رفتن به محتوا

دوران جوانی، تعیین کننده دوران پیری است

  • ۱۱ دقیقه مطالعه
دوران جوانی، تعیین کننده دوران پیری است

مقدمه

این گزاره که «دوران جوانی، تعیین‌کننده دوران پیری است» تا اندازه زیادی درست است، اما اگر آن را به معنای سرنوشت قطعی بگیریم، دچار ساده‌سازی شده‌ایم. پیری نتیجه یک لحظه یا یک دوره کوتاه نیست؛ بلکه حاصل انباشته‌شدن تجربه‌ها، انتخابها، شرایط اجتماعی، وضعیت اقتصادی، روابط انسانی، بیماریها و شیوه مواجهه فرد با زندگی در سراسر مسیر عمر است.

جوانی در این مسیر اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا بسیاری از عادتها، الگوهای رفتاری، نگرشها و تصمیمهای بنیادین زندگی در این دوره شکل می‌گیرند. سلامت جسمانی، سرمایه اقتصادی، سبک روابط، مهارتهای مقابله‌ای و حتی تصویری که فرد از خودش می‌سازد، در جوانی پایه‌گذاری می‌شوند و آثار آنها ممکن است تا سالمندی ادامه پیدا کند. بااین‌حال، هیچ‌کس به‌طور کامل اسیر گذشته خود نیست. تغییر سبک زندگی، درمان بیماریها، یادگیری، ایجاد روابط تازه و بازتعریف معنا می‌توانند کیفیت سالهای سالمندی را بهبود بخشند.

از این منظر، جوانی نه حکم نهایی پیری، بلکه یکی از مهمترین مراحل ساختن زمینه‌های آن است.

۱. پیری نتیجه مسیر تجمعی زندگی است

در رویکرد «دوره زندگی» در جامعه‌شناسی و بهداشت، سالمندی جدا از کودکی، نوجوانی، جوانی و میانسالی بررسی نمی‌شود. وضعیت سلامت در پیری، نتیجه تأثیرات تجمعی عوامل مختلف در طول زندگی است. بیماریهای مزمن، محدودیتهای حرکتی، توانایی شناختی و سلامت روانی معمولاً در سالهای پایانی زندگی ناگهان پدیدار نمی‌شوند، بلکه اغلب ریشه‌هایی در دهه‌های پیشین دارند (Elder & Shanahan, 2006).

برای مثال، فشارخون بالا، دیابت نوع دوم، بیماریهای قلبی، پوکی استخوان و برخی مشکلات شناختی می‌توانند با سالها تغذیه نامناسب، کم‌تحرکی، مصرف دخانیات، خواب ناکافی، استرس مزمن یا دسترسی محدود به مراقبتهای درمانی ارتباط داشته باشند. بنابراین، بدن سالمند تا حدی تاریخ زیسته او را با خود حمل می‌کند.

البته این بدان معنا نیست که هر سالمندی که در جوانی سبک زندگی نامناسبی داشته، حتماً در پیری ناتوان خواهد شد. بدن انسان توان ترمیم و سازگاری دارد؛ اما هرچه آسیبها زودتر آغاز شوند و مدت بیشتری ادامه یابند، احتمال پیامدهای دیررس افزایش می‌یابد.

۲. بدن جوان، سرمایه زیستی آینده را شکل می‌دهد

جوانی معمولاً دوره‌ای است که فرد از نظر جسمانی احساس توانمندی می‌کند و ممکن است تصور کند سلامت او همیشگی است. همین احساس توانایی گاهی موجب بی‌توجهی به مراقبتهای پیشگیرانه می‌شود. مصرف سیگار، الکل یا مواد، تغذیه ناسالم، بی‌تحرکی، رانندگی پرخطر و بی‌توجهی به خواب ممکن است در جوانی پیامد آشکاری نداشته باشند، اما در طول زمان به بدن آسیب می‌رسانند.

فعالیت بدنی منظم در جوانی به حفظ توده عضلانی، تراکم استخوان، سلامت قلب و ظرفیت حرکتی کمک می‌کند. این ذخیره جسمانی در سالمندی اهمیت زیادی دارد، زیرا با افزایش سن، بخشی از توان عضلانی و تعادل به‌طور طبیعی کاهش می‌یابد. فردی که در جوانی از تحرک، قدرت عضلانی و آمادگی جسمانی بیشتری برخوردار بوده است، معمولاً در برابر افتهای طبیعی سالمندی ذخیره بیشتری دارد.

