تفاوت پیری در زن مجرد و زن متاهل

مقدمه
اگرچه تأهل برای مردان یک «مزیت سلامت» بسیار قوی و فراگیر ایجاد میکند، اما الگوهای تجربی در زنان نشان میدهند که رابطه میان وضعیت تأهل، طول عمر و کیفیت زندگی زنان پیچیدهتر و چندبُعدیتر است. تفاوتهای موجود در سالمندی زنان متأهل و مجرد بیش از آنکه صرفاً به داشتن یا نداشتن شریک زندگی وابسته باشد، به عواملی نظیر استقلال اقتصادی، شبکههای پیوند عاطفی غیرزناشویی، بار مراقبت از اعضای خانواده و شیوه سازگاری با سالهای طولانی عمر مربوط میشود.
۱. طول عمر و پدیده «مزیت کمتر تأهل در زنان»
پژوهشهای همهگیرشناسی نشان میدهند که اگرچه تأهل تا حدی با کاهش مرگومیر همراه است، اما میزان سودمندی زیستی تأهل برای زنان به مراتب کمتر از مردان است (Manzoli et al., 2007).
- زنان متأهل: زنان متأهل عموماً از سطح بالاتری از امنیت اقتصادی و استانداردهای زندگی برخوردارند، اما در مقایسه با زنان مجرد، لزوماً افزایش چشمگیری در طول عمر خود نسبت به مردان متأهل تجربه نمیکنند.
- زنان مجرد: جالب است بدانید زنانی که «هرگز ازدواج نکردهاند[۱]» نسبت به مردان مجرد، تاب آوری بهداشتی و بقای بسیار بهتری نشان میدهند. این تفاوت ناشی از استقلال عملی بالاتر، حفظ خود مراقبتی و عدم وابستگی به نظارت همسر برای انجام کارهای بهداشتی و تغذیهای است. با این حال، زنانی که دچار طلاق یا بیوگی میشوند، ممکن است به دلیل شوک اقتصادی یا عاطفی، با افت موقت یا دائم شاخصهای سلامت مواجه شوند (Hughes & Waite, 2009).
۲. بار مراقبت[۲] در برابر رهایی از نقشهای تحمیلی
یکی از بارزترین تفاوتها میان پیری زن متأهل و مجرد، مسئله «نقشهای مراقبتی» است:
- بار مراقبت در زنان متأهل: از نظر سنتی و فرهنگی، زنان نقش مراقب اصلی خانواده را ایفا میکنند. با بالا رفتن سن، یک زن متأهل با احتمال بالایی ناچار است نقش پرستار و مراقب همسر بیمار، سالمند یا ناتوان خود را بر عهده بگیرد. «سندرم فرسودگی مراقب[۳]» میتواند سیستم ایمنی زن را تضعیف کرده، اضطراب و افسردگی مزمن ایجاد کند و خود منجر به تسریع روند پیری فیزیولوژیک وی شود (Schulz & Sherwood, 2008).
- خودمختاری در زنان مجرد: زنان مجرد از این بار مراقبت سنگین نسبت به همسر معاف هستند. آنان وقت و انرژی بیشتری برای تمرکز بر نیازهای جسمی و روحی خود دارند و دچار تحلیل توان جسمانی ناشی از مراقبت شبانهروزی از یک همسر بیمار نمیشوند. با این حال، چالش بزرگ آنان این است که در زمان بیماری خودشان، فاقد یک مراقب مقیم و در دسترس درون منزل هستند.
۳. شبکه اجتماعی، دوستیها و حمایت عاطفی
نحوه برقراری ارتباطات بینفردی یکی از مهمترین نقاط تمایز زنان مجرد و متأهل است:
- تکثر منابع عاطفی در زنان مجرد: برخلاف مردان که همسر خود را کانون انحصاری حمایت عاطفی قرار میدهند، زنان معمولاً در برقراری و حفظ پیوندهای دوستانه، ارتباط با خواهران، خواهرزادهها و گروههای محلی بسیار توانمندترند. زنان مجرد در طول زندگی خود شبکههای دوستی بسیار غنی و متراکمی میسازند که در سنین بالا به عنوان یک سامانه حمایتی پایدار و جایگزین خانواده عمل میکند.
- تمرکز شبکه در زنان متأهل: زنان متأهل گاهی اوقات روابط دوستانه خود را به نفع رسیدگی به همسر، فرزندان و امور خانه محدود میکنند. در صورتی که این زنان در سنین بالا همسر خود را از دست بدهند (پدیدهای که با توجه به طول عمر بیشتر زنان بسیار محتمل است)، ممکن است به طور ناگهانی با بحران تنهایی و کوچک شدن حلقه اجتماعی مواجه شوند.
