تفاوت پیری در زنان و مردان

مقدمه
پیری در زنان و مردان فرایندی یکسان و قابلتقلیل به تفاوتهای زیستی نیست. هر دو جنس با افزایش سن با تغییراتی در بدن، تواناییهای شناختی، نقشهای اجتماعی و روابط خانوادگی روبرو میشوند؛ اما زمان آغاز، شدت و پیامد برخی از این تغییرات در زنان و مردان متفاوت است. این تفاوتها حاصل تعامل چند عاملاند: ژنتیک و هورمونها، سابقه بارداری و زایمان، نوع شغل و فعالیت بدنی، دسترسی به مراقبتهای پزشکی، وضعیت اقتصادی، شبکههای حمایتی و هنجارهای فرهنگی.
بنابراین، نمیتوان گفت یک جنس «بهتر» پیر میشود. زنان معمولاً طول عمر بیشتری دارند، اما سالهای بیشتری را با ناتوانی یا بیماری مزمن سپری میکنند. مردان، در مقابل، بهطور متوسط طول عمر کوتاهترین دارند، ولی ممکن است در بخشی از زندگی سالمندی با بیماریهای شدید و مرگومیر زودرس مواجه شوند. تفاوت اصلی در سالمندی زنان و مردان، بیش از آنکه به «تعداد سالهای عمر» مربوط باشد، به «کیفیت سالهای زندگی»، نوع بیماریها، استقلال عملکردی و شرایط اجتماعی آنان بازمیگردد.
۱. تفاوت در طول عمر و امید به زندگی
شناختهشدهترین تفاوتها :
- تفاوتهای زیستی و ژنتیکی؛
- اثر احتمالی برخی هورمونها، بهویژه پیش از یائسگی؛
- شیوع بیشتر رفتارهای پرخطر در مردان، مانند مصرف دخانیات، الکل و رانندگی پرخطر در مردان، مانند مصرف دخانیات، الکل و رانندگی پرخ؛
- مراجعه دیرتر مردان برای دریافت خدمات پزشکی؛
- تفاوت در الگوهای بیماری و مرگومیر.
با وجود طول عمر بیشتر زنان، آنان الزاماً سالهای بیشتری را در سلامت کامل سپری نمیکنند. در بسیاری از جمعیتها، زنان سالهای بیشتری را با محدودیت حرکتی، پوکی استخوان، درد مزمن، آرتروز یا ناتوانی زندگی میکنند. این وضعیت را گاهی «پارادوکس جنسیتی سلامت و طول عمر» مینامند: زنان بیشتر عمر میکنند، اما در سالهای پایانی زندگی ممکن است بیماری و ناتوانی بیشتری را تجربه کنند (Oksuzyan et al., 2008).
مردان معمولاً در معرض خطر بالاتری برای مرگ زودرس ناشی از بیماریهای قلبی-عروقی، برخی سرطانها و صدمات قرار دارند. در نتیجه، ممکن است تعداد کمتری از مردان به سنین بسیار بالا برسند، اما مردانی که به این سنین میرسند، غالباً از نظر عملکردی وضعیت متفاوت و ناهمگونی دارند.
۲. تفاوتهای هورمونی و جسمانی
الف) زنان و یائسگی
مهمترین تغییر اختصاصی در روند سالمندی زنان، یائسگی است. یائسگی به معنای پایان دائمی چرخه قاعدگی و کاهش چشمگیر فعالیت تخمدانهاست. کاهش استروژن میتواند با پیامدهایی مانند موارد زیر همراه باشد:
- گرگرفتگی و تعریق شبانه؛
- اختلال خواب؛
- تغییرات خلقی و تحریکپذیری؛
- خشکی واژن و تغییر در عملکرد جنسی؛
- افزایش سرعت کاهش تراکم استخوان؛
- تغییر در توزیع چربی بدن و افزایش چربی شکمی؛
- افزایش تدریجی خطر بیماریهای قلبی-عروقی پس از یائسگی.
یائسگی خود یک بیماری نیست، اما علائم آن میتوانند بر کیفیت زندگی، عزتنفس، تصویر بدنی و روابط زناشویی اثر بگذارند. شدت این آثار در زنان مختلف متفاوت است و به وضعیت سلامت، فرهنگ، حمایت خانوادگی و نگرش فرد نسبت به سالمندی وابسته است.
ب) تغییرات هورمونی در مردان
در مردان نیز با افزایش سن، سطح تستوسترون ممکن است بهتدریج کاهش یابد؛ بااینحال این کاهش معمولاً تدریجیتر و متنوعتر از تغییرات هورمونی زنان در یائسگی است. برخی مردان ممکن است با علائمی مانند کاهش توده عضلانی، کاهش انرژی، اختلال خواب، افت میل جنسی یا تغییرات خلقی مواجه شوند، اما نباید هر تغییر جسمانی را بهطور خودکار به «کمبود تستوسترون» نسبت داد. تشخیص نیازمند ارزیابی پزشکی و آزمایشگاهی است.
