کند می‌کند. سالمند این کندی را به صورت تزلزل در گام‌برداری ادراک کرده و این ادراک به هراس تبدیل می‌شود.

ب) آسیب‌پذیری شناختی و روانی: وجود علائم افسردگی، اضطراب منتشر و اختلالات خفیف شناختی، همبستگی بالایی با ترس از افتادن دارند. سالمندانی که دچار اضطراب عمومی هستند، نوسانات طبیعی تنه را به صورت تهدیدی قریب‌الوقوع برای سقوط تفسیر می‌کنند. این ارزیابی بیش‌ازحد فاجعه‌بار[۵]، پاسخ‌های فیزیولوژیک اضطراب مانند لرزش و انقباض شدید عضلات را تحریک می‌کند که خود تعادل مکانیکی بدن را مختل می‌سازد (Hadlandsmyth et al., 2013).

ج) عوامل محیطی و سبک زندگی: محیطهای نامناسب زندگی، فقدان روشنایی کافی، کفپوشهای لغزنده، پله‌های ناایمن و نبود دستگیره‌های حمایتی، ترس فرد را تشدید می‌کنند. افزون بر این، مصرف هم‌زمان چندین دارو[۶]، به‌ویژه داروهای آرامبخش و کاهنده فشارخون، سرگیجه وضعیتی ایجاد کرده و زمینه ادراک خطر را تقویت می‌کند.

چرخه معیوب ترس از افتادن

اصلی‌ترین پیامد بالینی ترس از افتادن، ایجاد یک چرخه معیوب خودتخریبگر است:

  • گام اول: سالمند دچار زمین‌خوردن می‌شود یا ترسی ذهنی از افتادن در او ایجاد می‌گردد.
  • گام دوم: فرد برای اجتناب از خطر، رفتارهای حرکتی خود را به شدت محدود می‌سازد[۷]. او از پیاده‌روی، خرید، باغبانی و حتی جابه‌جایی در منزل خودداری می‌کند.
  • گام سوم: کم‌تحرکی طولانی‌مدت به آتروفی عضلانی، کاهش قدرت اندام تحتانی، کاهش انعطاف‌پذیری مفاصل و افت بیشتر ظرفیت حسی ـ حرکتی منجر می‌شود[۸].
  • گام چهارم: تحلیل رفتن عضلات و خشکی مفاصل، ثبات مکانیکی بدن را به‌شدت تضعیف کرده و احتمال واقعی زمین‌خوردن را چندین برابر می‌سازد.
  • گام پنجم: کاهش عملکرد بدنی با احساس درماندگی، انزوای گزینشی از جامعه، افت خلق، افسردگی و زوال کیفیت زندگی پیوند می‌خورد (Friedman et al., 2002; Scheffer et al., 2008).

تفاوتهای جنسیتی و نقش شبکه اجتماعی

شواهد همه‌گیرشناسی نشان می‌دهند که ترس از افتادن در میان زنان سالمند شایعتر از مردان است. این تفاوت تا حدی ناشی از نرخ بالاتر پوکی استخوان و شکستگی در زنان، و تا حدی متأثر از تفاوتهای فرهنگی در بیان اضطراب و آسیب‌پذیری است. زنان تمایل بیشتری به گزارش احساس ناامنی جسمانی دارند، در حالی که مردان ممکن است به دلیل هنجارهای جنسیتی ترس خود را پنهان کرده و رفتارهای پرخطر ناخواسته بروز دهند.

همچنین، خانواده و اطرافیان گاه با رفتاری بیش‌از‌حد حمایتگر[۹]به این ترس دامن می‌زنند. فرزندانی که از سر دلسوزی، سالمند را از انجام هرگونه فعالیت بازمی‌دارند و به او برچسب ناتوانی می‌زنند، ناخواسته خودکارآمدی سالمند را از بین برده و سرعت ورود او به چرخه معیوب کم‌تحرکی را افزایش می‌دهند.

رویکردهای درمانی و توانبخشی چندرشته‌ای

مهار ترس از افتادن نیازمند مداخله‌ای یکپارچه است که ابعاد زیستی، حرکتی، شناختی و محیطی را همزمان هدف قرار دهد:

الف) تمرینات تعادلی و قدرتی هدفمند: تمریناتی که تمرکز ویژه بر تقویت عضلات اندام تحتانی و بهبود واکنشهای وضعیتی دارند، نقش اثبات‌شده‌ای در کاهش این ترس ایفا می‌کنند. به عنوان مثال، تمرینات تای‌چی[۱۰] به دلیل تلفیق تمرکز ذهنی، جابه‌جایی تدریجی مرکز ثقل و هماهنگی تنفس، نه تنها خطر افتادن را کاهش می‌دهد، بلکه اعتماد به نفس حرکتی سالمند را نیز بازمی‌گرداند (Li et al., 2005).

