چرا به زنها ترسو می گویند

مقدمه
برچسب «ترسو بودن» که در طول تاریخ و فرهنگهای مختلف به شکلی کلیشهای به زنان نسبت داده شده است، یکی از نمونههای بارز آمیختگی واقعیتهای زیستشناختی فرگشتی با ساختارهای جنسیتی و هنجارهای اجتماعی است. در حوزه روانشناسی تجربی و همهگیرشناسی، دادهها نشان میدهند که نرخ گزارش اضطراب و فوبیا در زنان تقریباً دو برابر مردان است (American Psychiatric Association, 2013). با این حال، تعبیر این تفاوت به عنوان «ضعف اخلاقی» یا «ترسو بودن ذاتی»، حاصل تفسیری فروکاهشگرایانه و فاقد دقت علمی است. بررسی این پدیده نیازمند تبیین همزمان سازوکارهای فرگشتی بقا، تفاوتهای نورواندوکرین، تفاوت در شیوههای جامعهپذیری جنسیتی، و ارزیابی عینی خطرات فیزیکی در جامعه است (Campbell, 1999; Taylor et al., 2000).
زیستشناسی فرگشتی: نظریه سرمایهگذاری والدینی و ارزش بقای مادر
از منظر زیستشناسی فرگشتی، تفاوت در رفتارهای احتیاط آمیز و ریسک گریزی ریشه در عدم تقارن زیستی بازتولید دارد:
- نظریه سرمایهگذاری والدینی رابرت تریورز: مادهها به دلیل محدودیت تخمکها، دوران طولانی بارداری و دوره شیردهی، سرمایهگذاری زیستی بسیار بالاتری نسبت به نرها در تولیدمثل انجام میدهند (Trivers, 1972).
- فرضیه آن کَمپبل[۱]: در محیط نیاکانی انسان، بقای نوزاد به طور مستقیم و حیاتی وابسته به زنده ماندن مادر بود. مرگ پدر شانس بقای فرزند را کاهش میداد، اما مرگ مادر تقریباً به معنای مرگ حتمی نوزاد شیرخوار بود. بنابراین، انتخاب طبیعی زنانی را برگزید که آستانه ترس پایینتری داشتند و از خطرات فیزیکی، رفتارهای تهاجمی پرخطر و مواجهههای مرگبار اجتناب میکردند. این احتیاط زیستی، استراتژی بقای فرزندان بوده است، نه یک ضعف روانشناختی (Campbell, 1999).
الگوی مهار استرس: آرامشبخشی و پیوندجویی به جای جنگ یا گریز
واکنش فیزیولوژیک زنان به تهدیدها تفاوتهای معناداری با مردان دارد:
- شلی تیلور و همکاران نشان دادند که الگوی کلاسیک «جنگ یا گریز[۲]» که عمدتاً بر اساس پژوهش روی مردان تدوین شده بود، پاسخ غالب فیزیولوژیک زنان نیست. زنان در مواجهه با خطر بیشتر الگوی «آرامشبخشی و پیوندجویی[۳]» را فعال میکنند (Taylor et al., 2000).
- این واکنش با ترشح هورمون اکسیتوسین تعدیل میشود که رفتارهای خشونتآمیز و درگیری مستقیم را مهار کرده و فرد را به سمت مراقبت از آسیبپذیران و جستجوی حمایت اجتماعی سوق میدهد. جامعهای که خشونت، خطرپذیری بیمحابا و تهاجم را شجاعت تعریف میکند، این واکنش حفاظتی و پیوندجویانه را به اشتباه «ترس» یا «فرار» مینامد.
واقعیتهای عینی آسیبپذیری فیزیکی و پارادوکس ترس از جرم
در جامعهشناسی و جرمشناسی، اصطلاحی با عنوان «پارادوکس ترس از جرم[۴]» وجود دارد:
- زنان در سنجشهای میدانی سطوح بسیار بالاتری از ترس از راه رفتن در تاریکی، زورگیری یا خشونت خیابانی گزارش میدهند. در گذشته این ترس را نامتناسب تلقی میکردند، اما پژوهشهای جرمشناسی نشان دادند که این واکنش کاملاً منطقی و واقعبینانه است (Ferraro, 1996).
- نابرابری در نیروی عضلانی و قد، احتمال آسیب فیزیکی شدیدتر در صورت بروز درگیری، و فرضیه «سایه افکنی خشونت جنسی[۵]» توضیح میدهند که چرا زنان محتاط تر عمل میکنند. هر جرم خشن بالقوه میتواند به خشونت جنسی بینجامد؛ بنابراین محاسبه عقلانی هزینه و فایده در مغز زن حکم میکند که از فضاهای تاریک یا موقعیتهای مشکوک کنارهگیری کند. برچسب ترسو زدن به این رفتار، نادیده گرفتن واقعیت ساختار جرم در جوامع است.
