عادت
زمانـی کـه باورهـای مـا در ذهـن ما ریشـه کننـد، به صورت ناخـودآگاه و بـدون اینکـه ذره ای از دلیـل کارمـان خبـر داشـته باشـیم، بـر اسـاس عادت هایمـان زندگـی می کنیـم. زمانـی کـه بـه کاری عـادت می کنیـم مغـز مـا کمتریـن انـرژی را صـرف انجـام دادن آن کار می کنـد بـه همین دلیـل کارهایـی کـه برایمان عـادت شـده اند خوش آیندترند و لازم نیسـت برایـش انـرژی زیـادی مصـرف کنیم.
مثـلاً کسـی کـه بـه باشـگاه بدن سـازی مـی رود، در ابتدا خیلـی برایش سـخت اسـت کـه حـرکات را به درسـتی انجام دهـد. زمانی کـه می خواهد ۱۲ حرکـت را انجـام دهـد بـه حرکـت ۱۰ ام که می رسـد جـا میزند؛ اما اگـر همیـن فـرد بـه تمرین های خـود ادامـه دهد، بعـد از چند مـاه انجام حـرکات سـنگین برایـش به یک عـادت تبدیل می شـود و حتـی می تواند بیـش از ۱۲ حرکـت را انجام دهد.
در زندگـی بـه هرجایـی کـه رسـیده ایم بـه دلیـل عادتهایی اسـت که در شـخصیت ما ساخته شـده اسـت.
- اگـر ثروتمندیـم، عادتهایـی داریـم کـه باعـث می شـود روزبـه روز بیشـتر پـول بسـازیم.
- اگـر روابـط خوبـی نداریـم عادت هـای رفتـاری داریـم کـه نمی گذارنـد روابـط خوبـی داشـته باشـیم.
- اگـر زیـاد بیمـار می شـویم، عادتهایـی داریـم کـه مـا را بـه سـمت بیمـاری می کشـاند.
عـادت رایجـی کـه در ایـران به خصـوص دیده می شـود کتاب نخوانـدن اسـت! بلـه کتـاب نخواندن هـم برای ما عادت شـده اسـت و بـرای اینکـه بتوانیم کتاب خوان شـویم هـم باید آن را به یک عـادت تبدیـل کنیم.
مـن زمانـی که توانسـتم بـه کتاب خوانـدن عادت کنـم و کاری کنم که هنگام مطالعه خسـته نشـوم، توانسـتم خودم را بهتر بشناسـم.
مکانیزم فرار از عادت جدید
زمانـی کـه در مـدارس بـرای دانـش آمـوزان کارگاه هـای مهارت هـای مطالعـه و یادگیـری برگـزار میکنـم، وقتـی میخواهـم در مـورد تمرکـز در مطالعـه صحبـت کنـم همـه دانـش آمـوزان میگوینـد ایـن مـورد از مهم تریـن مشکلاتشـان در درس خوانـدن اسـت.
ایـن یکـی از مکانیـزم هـای مغز اسـت که وقتی بـه کاری عـادت ندارد و بـرای انجـام آن کار انـرژی زیـادی مصـرف میکنـد، سـعی میکنـد بـا توجـه بـه اطـراف یـا سـاختن افـکار غیـر مرتبـط حواسـمان را از درس خوانـدن پـرت کند و به قولـی نتوانیم برای مطالعه تمرکز داشـته باشـیم.
اگـر تکنیک هـا و روش هـای صحیـح مطالعـه را یـاد بگیریـم و آن هـا را بـه عـادت تبدیـل کنیم دیگـر کتاب خوانـدن برایمـان عـذاب آور نخواهد بـود و میتوانیـم از کتاب هـای مفیـدی کـه میخوانیـم در زندگی مـان اسـتفاده کنیم.
عادت جدید بساز
در دیگـر جنبه هـای زندگـی هـم همین گونـه اسـت. اگـر بتوانیـم عادتهـای جدیـدی را بسـازیم مطمئنـاً زندگی مـان به شـدت تغییـر خواهـد کـرد.