در مردان، بزرگشدن خوشخیم پروستات نیز در سنین بالاتر شایعتر میشود و ممکن است با تکرر ادرار، دشواری در شروع ادرار یا بیدار شدنهای شبانه همراه باشد. این مشکلات میتوانند خواب، خلقوخو و فعالیت اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهند.
۳. تفاوت در بیماریهای شایع
الگوی بیماری در زنان و مردان سالمند یکسان نیست.
زنان سالمند بیشتر در معرض موارد زیر قرار دارند:
- پوکی استخوان و شکستگی لگن؛
- آرتروز و محدودیتهای حرکتی؛
- دردهای مزمن؛
- بیماریهای خودایمنی؛
- ناتوانیهای جسمی در سالهای پایانی زندگی؛
- افسردگی و اضطراب مرتبط با فقدان، تنهایی یا فشار مراقبتی.
مردان سالمند بیشتر با موارد زیر مواجه میشوند:
- بیماریهای قلبی-عروقی؛
- برخی سرطانها، از جمله سرطان ریه و پروستات؛
- بیماریهای مرتبط با مصرف دخانیات و الکل؛
- پیامدهای مشاغل سخت و آسیبهای شغلی؛
- مرگومیر ناشی از صدمات و رفتارهای پرخطر.
البته این تفاوتها مطلق نیستند. سبک زندگی، وضعیت اقتصادی، قومیت، محل زندگی، ژنتیک و دسترسی به خدمات درمانی میتوانند الگوهای بیماری را بهشدت تغییر دهند والگوهای شناختی میتوانند هم زنان و هم مردان را درگیر کنند.
۴. تفاوت در پوکی استخوان و وضعیت حرکتی
پوکی استخوان در زنان پس از یائسگی شیوع بیشتری دارد و سرعت تحلیل استخوان را افزایش میدهد. به همین دلیل، زنان سالمند بیش از مردان در معرض شکستگی مهرهها، مچ دست و لگن قرار دارند. شکستگی لگن میتواند به کاهش استقلال، نیاز به مراقبت طولانیمدت، افسردگی و حتی افزایش خطر مرگ منجر شود.
مردان نیز به پوکی استخوان مبتلا میشوند، اما تشخیص آن ممکن است دیرتر صورت گیرد؛ زیرا پوکی استخوان اغلب بهعنوان مشکلی زنانه تلقی میشود. مردان سالمند نیز در صورت شکستگی لگن میتوانند پیامدهای شدید جسمی و عملکردی داشته باشند.
از سوی دیگر، زنان بهطور متوسط در سنین بالاتر با محدودیتهای حرکتی بیشتری زندگی میکنند، در حالی که مردان ممکن است بهدلیل بیماریهای قلبی یا عروقی زودتر دچار کاهش ظرفیت فعالیت شوند. تفاوت در قدرت عضلانی، توده استخوانی، سابقه فعالیت بدنی و بیماریهای زمینهای در این زمینه نقش دارد.
۵. تفاوت در سلامت روان
الف) زنان سالمند
زنان معمولاً به دلیل طول عمر بیشتر، احتمال بیشتری دارد که با فقدان همسر، دوستان و اعضای خانواده مواجه شوند. همچنین ممکن است در سالهای سالمندی با ترکیبی از عوامل زیر روبرو باشند:
- تنهایی پس از فوت همسر؛
- کاهش درآمد یا مستمری؛
- مسئولیت مراقبت از همسر بیمار یا نوهها؛
- تبعیض سنی و جنسیتی؛
- نگرانی درباره ظاهر، جذابیت و کاهش تواناییهای بدنی.
این عوامل میتوانند خطر افسردگی و اضطراب را افزایش دهند. بااینحال، زنان معمولاً در بیان احساسات و جستجوی حمایت اجتماعی فعالترند؛ این موضوع میتواند به شناسایی زودتر مشکلات و استفاده بیشتر از خدمات روانشناختی کمک کند.
ب) مردان سالمند
مردان ممکن است پس از بازنشستگی با بحران هویت و کاهش احساس سودمندی مواجه شوند؛ بهویژه اگر بخش عمده هویت آنان بر شغل، درآمد و نقش نانآوری استوار بوده باشد. برخی مردان نیز به دلیل هنجارهای فرهنگی، کمتر درباره ترس، غم، تنهایی یا افسردگی صحبت میکنند.