جامعهپذیری جنسیتی و سوگیری در گزارشگری
جامعه نقش پررنگی در نحوه بیان و برچسبگذاری هیجانات ایفا میکند:
- هنجارهای مردانگی و سرکوب ابراز ترس: از کودکی به پسران آموزش داده میشود که ابراز ترس نشانه بیعرضگی و ضعف مردانه است. این امر سبب میشود مردان ترسهای خود را پنهان، انکار یا با مصرف مواد و رفتارهای خشمآلود سرپوشگذاری کنند. در مقابل، ابراز علنی ترس در دختران از نظر فرهنگی قابل قبولتر است (Brody & Hall, 2008).
- سوگیری گزارش دهی در ابزارهای بالینی: زنان به طور میانگین هوش هیجانی و سواد عاطفی بالاتری دارند و اضطراب خود را صادقانه تر در پرسشنامههای روانشناسی و گفتگوها ثبت میکنند. این تفاوت در ابرازگری، آمارهای بالینی اضطراب را در زنان بالاتر نشان میدهد، در حالی که مردان به جای گزارش اضطراب، دچار رفتارهای پرخاشگرانه یا خود تخریبی میشوند (Kessler et al., 2005).
نوسانات هورمونی و تفاوتهای مدارهای عصبی
از نظر بیوشیمیایی، هورمونهای استروئیدی نقش تنظیمی مهمی بر آمیگدال و مدارهای هیجان دارند:
- استروژن و پروژسترون اثرات تنظیمی پیچیدهای بر حساسیت گیرندههای گابا[۶] و سروتونین دارند. نوسانات این هورمونها در دورههای قاعدگی، پس از زایمان و یائسگی میتواند آستانه تحریک سیستم دزدگیر دود را پایین بیاورد و فرد را نسبت به محرکهای تهدیدآمیز حساستر کند (Toufexis et al., 2006).
نتیجهگیری
اطلاق صفت «ترسو» به زنان یک تحریف شناختی و اجتماعی از راهبردهای بقاست. آنچه در ادبیات عامیانه ترس خوانده میشود، در واقع ترکیبی از احتیاط انطباقی فرگشتی برای حفظ حیات فرزندان، برآورد عقلانی ریسکهای فیزیکی در جامعه، تمایل به پیوندجویی به جای درگیری تخریبکننده، و پذیرش اجتماعی ابراز هیجانات است. بیپروایی مفرط مردان که گاه شجاعت انگاشته میشود، بهای سنگینی چون نرخ بسیار بالاتر مرگ ناشی از حوادث، قتل و رفتارهای انتحاری به همراه دارد. احتیاط زنان نه نشانه نقص روانی، بلکه هوشمندی زیستی و انتخابی کارآمد برای حفظ تداوم نسل انسان بوده است.
منابع
American Psychiatric Association. (2013). Diagnostic and statistical manual of mental disorders (5th ed.). American Psychiatric Publishing.
Brody, L. R., & Hall, J. A. (2008). Gender and emotion in context. In M. Lewis, J. M. Haviland-Jones, & L. F. Barrett (Eds.), Handbook of emotions (3rd ed., pp. 395–۴۰۸). Guilford Press.
Campbell, A. (1999). Staying alive: Evolution, culture, and women’s intrasexual aggression. Behavioral and Brain Sciences, 22(2), 203–۲۱۴.
Ferraro, K. F. (1996). Women’s fear of victimization: Shadow of sexual assault?. Social Forces, 75(2), 667–۶۹۰.
Kessler, R. C., Berglund, P., Demler, O., Jin, R., Merikangas, K. R., & Walters, E. E. (2005). Lifetime prevalence and age-of-onset distributions of DSM-IV disorders in the National Comorbidity Survey Replication. Archives of General Psychiatry, 62(6), 593–۶۰۲.
Taylor, S. E., Klein, L. C., Lewis, B. P., Gruenewald, T. L., Gurung, R. A., & Updegraff, J. A. (2000). Biobehavioral responses to stress in females: Tend-and-befriend, not fight-or-flight. Psychological Review, 107(3), 411–۴۲۹.
Toufexis, D. J., Myers, K. M., & Davis, M. (2006). The effect of gonadal steroids and gender on fear and anxiety. Biological Psychiatry, 60(5), 503–۵۱۰.
Trivers, R. L. (1972). Parental investment and sexual selection. In B. Campbell (Ed.), Sexual selection and the descent of man 1871–۱۹۷۱ (pp. 136–۱۷۹). Aldine.
[1] Staying Alive Hypothesis
[2] Fight-or-Flight
[3] Tend-and-Befriend
[4] Fear of Crime Paradox
[5] Shadow of Sexual Assault
[6]GABA





گفتوگو
برای نوشتن دیدگاه وارد شوید. ثبتنام لازم نیست — با حساب گوگل در یک ثانیه وارد میشوید.
ورود با گوگل