۴. ابعاد اقتصادی و امنیت مالی
بزرگترین آسیبپذیری زنان مجرد در دوران سالمندی، در حوزه مسائل مالی و معیشتی است:
- امنیت مالی زنان متأهل: زنان متأهل معمولاً از مزایای تجمیع درآمدهای خانوادگی، داراییهای ملکی مشترک و بهرهمندی از حقوق بازنشستگی یا مستمری همسر برخوردار هستند که استرس مالی را در کهنسالی به شدت کاهش میدهد.
- چالش مالی زنان مجرد: زنان مجرد، بهویژه آنهایی که به دلیل اشتغال غیررسمی، دستمزد پایینتر یا وقفههای کاری پس از طلاق، فاقد بازنشستگی پایدار هستند، در سنین پیری در معرض فقر و ناامنی مسکن قرار دارند. این ناامنی اقتصادی میتواند دسترسی آنان به مراقبتهای درمانی، رژیم غذایی مطلوب و خدمات نگهداری سالمندی را محدود سازد (Lin & Brown, 2012).
۵. سلامت روان و تصویر ذهنی از خود
- زنان متأهل و کیفیت رابطه: سلامت روان زن متأهل به شدت تابع «کیفیت عاطفی پیوند زناشویی» است. یک ازدواج حامی و صمیمانه آرامش روانی عمیقی به همراه دارد، اما زندگی با همسری سرد، سرزنشگر یا پرخاشگر، نرخ افسردگی را در سنین پیری دوچندان میکند.
- زنان مجرد و استقلال فردی: زنان مجرد سالمند معمولاً سطح بالاتری از مهارتهای تطبیقی، استقلال در تصمیمگیری و خودکارآمدی را گزارش میدهند. با این وجود، احساس بیپناهی یا نگرانی از آینده بدون مراقب، بهویژه در هنگام بستری در بیمارستان یا افت حواس و تعادل، میتواند به منبع اصلی اضطراب پیری در آنان تبدیل شود.
۶. دوره اجتنابناپذیر بیوگی
از آنجا که زنان بهطور متوسط چند سال بیشتر از مردان زندگی میکنند و معمولاً با مردانی بزرگتر از خود ازدواج کردهاند، اکثر زنان متأهل در نهایت وارد دوره «بیوگی» میشوند. این انتقال اغلب با افت ناگهانی درآمد، از دست دادن تکیهگاه اصلی زندگی و بروز سوگ مزمن همراه است. در واقع، زنان متأهل نیز در فاز نهایی زندگی خود شرایطی مشابه زنان مجرد را تجربه میکنند، با این تفاوت که باید بار سوگ و گسست ناگهانی یک رابطه دیرینه را نیز مدیریت نمایند.
نتیجهگیری
پیری زن متأهل با مزیت امنیت مالی، دسترسی آسانتر به مراقبت در منزل و احساس تعلق خانوادگی همراه است، اما به همان اندازه با خطر فرسودگی ناشی از مراقبت از همسر بیمار و ضربه عاطفی ناشی از بیوگی زودهنگام احاطه شده است. در مقابل، پیری زن مجرد با درجات بالاتری از خودفرمانی، استقلال شخصی و شبکههای اجتماعی دوستانه غنی پیوند خورده است، هرچند چالشهای اقتصادی بالقوه و نبود یک مراقب دائمی در منزل در هنگام ناتوانیهای حرکتی، آسیبپذیری عمده او را تشکیل میدهد.
منابع
Hughes, M. E., & Waite, L. J. (2009). Marital biography and health at mid-life. Journal of Health and Social Behavior, 50(3), 344–۳۵۸.
Lin, I. F., & Brown, S. L. (2012). Unpartnered adulthood in late life: A comparison of the never married, divorced, and widowed. Journal of Family Issues, 33(4), 513–۵۳۶.
Manzoli, L., Villari, P., M. Pirone, G., & Boccia, A. (2007). Marital status and mortality in the elderly: A systematic review and meta-analysis. Social Science & Medicine, 64(1), 77–۹۴.
Schulz, R., & Sherwood, P. R. (2008). Physical and mental health effects of family caregiving. The American Journal of Nursing, 108(9 Suppl), 23–۲۷.
[۱]Never-married Women
[2]Caregiving Burden
[3]Caregiver Burnout





گفتوگو
برای نوشتن دیدگاه وارد شوید. ثبتنام لازم نیست — با حساب گوگل در یک ثانیه وارد میشوید.
ورود با گوگل