جمله ای منصوب به انیشتین وجود دارد که من آن را خیلی دوست دارم:
زندگـی الآن مـا نتیجه عادت ها و باورهای پیشـین ماسـت. اگر می بینیم هرچقـدر تـلاش می کنیـم ولـی تغییـر محسوسـی حاصـل نمی شـود باید عادت هـای جدیدی را بسـازیم.
عادت های روزانه
طـی تحقیقاتـی کـه در دانشـگاه دوک در سـال ۲۰۰۶ انجـام شـد محققـان متوجـه شـدند ۴۰ درصـد رفتارهایی که مـا در طـول روز انجام می دهیـم، بـر اسـاس عادت هـای ما انجام می شـود کـه به راحتـی و بدون اینکـه تلاشـی بـرای انجـام آن بـه خـرج بدهیـم عمـل مـی کنیـم. مثـلاً هنگامی کـه می خواهیـد شـلوار بپوشـید خیلـی راحـت ایـن کار را انجـام می دهیـد؛ بـدون اینکـه پایتان در یکـی از لنگه های آن گیر کنـد یا بدون اینکـه تعـادل خـود را از دسـت بدهیـد و بیفتیـد. ولـی بـرای کودکی که تـازه می خواهـد ایـن کار را انجـام دهـد مطمئناً درسـت شـلوار پوشـیدن کار سـختی است.
ایـن مثالـی کامـلاً واضح بـود؛ امـا بسـیاری از فعالیت های دیگـر ما نیز عـادت هسـتند کـه اصـلاً از آنهـا خبر نداریـم. شـاید برایتـان پیش آمده باشـد کـه با اینکـه تـازه غذا خـورده ایـده ولـی در سـاعت خاصـی از روز احسـاس گرسـنگی می کنیـد یـا دوسـت دارید مثلاً سـر یخچـال بروید و چیـزی بخوریـد، حتی شـده یـک شـکلات کوچک.
قدرت عادت
بعـد از تحقیقـات بسـیاری کـه محققـان بـر روی نحـوه کارکـرد عادت هـای انسـان داشـته اند متوجه شـدند برای هر انجـام دادن هر عادت سـه مرحلـه وجـود دارد.
مرحله اول:نشانه
اگـر شـما در سـاعت خاصـی از روز با اینکـه سـیر هسـتید احسـاس گرسـنگی می کنیـد و به سـمت یخچال منـزل یا محل کار خـود می روید ً
فـرض کنید پشـت لپ تاپتان در حال جسـتجو در گـوگل هسـتید و الآن سـاعت ۳ بعدازظهـر اسـت و شـما در سـاعت ۱ ناهارتان را خورده اید .احتمـال اینکـه الآن و بعـد از دو سـاعت دوسـت داشـته باشـید چیـزی بخوریـد هسـت؛ پـس بـه سـمت یخچـال می رویـد و مثـلاً چنـد جرعـه نوشـابه می نوشـید و دوبـاره بـه محـل کار یـا اتاق تـان بازمی گردیـد.
فـردا دوبـاره ایـن اتفـاق می افتـد؛ یعنـی در حـدود سـاعت ۱ ناهـار می خوریـد و حـدود سـاعت ۳ احسـاس گرسـنگی می کنیـد و چنـد قلـپ نوشـابه می خوریـد. در چنـد هفتـه ایـن اتفـاق می افتد و شـما در سـاعتی مقـرر هـوس خوردن نوشـیدنی می کنید. بعد از مدتی سـاعت ناهار خوردن شـما بـه هر دلیلـی تغییـر می کنـد و سـاعت ۲:۳۰ ناهارتـان را می خورید .چـون بـدن شـما عـادت کرده اسـت کـه حـدود سـاعت ۳ نوشـابه بخورد ،امـروز کـه دیرتـر ناهار خوردید سـاعت که به ۳ نزدیک می شـود، احسـاس گرسـنگی می کنیـد و بازهـم هـوس می کنیـد نوشـابه بخورید.