از سوی دیگر، ترک عادتهای آسیب‌زا حتی در میانسالی یا سالمندی نیز سودمند است. ترک سیگار، کنترل فشارخون، کاهش مصرف نمک، بهبود تغذیه و شروع فعالیت بدنی متناسب با توان فرد می‌تواند خطر بیماری و ناتوانی را کاهش دهد. بنابراین، گذشته مهم است، اما آینده را به‌طور کامل مسدود نمی‌کند (World Health Organization, 2020).

۳. عادتهای جوانی به الگوهای پایدار زندگی تبدیل می‌شوند

بسیاری از رفتارهای روزمره در جوانی به عادت تبدیل می‌شوند. نوع غذا خوردن، میزان تحرک، شیوه مدیریت استرس، نظم خواب، نحوه استفاده از فناوری و میزان مراجعه به پزشک، اغلب در سالهای جوانی تثبیت می‌شوند.

اگر فرد از جوانی یاد بگیرد که بدن خود را بشناسد و نشانه‌های بیماری را جدی بگیرد، در سنین بالاتر نیز احتمال بیشتری دارد که مراقبت پیشگیرانه را ادامه دهد. در مقابل، کسی که مراجعه به پزشک را فقط هنگام بحران ضروری می‌داند، ممکن است بیماریهای قابل‌کنترل را تا مراحل پیشرفته نادیده بگیرد.

البته شکل‌گیری عادت فقط نتیجه انتخاب فردی نیست. درآمد، محل زندگی، امنیت شغلی، دسترسی به غذای سالم، امکانات ورزشی و کیفیت خدمات درمانی نیز نقش مهمی دارند. بنابراین، نباید تمام مسئولیت سلامت سالمندی را بر دوش فرد گذاشت. رفتارهای سالم در شرایط اجتماعی نابرابر برای همه به یک اندازه در دسترس نیستند.

۴. سلامت روانی سالمندی در جوانی نیز ریشه دارد

جوانی فقط دوره ساختن بدن نیست؛ دوره شکل‌گیری سبک روانی و عاطفی نیز هست. فرد در این دوره می‌آموزد چگونه با شکست، فقدان، تعارض، تنهایی و عدم قطعیت روبرو شود. این مهارتها در سالمندی اهمیت زیادی پیدا می‌کنند، زیرا سالمند ممکن است با بازنشستگی، بیماری، کاهش درآمد، مرگ دوستان و نزدیکان یا تغییر نقشهای اجتماعی مواجه شود.

فردی که در جوانی مهارت حل مسئله، انعطاف‌پذیری، خودتنظیمی هیجانی و کمک‌گرفتن از دیگران را آموخته است، احتمالاً در برابر بحرانهای سالمندی سازگاری بهتری خواهد داشت. در مقابل، اجتناب دائمی از مشکلات، سرکوب هیجانها یا وابستگی کامل به یک نقش اجتماعی می‌تواند در پیری آسیب‌پذیری روانی را افزایش دهد.

سلامت روانی مطلوب به معنای نداشتن هیچ رنج یا اضطرابی نیست. منظور، توانایی شناخت رنج، پذیرش کمک، حفظ ارتباط با دیگران و یافتن راه‌های تازه برای ادامه زندگی است. این تواناییها قابل یادگیری‌ هستند و حتی در سالهای بعد نیز می‌توان آنها را تقویت کرد.

۵. روابط جوانی بر تنهایی و حمایت اجتماعی در پیری اثر می‌گذارند

روابط انسانی یکی از مهمترین سرمایه‌های سالمندی است. خانواده، دوستان، همکاران، همسایگان و گروه‌های اجتماعی می‌توانند در زمان بیماری، سوگ، بازنشستگی یا کاهش توان جسمی نقش حفاظتی داشته باشند.

فردی که در جوانی روابط عمیق، محترمانه و متقابل ایجاد می‌کند، معمولاً در سالهای بعد نیز منابع بیشتری برای حمایت عاطفی و عملی دارد. این حمایت فقط به ازدواج یا داشتن فرزند محدود نیست. دوستیهای پایدار، روابط خواهر و برادری، مشارکت مدنی و ارتباط با جامعه می‌توانند به همان اندازه اهمیت داشته باشند.

در مقابل، انزوای طولانی‌مدت، قطع مکرر روابط، ناتوانی در حل تعارض و وابستگی افراطی به یک رابطه واحد ممکن است شبکه اجتماعی فرد را شکننده کند. در چنین شرایطی، با از دست رفتن همسر یا شغل، خطر تنهایی افزایش می‌یابد.

بااین‌حال، شبکه اجتماعی نیز قابل بازسازی است. حضور در فعالیتهای داوطلبانه، آموزش، گروه‌های فرهنگی، ورزشهای جمعی یا ارتباط منظم با دوستان می‌تواند حتی در سنین بالا از شدت انزوا بکاهد. بنابراین، روابط جوانی زمینه‌ساز هستند، اما تنها فرصت ارتباطی انسان به شمار نمی‌روند.