افسردگی در مردان سالمند ممکن است همیشه به شکل غمگینی آشکار بروز نکند و به صورتهای زیر دیده شود:
- تحریکپذیری و خشم؛
- کنارهگیری اجتماعی؛
- بیخوابی و خشم؛
- کنارهگیری اجتماعی؛
- بیخوابی
- بیانگیزگی و بیتفاوتی.
خطر خودکشی نیز در برخی جمعیتها در مردان سالمند بالاتر است؛ ازاینرو، تغییر ناگهانی رفتار، ناامیدی شدید یا صحبت درباره بیارزش بودن زندگی باید جدی گرفته شود و نیازمند ارزیابی فوری متخصص سلامت روان است.
۶. تفاوت در زوال شناختی و دمانس
زنان به دلیل طول عمر بیشتر، در آمار کلی جمعیت معمولاً تعداد بیشتری از مبتلایان به بیماری آلزایمر را تشکیل میدهند. اما تفسیر این موضوع پیچیده است. بخشی از تفاوت ممکن است صرفاً ناشی از طول عمر بیشتر زنان باشد؛ زیرا خطر دمانس با افزایش سن بالا میرود. در کنار سن، عواملی مانند تحصیلات، سلامت قلب و عروق، فعالیت اجتماعی، خواب، افسردگی، شنوایی و سابقه بیماریها نیز بر خطر زوال شناختی اثر میگذارند (Nebel et al., 2018).
برخی پژوهشها احتمال دادهاند که تفاوتهای هورمونی، عوامل عروقی و تفاوت در ذخیره شناختی نیز نقش داشته باشند. بااینحال، نباید نتیجه گرفت که سالمندی زنان ذاتاً با دمانس همراه است. بسیاری از زنان و مردان تا سنین بالا عملکرد شناختی خوبی دارند.
همچنین افت شنوایی و بینایی در هر دو جنس میتواند بار شناختی را افزایش دهد و خطر کنارهگیری اجتماعی، افسردگی و افت عملکرد شناختی را بیشتر کند. اصلاح مشکلات حسی، مانند استفاده از عینک و سمعک مناسب، بخشی مهم از مراقبت سالمندی است (Rong et al., 2020).
۷. تفاوت در شرایط اقتصادی و امنیت اجتماعی
در بسیاری از جوامع، زنان سالمند با آسیبپذیری اقتصادی بیشتری مواجهاند. دلایل این وضعیت عبارتاند از:
- سابقه اشتغال کمتر یا اشتغال در مشاغل کمدرآمد؛
- وقفههای شغلی ناشی از فرزندآوری و مراقبت از خانواده؛
- دستمزد و مستمری پایینتر؛
- بیوهشدن و از دست دادن درآمد همسر؛
- مالکیت کمتر بر داراییها و منابع مالی.
مردان نیز ممکن است پس از بازنشستگی با کاهش درآمد روبهرو شوند، اما در بسیاری از نظامهای اجتماعی، سابقه اشتغال رسمی و دسترسی آنان به حقوق بازنشستگی بیشتر است. این تفاوتها بر مسکن، درمان، تغذیه، استقلال و امکان مشارکت اجتماعی در سالمندی اثر میگذارند.
۸. تفاوت در روابط خانوادگی و شبکه حمایت
زنان سالمند معمولاً شبکههای اجتماعی گستردهتری حفظ میکنند و ارتباط بیشتری با دوستان، خواهران، فرزندان و خویشاوندان دارند. همین شبکهها میتوانند از تنهایی و افسردگی پیشگیری کنند. بااینحال، زنان در خانواده اغلب نقش مراقب اصلی را نیز بر عهده میگیرند؛ بنابراین ممکن است حتی در سالمندی همچنان بار مراقبت از همسر، نوه یا اعضای بیمار خانواده را تحمل کنند.
مردان سالمند ممکن است شبکه اجتماعی محدودتری داشته باشند و ارتباطات آنان بیشتر حول شغل یا همسر شکل گرفته باشد. پس از بازنشستگی یا فوت همسر، خطر کاهش ارتباطات اجتماعی در آنان افزایش میکت دا. به همین دلیل، ایجاد روابط دوستانه، مشارکت داوطلبانه و فعالیتهای گروهی برای مردان سالمند اهمیت ویژهای دارد.
۹. تفاوت در نگرش به بدن، ظاهر و سالمندی
فشار اجتماعی درباره ظاهر و جوانماندن معمولاً بر زنان شدیدتر است. چینوچروک، سفیدی مو، تغییر وزن و افت توان جسمانی ممکن است در زنان با قضاوت اجتماعی بیشتری همراه شود. این موضوع میتواند اضطراب پیری، نارضایتی از بدن و گرایش افراطی به اقدامات زیبایی را افزایش دهد.