ب) درمان شناختی ـ رفتاری[۱۱]: مداخلات شناختی به سالمند کمک می‌کنند تا افکار فاجعه‌انگیز پیرامون سقوط را شناسایی کرده و آنها را با ارزیابیهای واقع‌بینانه جایگزین سازد. آموزش تمایز میان احتیاط منطقی و انزوای فلج‌کننده، به بازسازی خودکارآمدی تعادل کمک می‌کند (Tennstedt et al., 1998).

ج) اصلاح و ایمن‌سازی محیط زندگی: ارزیابی خطرات محیطی منزل و حذف موانع فیزیکی (مانند جمع‌آوری فرشهای لغزنده، نصب میله‌های دستگیره در سرویسهای بهداشتی، و بهبود روشنایی) حس تسلط و ایمنی روانی را در سالمند احیا می‌کند.

د) مدیریت دارویی: بازنگری در فهرست داروهای مصرفی توسط پزشک و تعدیل داروهایی که موجب افت فشار خون ارتواستاتیک، رخوت و تاری دید می‌شوند، از پیش‌نیازهای مهار این عارضه است.

نتیجه‌گیری

ترس از افتادن در دوران سالمندی صرفاً یک عارضه جانبی ناشی از ضعف جسمانی نیست؛ بلکه یک سازه روانشناختی پیچیده است که می‌تواند به عنوان مانعی جدی بر سر راه سالمندی فعال، استقلال فردی و مشارکت اجتماعی عمل کند. اگرچه احتیاط معقول بخشی ضروری از فرایند انطباق با تغییرات حسی و حرکتی سالمندی است، اما تبدیل شدن این احتیاط به ترسی مزمن و اجتنابی، فرد را در چرخه‌ای قهقرایی از کم‌تحرکی، افت توان عضلانی، افسردگی و نهایتاً زمین‌خوردن واقعی گرفتار می‌سازد.

برای رهایی از این دور باطل، نگاه سنتی مبتنی بر محدودسازی بیمار باید کنار گذاشته شود و جای خود را به توانمندسازی چندبعدی بدهد. تلفیق تمرینات ورزشی تقویت تعادل، اصلاح الگوهای شناختی فاجعه‌ساز، متناسب‌سازی فضای فیزیکی زندگی، و آموزش خانواده‌ها در پرهیز از رفتارهای بیش‌حمایت‌گرانه، کلید حفظ خودمختاری و ارتقای شأن زیسته سالمند در سالهای واپسین عمر است.

منابع

Friedman, S. M., Munoz, B., West, S. K., Rubin, G. S., & Fried, L. P. (2002). Falls and fear of falling: Which comes first? A longitudinal prediction model suggests strategies for primary and secondary prevention. Journal of the American Geriatrics Society, 50(8), 1329–۱۳۳۵.

Hadlandsmyth, K., Vranceanu, A. M., & Bienvenu, O. J. (2013). The impact of catastrophic thinking on fear of falling and mobility in older adults. International Journal of Geriatric Psychiatry, 28(10), 1087–۱۰۹۴.

Li, F., Harmer, P., Fisher, K. J., McAuley, E., Chaumeton, N., Eckstrom, E., & Wilson, N. L. (2005). Tai Chi and fall reductions in older adults: A randomized controlled trial. The Journals of Gerontology Series A: Biological Sciences and Medical Sciences, 60(2), 187–۱۹۴.

Scheffer, A. C., Schuurmans, M. J., van Dijk, N., van der Hooft, T., & de Rooij, S. E. (2008). Fear of falling: Measurement strategy, prevalence, risk factors and consequences among older persons. Age and Ageing, 37(1), 19–۲۴.

Tennstedt, S., Howland, J., Lachman, M., Peterson, E., Kasten, L., & Jette, A. (1998). A randomized, controlled trial of a group intervention to reduce fear of falling and associated activity restriction in older adults. The Journals of Gerontology Series B: Psychological Sciences and Social Sciences, 53(6), P384–P392.

Tinetti, M. E., Richman, D., & Powell, L. (1990). Falls efficacy as a measure of fear of falling. Journal of Gerontology, 45(6), P239–P243.

Zijlstra, G. A., van Haastregt, J. C., van Eijk, J. T., van Rossum, E., Stalenhoef, P. A., & Kempen, G. I. (2007). Prevalence and correlates of fear of falling, and associated avoidance of activity in the general population of community-living older people. Age and Ageing, 36(3), 304–۳۰۹.


[۱]Fear of Falling

[2]Ptophobia

[3]Falls Efficacy

[4]Proprioception

[5]Catastrophizing

[6]Polypharmacy

[7]Activity Restriction

[8]Deconditioning

[9]Overprotective

[10]Tai Chi

[11]CBT

گفت‌وگو

برای نوشتن دیدگاه وارد شوید. ثبت‌نام لازم نیست — با حساب گوگل در یک ثانیه وارد می‌شوید.

ورود با گوگل
مقاله بعدی اثر تماشاچی و انتشار مسئولیت  در پیری