قدرت نشانه ها
داسـتان از این قـرار اسـت که چون بدن شـما عـادت کرده اسـت، زمانی کـه چشـم تان بـه سـاعت می خـورد بـدون اینکـه خودتـان خبـر داشـته باشـید، مغزتـان دسـتور می دهـد کـه الآن زمـان نوشـابه خـوردن اسـت .حتـی اگـر سـاعت را نبینیـد، مغزتـان بـا سـاعت بدن تـان ایـن دسـتور را می دهـد و از نشـانه ها تبعیـت می کنـد.
دیـدن سـاعت یـا تنظیـم سـاعت بـدن بـا تجـارب قبلـی شـما، مرحله یـک سـاخت عادت هـا یـا همـان نشـانه اسـت. زمانی کـه متوجه سـاعت می شـوید ناخـودآگاه عـادت شـما قـدرت می گیـرد و مغـز آن را عملـی می کنـد. در مثال هـای زیـادی می تـوان ایـن مـورد را دیـد.
مرحله سوم : پاداش
سیگار تفریحی
مثـلاً دریکـی از کارگاه هایـی کـه اخیـراً برگـزار کـردم یکـی از شـرکت کنندگان کـه سـیگاری بـود و به صورت روزانه سـیگار می کشـید ، می گفـت بعضی اوقـات بـدون اینکـه دلیـل خاصی داشـته باشـد یـا حالم ناخـوش باشـد سـیگاری را روشـن میکنم و سـیگار می کشـم. ایـن اتفاق در افـرادی کـه اسـتعمال دخانیـات می کننـد بسـیار رایـج اسـت؛ زیـرا برحسـب عـادت، زمانـی کـه نشـانه ای را می بینیـم مغز مـا دسـتور انجام آن عـادت را می دهـد بـدون اینکـه خودمـان خبـر داشـته باشـیم.
قبـل از اینکـه مرحلـه دو را بررسـی کنیـم بهتـر اسـت بـه سـراغ مرحلـه سـوم برویـم. در مثـال بـالا فـردی کـه بـا دیـدن نشـانه بـه ایـن فکـر می افتـد کـه چیـزی بـرای خـوردن پیـدا کنـد، علـت اصلـی ایـن هـوس رفـع گرسـنگی نبـوده اسـت؛ زیـرا او نیـم سـاعت قبـل ناهـار خـورده اسـت و ایـن احسـاس نبایـد احسـاس گرسـنگی باشـد.
پـاداش بـه ایـن معنـی اسـت که فـرد با انجـام آن عـادت که نوشـیدن نوشـابه اسـت بـه چـه پـاداش و احسـاس خوبـی می رسـد. شـاید فقـط بـه ایـن دلیـل کـه می خواسـته اسـتراحتی بکنـد و ایـن زمـان بـا زمـان گرسـنگی اش یکـی شـده اسـت فکـر می کنـد کـه بایـد الآن هـم چیـزی بخـورد؛ یـا شـاید خـروج از اتـاق ایـن احسـاس خـوب را بـه او می دهـد.
ایـن مرحلـه نیـاز به بررسـی بیشـتری دارد تا دقیقـاً بتوان متوجه شـد دلیـل اصلـی چه بوده اسـت.
مرحله دوم: رفتار
در اینجـا رفتـار همـان نوشـیدن نوشـابه اسـت؛ یعنـی کاری کـه باعـث می شـود مـا بـه آن پاداش موردنظر برسـیم. زمانی که بتوانیم تشخیص دهیم پاداشـی کـه برایمـان لذتبخش اسـت چیسـت، با تغییـر رفتـار می توانیـم بـدون اینکه انـرژی زیادی مصـرف کنیم عادت مـان را تغییـر دهیم.
