رفتن به محتوا

طبقه اجتماعی در نوع و شیوع ترس اثر دارد

  • ۶ دقیقه مطالعه
  • ۳۹ بازدید
طبقه اجتماعی در نوع و شیوع ترس اثر دارد

مقدمه

پیوند میان طبقه اجتماعی و تجربه زیسته هیجانات بنیادین، به‌ویژه «ترس[۱]»، یکی از مباحث کلیدی در روانشناسی اجتماعی، جامعه‌شناسی هیجانات و روانپزشکی اپیدمیولوژیک است. ترس هرچند در سطح پایه یک سازوکار زیستی-تکاملی برای بقا محسوب می‌شود، اما محرکهایی که این هیجان را برمی‌انگیزند، شدت تجربه آن و نحوه مواجهه و بازنمایی رفتاری آن به شدت تحت تأثیر بستر مادی، منزلت اجتماعی و منابع در دسترس فرد قرار دارند. موقعیت طبقاتی تعیین می‌کند که فرد در معرض چه نوع خطراتی قرار گیرد، چه میزان ضربه‌گیر روانی و مادی برای جذب شوکهای محیطی داشته باشد، و در نتیجه چه الگوهایی از هراس روزمره، بالینی یا وجودی در ذهن او غلبه یابند (Turner et al., 1995; Wilkinson & Pickett, 2009).

اثر طبقه اجتماعی بر شیوع کلی ترس و اختلالات اضطرابی

شواهد تجربی و پیمایشهای بهداشت روان در سطح جهان نشاندهنده رابطه معکوس معنادار میان پایگاه اقتصادی-اجتماعی (SES) و شیوع تجارب ترس شدید و اختلالات مرتبط با آن هستند:

  • شیوع بالاتر در طبقات فرودست: افرادی که در طبقات پایین درآمدی و تحصیلی زندگی می‌کنند، نرخهای بسیار بالاتری از هراس فراگیر، اختلال وحشت‌زدگی[۲] و فوبیاها را گزارش می‌کنند. قرار گرفتن مداوم در معرض محرومیت، نبود امنیت مالی و ناپایداری شغلی، سیستم پردازش تهدید (محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-فوق‌کلیه) را در حالت انگیختگی مزمن نگه می‌دارد (Lorant et al., 2003).
  • فرسایش ظرفیت انطباق روانی: فقر و بدهی مداوم باعث کاهش «پهن‌باند شناختی[۳]» و تضعیف منابع روانشناختی مورد نیاز برای مهار هیجانات منفی می‌شود؛ بنابراین محرکهای بالقوه ترساننده با سرعت و شدت بیشتری تبدیل به واکنشهای فیزیولوژیک اضطراب و ترس می‌شوند (Mullainathan & Shafir, 2013).

اثر طبقه اجتماعی بر «نوع» و جنس ترس

ساختار طبقاتی تعیین‌کننده محتوای شناختی ترسها است؛ به این معنا که افراد در هر طبقه، نگران پدیده‌ها و خطرات متفاوتی هستند:

  • ترسهای زیستی، مادی و آنی در طبقات فرودست: در این طبقه، کانون ترس بر نیازهای بنیادین بقا متمرکز است. ترس از بی‌خانمانی، ناتوانی در تأمین غذا یا دارو برای اعضای خانواده، ناتوانی در پرداخت هزینه‌های درمان بیماریهای حاد، و هراس از خشونت فیزیکی مستقیم و زورگیری در محیطهای ناامن شهری در صدر قرار دارند (Kessler et al., 1994).
  • ترس از سقوط پایگاه و ارزیابی منفی در طبقه متوسط: دغدغه مسلط در طبقه متوسط غالباً از جنس «اضطراب منزلت[۴]» است. هراس از افتادن به طبقه پایین‌تر، از دست دادن شغل اداری یا شرکتی، ناتوانی در تأمین آینده تحصیلی فرزندان، و فوبیاهای اجتماعی مرتبط با قضاوت دیگران و عدم انطباق با هنجارهای موفقیت اجتماعی بر ذهن این گروه غلبه دارد (de Botton, 2004).
  • ترسهای اگزیستانسیال و محافظت از دارایی در طبقات فرادست: با تضمین نیازهای مادی و بقای اولیه، نوع ترسها در طبقات بسیار مرفه به سمت هراس از دست دادن سرمایه، مصادره داراییها، ناامنی سیاسی کلان، بحرانهای سلامت روحی، بی‌معنایی زندگی[۵] یا هراس شدید از تماس و اصطکاک با افراد طبقات پایین هدایت می‌شود (Bourdieu, 1984).