فشار اجتماعی درباره جوانماندن مردان مربوط بیشتر با فشارهای مربوط به حفظ قدرت، توان جنسی، درآمد و نقش اجتماعی است. برخی مردان کاهش قدرت بدنی یا بازنشستگی را تهدیدی برای مردانگی و هویت خود تجربه میکنند.
در هر دو جنس، پذیرش واقعبینانه تغییرات بدن، حفظ فعالیت، ارتباط اجتماعی و تمرکز بر توانمندیهای باقیمانده میتواند از آثار روانی منفی سالمندی بکاهد.
۱۰. آیا زنان یا مردان سالمندی موفقتری دارند؟
پاسخ سادهای وجود ندارد. زنان معمولاً طول عمر بیشتری دارند و در حفظ روابط اجتماعی و جستجوی حمایت موفقترند، اما احتمال ناتوانی جسمی، پوکی استخوان و آسیبپذیری اقتصادی در آنان بیشتر است. مردان ممکن است از نظر اقتصادی در موقعیت بهتری باشند، اما خطر بیماریهای کشنده، انزوای اجتماعی، رفتارهای پرخطر و پنهانماندن افسردگی در آنان بیشتر است.
سالمندی موفق به جنسیت وابسته نیست، بلکه به مجموعهای از عوامل بستگی دارد:
- سلامت جسمی و روانی؛
- فعالیت بدنی منظم؛
- تغذیه و خواب مناسب؛
- امنیت اقتصادی؛
- روابط عاطفی باکیفیت؛
- دسترسی به خدمات درمانی؛
- مشارکت اجتماعی؛
- احساس معنا و هدف؛
- امکان حفظ استقلال و تصمیمگیری.
نتیجهگیری
پیری در زنان و مردان از نظر زیستی، روانی و اجتماعی تفاوتهایی دارد، اما هیچیک از این تفاوتها نباید به کلیشههای قطعی تبدیل شود. زنان بهطور متوسط بیشتر عمر میکنند، ولی در سالهای بیشتری با بیماری مزمن، پوکی استخوان، ناتوانی و آسیبپذیری اقتصادی مواجه میشوند. مردان معمولاً طول عمر کمتری دارند، اما خطر بیماریهای قلبی-عروقی، برخی سرطانها و مرگ زودرس در آنان بیشتر است.
در حوزه روانی، زنان ممکن است بیشتر با فقدان همسر، تنهایی و بار مراقبتی مواجه شوند، در حالی که مردان پس از بازنشستگی یا از دست دادن همسر ممکن است بهدلیل شبکه اجتماعی محدودتر، انزوای بیشتری تجربه کنند. همچنین زنان معمولاً آسانتر حمایت دریافت میکنند، اما مردان ممکن است مشکلات روانی خود را پنهان سازند.
در نهایت، کیفیت سالمندی نه فقط به جنسیت، بلکه به تعامل میان بدن، سبک زندگی، وضعیت اقتصادی، روابط خانوادگی، فرهنگ و دسترسی به خدمات بستگی دارد. مراقبت مؤثر باید جنسیتحساس باشد؛ یعنی هم نیازهای خاص زنان، مانند پیشگیری از پوکی استخوان و حمایت اقتصادی، و هم نیازهای خاص مردان، مانند سلامت قلب، گسترش شبکه اجتماعی و شناسایی افسردگی پنهان را در نظر بگیرد.
منابع
Nebel, R. A., Aggarwal, N. T., Barnes, L. L., Gallagher, A., Goldstein, J. M., Kantarci, K., Mallampalli, M. P., Mormino, E. C., Scott, L., Yu, W. H., Maki, P. M., & Mielke, M. M. (2018). Understanding the impact of sex and gender in Alzheimer’s disease: A call to action. Alzheimer’s & Dementia, 14(9), 1171–۱۱۸۳.
Oksuzyan, A., Juel, K., Vaupel, J. W., & Christensen, K. (2008). Men: Good health and high mortality. Sex differences in health and aging. Aging Clinical and Experimental Research, 20(2), 91–۱۰۲.
Rong, H., Lai, X., Jing, R., Wang, X., Fang, H., & Mahmoudi, E. (2020). Association of sensory impairments with cognitive decline and depression among older adults in China. JAMA Network Open, 3(9), e2014186.
United Nations Department of Economic and Social Affairs. (2020). World population ageing 2020 highlights. United Nations.
World Health Organization. (2022). Ageing and health… (۲۰۲۲). Ageing and health..
World Health Organization. (2023). Men, ageing and health: Achieving health across the life course. World Health Organization.





گفتوگو
برای نوشتن دیدگاه وارد شوید. ثبتنام لازم نیست — با حساب گوگل در یک ثانیه وارد میشوید.
ورود با گوگل