اگـر متوجـه شـویم کـه نوشـیدن نوشـابه فقـط بـه دلیـل نیـاز بـه اسـتراحت انجام شـده اسـت، همین کـه دسـت از کار بکشـیم و چنددقیقـه ای بخوابیـم یـا چشـمانمان را روی هم بگذاریم بـه آن پاداش می رسـیم. چـون وقتـی ایـن کار بـه عـادت تبدیـل می شـود تبعـات دیگـری نیـز دارد. خـوردن نوشـابه بیش ازحـد باعث اضافه وزن می شـود .در کنـار نوشـابه احتمـال دارد بخواهیـم چیـز دیگری نیـز بخوریم و این خـود یـک عـادت دیگر اسـت.
مثال هـای بسـیاری در ایـن مـورد می تـوان زد تـا متوجـه شـویم چقدر عادتهـا در زندگـی مـا مهم هسـتند و با شـناخت و تغییـر عادت هایمان چگونـه می توانیـم رونـد زندگی مـان را تغییـر دهیم.
انواع نشانه ها
نشـانه هایی کـه باعـث می شـوند مـا تمایـل بـه انجـام رفتـاری داشـته باشـیم کـه از آن پاداشـی بگیریـم از جنس هـای مختلـف هسـتند که در اینجـا میخواهیـم بـه انـواع آنهـا بپردازیم.
زمان
در مثـال بـالا به وضـوح قـدرت ایـن نشـانه را دیدیـم. زمانـی کـه در سـاعت خاصـی از روز هسـتیم نشـانه خوبی اسـت بـرای اینکه بـه یکی از عادت هایمـان برسـیم. مثـلاً بعدازظهـر خواب می چسـبد، دم غروب شـد بریم سـیگار بکشـیم، سـر شـبی گرسـنه شـدم و…
مکان
مغـز مـا نسـبت بـه مکان هـای مختلـف نیـز واکنـش نشـان می دهـد و بـه دنبـال نشـانه ها می گـردد. مثـلاً تابلـوی یـک رسـتوران را کـه می بینیـم نمی توانیـم بـه عـادت پرخـوری نـه بگوییـم یـا زمانـی کـه چشـممان بـه کتاب فروشـی می افتـد دوسـت داریـم بـه آنجـا برویـم و بـه کتاب هـا نگاهـی بیندازیـم با اینکـه تعـداد زیـادی کتـاب نخوانده در کتابخانـه شـخصی خـود داریـم.
رفتار دیگران
زمانـی کـه همسـرم بـا من بـد صحبـت می کند یا پـدرم گیـر می دهد ،از خانـه بیـرون می زنـم و پیـاده روی می کنـم یـا زمانی که رئیس شـرکت بـه مـن می گویـد بایـد ایـن کار تـا هفتـه دیگـر انجـام دهی طبـق عادت اول، برنامـه کاریـم را چـک می کنـم تا ببینم چقـدر زمـان آزاد دارم.
وضعیت احساسی
حتمـاً دیده ایـد کسـانی را کـه وقتـی اسـترس می گیرنـد بایـد چیـزی بخورنـد، یـا وقتـی احسـاس آرامـش ندارنـد سـیگار می کشـند. بعـد از حسهایـی مثـل تـرس، اسـترس، خسـتگی، آرامـش، خواب آلودگـی و …، انسـان دوسـت دارد کاری را انجـام دهـد و اگـر ایـن فعالیت زیـاد تکرار شـود بـه یـک عـادت تبدیل می شـود.
پس از یک چیز دیگر
در این نشانه معمولاً کلمه «می چسبد» زیاد گفته می شود؛
بعد از ناهار خواب می چسبد؛
بعد از پیاده روی خواب می چسبد؛
بعد از باشگاه سیب زمینی و تخم مرغ می چسبد؛
بعد از چند ماه کار سنگین سفر می چسبد؛
و.. .