منابع مقابله‌ای و ماندگاری ترس

میزان ماندگاری و تبدیل ترس انطباقی به ترس مزمن و بیمارگون نیز تحت تأثیر دسترسیهای طبقاتی است:

  • شکاف در ضربه‌گیرهای مادی و درمانی: یک موقعیت ترس‌آور یکسان (مانند ابتلا به یک بیماری خطرناک یا تصادف شدید) برای فرد مرفه از طریق بیمه‌های جامع، بهترین خدمات پزشکی و پس‌انداز مالی قابل مهار است و سطح تهدید ادراک‌شده کاهش می‌یابد؛ اما همان وضعیت برای یک کارگر کم‌درآمد به یک بحران تمام‌عیار تبدیل می‌شود که خطر فقر مطلق را در پی دارد و ترسی چندلایه و مهارنشدنی تولید می‌کند.
  • دسترسی به خدمات روانشناختی: اعضای طبقات مرفه برای مواجهه با ترسها، فوبیاها و تروماها امکان بهره‌مندی از روان‌درمانی، داروهای به‌روز و مرخصیهای بهبود را دارند؛ در حالی که افراد طبقات پایین غالباً امکان استفاده از این منابع را نداشته و مجبور به سرکوب هراس خود یا روی آوردن به مکانیسمهای مقابله‌ای ناکارآمد مانند سوءمصرف مواد می‌شوند (Williams et al., 2003).

پارادوکس ترس و آسیب‌پذیری در فضاهای اجتماعی

در جامعه‌شناسی هراس، پدیده‌ای به نام «پارادوکس ترس[۶]»  شناخته می‌شود؛ اگرچه طبقات فرودست بیشترین میزان قربانی‌شدن در جرائم خشونت‌بار را تجربه می‌کنند، اما طبقات متوسط و بالا گاه در فضاهای عمومی وسواس محافظتی و هراس اغراق‌آمیزتری نسبت به وقوع جرم یا آلودگی نشان می‌دهند. این ترس اغراق‌شده ناشی از فاصله‌گیری ساختاری از واقعیتهای کف خیابان، حصارکشی کالبدی و بازنماییهای هشداردهنده رسانه‌ای است که غریبه‌ها را به عنوان تهدید بازنمایی می‌کنند (Skogan, 1986).

نتیجه‌گیری

طبقه اجتماعی تنها یک ساختار توزیع ثروت نیست، بلکه بستر بنیادینی است که نقشه هیجانی ذهن، آستانه برانگیختگی ترس و ماهیت خطرات ادراک‌شده را تعیین می‌کند. طبقات فرودست هم در شیوع عینی و هم در شدت هراسهای مرتبط با بقا، خشونت فیزیکی و محرومیت مادی در معرض آسیبهای بیشتری قرار دارند و به دلیل فقدان سرمایه‌های اقتصادی و اجتماعی، ترس در این گروه بیشتر به فرسودگی زیستی و آسیبهای پایدار روانی می‌انجامد. در مقابل، طبقات متوسط و فرادست ترس را بیشتر در قالبهای نمادین، اضطراب منزلت، هراس از دست دادن مزیتهای رقابتی و نگرانیهای وجودی تجربه می‌کنند. از این رو، ارزیابی بالینی و جامعه‌شناختی ترس بدون در نظر گرفتن بافت طبقاتی و جایگاه ساختاری فرد، تحلیلی تک‌بعدی و ناقص خواهد بود.

منابع

Bourdieu, P. (1984). Distinction: A social critique of the judgement of taste. Harvard University Press.

de Botton, A. (2004). Status anxiety. Pantheon Books.

Kessler, R. C., McGonagle, K. A., Zhao, S., Nelson, C. B., Hughes, M., Eshleman, S., Wittchen, H. U., & Kendler, K. S. (1994). Lifetime and 12-month prevalence of DSM-III-R psychiatric disorders in the United States: Results from the National Comorbidity Survey. Archives of General Psychiatry, 51(1), 8–۱۹.

Lorant, V., Deliège, D., Eaton, W., Robert, A., Philippot, P., & Ansseau, M. (2003). Socioeconomic inequalities in depression: A meta-analysis. American Journal of Epidemiology, 157(2), 98–۱۱۲.

Mullainathan, S., & Shafir, E. (2013). Scarcity: Why having too little means so much. Times Books.

Skogan, W. G. (1986). Fear of crime and neighborhood change. Crime and Justice, 8, 203–۲۲۹.

Turner, R. J., Wheaton, B., & Lloyd, D. A. (1995). The epidemiology of social stress. American Sociological Review, 60(1), 104–۱۲۵.

Wilkinson, R., & Pickett, K. (2009). The spirit level: Why greater equality makes societies stronger. Bloomsbury Press.

Williams, D. R., Neighbors, H. W., & Jackson, J. S. (2003). Racial/ethnic discrimination and health: Findings from community studies. American Journal of Public Health, 93(2), 200–۲۰۸.


[۱]Fear

[2]Panic Disorder

[3]Cognitive Bandwidth

[4]Status Anxiety

[5]Existential Dread

[6]Fear Paradox

گفت‌وگو

برای نوشتن دیدگاه وارد شوید. ثبت‌نام لازم نیست — با حساب گوگل در یک ثانیه وارد می‌شوید.

ورود با گوگل
مقاله بعدی نظریه پنجره های شکسته