۶. جوانی از نظر اقتصادی بر کیفیت سالمندی اثر می‌گذارد

وضعیت اقتصادی سالمندی تا حد زیادی به فرصتهای شغلی، درآمد، پس‌انداز، بیمه و مالکیت مسکن در دوره‌های پیشین زندگی وابسته است. جوانی و میانسالی معمولاً زمان تحصیل، ورود به بازار کار، کسب مهارت، ایجاد امنیت شغلی و شکل‌دادن به منابع مالی آینده است.

فردی که در طول زندگی به آموزش، مهارت حرفه‌ای و برنامه‌ریزی مالی دسترسی داشته است، در سالمندی احتمالاً استقلال بیشتری خواهد داشت. او ممکن است بتواند هزینه‌های درمان، مسکن مناسب، مراقبت در منزل و فعالیت‌های اجتماعی را بهتر تأمین کند.

در مقابل، فقر، اشتغال ناپایدار، تبعیض جنسیتی، بیکاری طولانی، بیماری یا مسئولیتهای مراقبتی می‌توانند آثار خود را تا سالمندی ادامه دهند. این موضوع نشان می‌دهد که سالمندی فقط مسئله پزشکی نیست؛ مسئله‌ای اقتصادی و اجتماعی نیز هست. دو نفر ممکن است از نظر سن تقویمی یکسان باشند، اما به دلیل تفاوت در درآمد، مسکن و حمایت اجتماعی، سالمندی کاملاً متفاوتی را تجربه کنند (Marmot et al., 2010).

۷. تجربه‌های سخت جوانی می‌توانند در بدن و روان باقی بمانند

استرس مزمن و تجربه‌های دشوار، مانند فقر، خشونت، تبعیض، جنگ، ناامنی، فقدان زودهنگام یا روابط آسیب‌زا، ممکن است بر دستگاه عصبی، هورمونی و ایمنی اثر بگذارند. در پژوهش‌های زیستی ـ روانی از مفهوم «تجسم‌یافتن اجتماعی[۱]»برای توضیح این فرایند استفاده می‌شود؛ یعنی شرایط اجتماعی و روانی در طول زمان به تغییرات جسمانی تبدیل می‌شوند (Danese & McEwen, 2012).

این موضوع به معنای قطعی‌بودن سرنوشت قربانیان دشواریهای زندگی نیست. افراد مختلف در برابر یک تجربه مشابه واکنش یکسانی ندارند. حمایت اجتماعی، درمان روانشناختی، امنیت اقتصادی و فرصت بازسازی زندگی می‌توانند بخشی از آثار آسیب را کاهش دهند. در نتیجه، باید میان «اثرگذاری گذشته» و «تعیین‌کنندگی مطلق گذشته» تفاوت گذاشت.

۸. نگرش فرد به سن نیز در جوانی شکل می‌گیرد

تصویری که فرد از سالمندی دارد، اغلب از خانواده، رسانه‌ها و فرهنگ می‌آموزد. اگر جوانی، پیری را فقط با بیماری، ناتوانی، وابستگی و بی‌فایدگی برابر بداند، ممکن است با رسیدن به سنین بالاتر احساس کند هویت و ارزش خود را از دست داده است.

در مقابل، اگر سالمندی به‌عنوان مرحله‌ای دارای امکان یادگیری، انتقال تجربه، مشارکت، آرامش و انتخابگری دیده شود، فرد آمادگی روانی بهتری برای تغییرات این دوره خواهد داشت. این نگرش باید واقع‌بینانه باشد؛ مثبت‌اندیشی افراطی نباید بیماری، فقر یا ناتوانی را انکار کند. نگرش سالم آن است که هم محدودیتها را بپذیرد و هم امکانهای باقی‌مانده را ببیند.

پژوهشها درباره کلیشه‌های سنی نشان می‌دهند که نگرشهای منفی نسبت به سالمندی می‌توانند بر سلامت، عملکرد و احساس ارزشمندی فرد اثر بگذارند (Levy, 2009). بنابراین، جوانی که پیری را پایان شخصیت و معنا می‌داند، ممکن است پیش از رسیدن به سالمندی، از نظر روانی خود را بازنشسته کند.

۹. جوانی زیربنای سالمندی است، نه تنها عامل آن

با وجود اهمیت جوانی، نباید از نقش عوامل دوره‌های بعد غافل شد. ژنتیک، بیماریهای ناگهانی، حوادث، شرایط سیاسی و اقتصادی، کیفیت خدمات درمانی، روابط خانوادگی و فرصتهای اجتماعی همگی در سالمندی نقش دارند.

علاوه بر این، مفهوم «ذخیره شناختی» نشان می‌دهد که تحصیلات، فعالیت ذهنی، مشاغل پیچیده و مشارکت اجتماعی می‌توانند به حفظ عملکرد شناختی در برابر برخی آسیبهای مغزی کمک کنند (Stern, 2009). این ذخیره در جوانی و میانسالی شکل می‌گیرد، اما با مطالعه، یادگیری، ارتباط اجتماعی و فعالیت ذهنی در سالمندی نیز می‌توان آن را فعال نگه داشت.

همچنین، انسان در سالمندی همچنان قابلیت تغییر دارد. ورزش متناسب، توانبخشی، درمان افسردگی، اصلاح داروها، تنظیم خواب، تغذیه بهتر، آموزش مهارتهای تازه و ایجاد روابط اجتماعی جدید می‌توانند کیفیت زندگی را ارتقا دهند. این تغییرات شاید همه پیامدهای گذشته را از بین نبرند، اما می‌توانند مسیر باقی‌مانده زندگی را به‌طور معناداری تغییر دهند.

۱۰. از «تعیین‌کنندگی» به «مسئولیت در طول زندگی»

عبارت «جوانی، دوران پیری را تعیین می‌کند» اگر درست تفسیر نشود، ممکن است به دو خطا بینجامد. خطای نخست، سرزنش سالمندان است؛ گویی هر بیماری یا ناتوانی نتیجه بی‌مسئولیتی شخصی آنان بوده است. خطای دوم، ایجاد ناامیدی در افرادی است که در جوانی با فقر، بیماری، اعتیاد یا آسیبهای اجتماعی مواجه بوده‌اند.

تفسیر دقیق‌تر این است که هر مرحله از زندگی، امکانات و محدودیتهایی برای مراحل بعد ایجاد می‌کند. انتخابهای جوانی اهمیت دارند، اما این انتخابها درون شرایط اجتماعی و اقتصادی انجام می‌شوند. افزون بر آن، فرصت تغییر در میانسالی و سالمندی از بین نمی‌رود.

بنابراین، مسئولیت سالمندی سالم باید در تمام مسیر زندگی توزیع شود: فرد باید تا حد توان از سلامت خود مراقبت کند، خانواده باید حمایت عاطفی و عملی فراهم سازد، و جامعه باید آموزش، بیمه، مسکن، درمان و محیط مناسب برای سالمندی در اختیار مردم قرار دهد.

نتیجه‌گیری

دوران جوانی نقش مهمی در شکل‌دادن به دوران پیری دارد، زیرا بسیاری از عادتهای جسمانی، الگوهای روانی، روابط اجتماعی، منابع اقتصادی و نگرشهای فرد در این مرحله پایه‌گذاری می‌شوند. سلامت یا بیماری، امنیت یا ناامنی اقتصادی، پیوند اجتماعی یا انزوا و احساس معنا یا پوچی در سالمندی، اغلب بخشی از تاریخ طولانی زندگی فرد هستند.

بااین‌حال، پیری نتیجه قطعی و تغییرناپذیر جوانی نیست. گذشته بر سالمندی اثر می‌گذارد، اما آن را به‌طور کامل تعیین نمی‌کند. انسان در هر سنی می‌تواند بخشی از مسیر خود را اصلاح کند، کمک دریافت کند، عادتهای تازه بیاموزد، روابط جدید بسازد و معنای زندگی‌اش را بازتعریف کند.

پس تعبیر دقیق‌تر این است:

جوانی، بنیان و جهت اولیه دوران پیری را می‌سازد؛ اما کیفیت سالمندی حاصل تعامل میان تمام دوره‌های زندگی، شرایط اجتماعی و انتخابهای فرد در زمان حال است.

پیری، آینه تمام گذشته نیست؛ بلکه مرحله‌ای است که در آن گذشته، اکنون و امکانهای باقی‌مانده آینده با یکدیگر تلاقی می‌کنند.

منابع

Danese, A., & McEwen, B. S. (2012). Adverse childhood experiences, allostasis, allostatic load, and age-related disease. Physiology & Behavior, 106(1), 29–۳۹.

Elder, G. H., Jr., & Shanahan, M. J. (2006). The life course and human development. In W. Damon & R. M. Lerner (Eds.), Handbook of child psychology: Vol. 1. Theoretical models of human development (6th ed., pp. 665–۷۱۵). Wiley.

Lachman, M. E., Teshale, S.


[1]biological embedding

گفت‌وگو

برای نوشتن دیدگاه وارد شوید. ثبت‌نام لازم نیست — با حساب گوگل در یک ثانیه وارد می‌شوید.

ورود با گوگل
مقاله بعدی ثمره و نتیجه پیری چیست؟